۸ پاسخ

من فقط مهد هست بعدش خودم یا خانه بازی

من کلاس میبرم باشگاه میبرمش پارک هم میبرم باهم کار دستی درست میکنیم نقاشی میکشه اگه بتونم بعصی وقتها بازی می‌کنم باهاش

من هر روز عصرا یکی دو ساعت میبرم پارک بازی میکنه،خونه هم یه کم کارتون میبینه،یه کم خودش بازی میکنه،گوشی میبینه

همبازیش منم و اعصابم 😀

دختر منم

از پاییز میفرستم پیش تنهاییشم پر میشه دیگه

من دخترم وقتی تعطیلات باشه بچه های داداشام هستن و هم بازی داره ولی وقتی نباشن بچه های همسایه هامون همبازی هاشن ،نباشن هم میبرم پارک یا خانه بازی ،خودمم یکمی بازی میکنم ولی حوصلم خیلی نمیاد ،دختر منم بیکارباشه تلویزیون اهل اسباب بازی نیست زیاد خیلیم داره ولی باید کنارش بشینی باهاش بازی کنی

منم متاسفانه

سوال های مرتبط

مامان حسین کیان مامان حسین کیان ۶ سالگی
سلام مامانای مهربون عصرتون بخیر خوبین حسین جانم ۶ سالشه دیروز که باپدرش رفته بود بیرون یه جا سوییچی خریده بود بعد امروز رفت توی بالکن دید بچه ها توی کوچه ان بازی میکنن گفت منم برم گفتم برو رفت گفت جا سویچیمم میبرم به دوستام نشون بدم گفتم ببر بعد که رفت منم از بالا داشتم نگاش میکردم دیدم جا سویجی دست پسر همسایه مون هست حالا نمیدونم خود پسرم داده یا پسره گرفتم بعد دیدم چند بار هی پسرم رفت نزدیکش که ازش بگیره پسر نداد هی برگشت عقب دوباره پسر اون وسیله ارزش نداره دوست دارم پسرم یاد بگیره بلد باشه وقتی وسیله ای رو که مال خودش به کسی داد دوباره بتونه بگیره و اینکه توی دوست یابی خیلی ضعیفه من سعی میکنم روزی دوساعت باهاش بازی کنم همسرم که اصلا باهاش بازی نمیکنه منم انتطاری ازش ندارم چون ۵صبح میره تا ۵ غروب فقط بلد بگه بیا بشین کارتون ببین یا گوشیشو بده دستش منم باهاش بازی می‌کنم واقعا سخته چون پسر کوچیکم هم سن اضطراب جداییشه همش گریه میکنه منم همش بغل میکنم که با پسر بزرگم بازی کنم و حسین اصلا با خودش بازی نمیکنه و خیل عصبیه زود قهر میکنه میگم حالا بازی ما تموم شد خودت بازی کن گریه میکنه و بشدت بد غذاست و انگار بترسه خجالت بکشه خیلی آروم حرف میزنه کسی نمیشنوه و بردمش باشگاه توی زمستون هوا سرد دو ماه بردم راهم هم دور بود پسر کوچیکم رو بغل میکردم می‌بردم اصلا تلاش نمی‌کرد هیچی یاد نگرفت