۲ پاسخ

كيسه رو ك برات پاره كردن درد نداشت؟

میشه بگی ماما همراهت بهت چه ورزش هایی داد؟

سوال های مرتبط

مامان محمد🌥️🤎 مامان محمد🌥️🤎 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت 1✅
من ۳۶ هفته شب رفتم بیمارستان معاینه شک داشتم که کیسه آبم سوراخ شده باشه و با ماما صحبت کنم که بشه ماما همراهم
معاینه شدم گفت مشکلی نداره و یه سانتی.. ورزشا و چیزایی که باید میخوردمو بهم گفت و باز چک لیستشونم برام نوشت که من تو تاپیکام برا مامانا گذاشتمشون
بعد از معاینه درد شدید کمر گرفتم با فشار داشتم و ازم یه چیزای ترشح بزرگ میومد ترسیدم..اینم بگم خونه مادرشوهرم اینا بودم..زنگ زدم مامان بابامو کشوندم بیمارستان گفتم منو درد زایمان گرفته..رفتم بیمارستان ماما گفت نه عزیزم همون ۱ سانتی دردت بخاطر معاینس تجربه زایمان طبیعی
دردشو تحمل کردم کم تر شد خیلی کم ولی ترشحا رو هنوز داشتم..یک هفته ورزش کردم ماما گفته بود جمعه شب یعنی ۲۱ آذر که میشدم ۳۷ هفته و ۳ روز برم معاینه تحریکی
این یک هفته ورزش کردم و هرچیزی گفته بود خوردم
شد جمعه شب و رفتیم بیمارستان معاینه کرد گفت هنوز همون یک سانتی تحریک کرد شد 2 سانت ماما گفت سر بچه کلا پایینه و کیسه آب نازک شده پس چرا رحمت باز تر نشده گفت برو خونه امکانش هست کیسه آبت پاره شه شایدم نشه گفت احتمالأ تو یک هفته آینده زایمان میکنی
مامان شیر پسر مامان شیر پسر ۵ ماهگی
#پارت چهارم خاطرات زایمان
بعد یکم راه رفتن و نشستن رو توپ ماما دوباره گفت بخواب معاینه کنم
همیشه فک میکردم معاینه خیلی درد داره ولی اون طوری هم نبود با دوتا انگشت چک کرد یکم فشار کوچیک داد
بهش گفتم اگه هنوز باز نشده میتونم بازم راه برم گفت نه لازم نیست ی آمپول بهم زد
بهش گفتم امپوله براچیه گفت دهنه رحمت ضخیمه زدم نرم تر بشه تو دلم خندم گرفت گفتم ضخیم بوده که من هرچی ورزش میکردم پیاده روی میکردم ن کیسه ابم پاره شد ن دردم می‌گرفته
بعد ده دقیقه یک ربع اومد دوباره نگاه کرد و چک کرد گفت عالیه نرم شده بعد رفت ی چیز سیخ مانندی آورد که کیسه ابمو پاره کنه ساعت هفت شده بود
بهش گفتم اگه هنوز باز نشده یکم راه برم ورزش کنم پایین تر که اومد پاره کن
تو دلم ترسیده بودم که من که درد ندارم اگه آب دور بچه بیاد بیرون این نیاد منو سزارین نکنن اینا
مامام جون و ریلکس بود تو دلم گفتم نکنه دانشجو باشه نکنه بچم ی اتفاقی براش بیوفته
مامام گفت نه همه چیزت خوبه کیسه ابمو پاره کرد یهو کل پد زیر پامو تخت و آب برداشت خیلی زیاد بود کلی آب اومد بیرون منم درد آنچنانی نداشتم آبا اومدن بیرون و خبری از بچه نبود
وای تو دلم ی استرس بدی افتاده بود
#ادامه دارد
مامان هانا🩷و ماهان💙 مامان هانا🩷و ماهان💙 ۷ ماهگی
پارت ۲ تجربه زایمان
بیمارستان که رفتم چون از وقتمم گذشته بود سریع بستریم کردن. معاینه شدم ۲ و نیم سانت بودم. ماما معاینه تحریکی انجام داد که زودتر پیشرفت کنم. دردام یکم بیشتر شد. ان اس تی گرفتن و فرستادنم اتاق زایمان و زنگ زدم به ماما همراهم اونم گفت سریع میام. با اینکه فکر میکردم ۴ سانت میاد ولی همون موقع اومد‌.
ماما همراهم اومد برام کیسه اب گرم اورد میذاشت رو شکم و کمرم
خرما میداد بهم. ورزش بهم میگف انجام بدم. نقاط فشاری رو برام انجام میداد و ...
اومدن معاینه کردن و گفتن ۳ سانتم کیسه ابمو پاره کردن و شدم ۴ سانت. دردام خیلی زیاد شد اسکات میزدم ولی به سختی. بعد حالت سجده میرفتم خیلی زیر شکمم درد میکرد. دکتر اومد گفت اگه بی حسی میخای الان میزنیم اول گفتم نه بعد دیدم دردا زیادن گفتم بی حسی اسپاینال میخوام. چون ماما همراهم گفت اسپاینال بهتره.
دکتر بیهوشی اومد سریع. من همش میترسیدم دردش زیاد باشه یا موقع زدنش تکون بخورم ولی اصلا هیچی نفهمیدم. بعد اینکه بی حسی زد پرستار گفت سریع به کمر بخواب اثر کنه. منم دراز کشیدم و حس گرما داشتم پاهام سوزن سوزن میشد
مامان خوشگل من مامان خوشگل من ۱ ماهگی
پارت سوم زایمانم

ضربان بچه افت کرده بود ک ماما و پرستارا اومدن و دارو میزدن بهم و قرص زیر زبونی دادن بهم گفتن چیزی نیس نترس یکم بد دوباره ضربانش اوکی شد و گفتن همینجور ان اس تی بهش وصل باشه جداش نکنین
رفتن و ساعت ۸ بود که باز اومدنو معاینه کردن و گفتن ی ثانتی تازه و باز رفتن یکم بد اومدن ی چیزی شبیه ب سوند بود رد کردن داخل واژنم و با سرنگ اب مقطر بهش تزریق کردن گفتن کمک میکنه دهانه رحمت زودتر باز شه و ی سرمم وصل کردن بهش و رفتن حین معاینه هایی ک انجام میدادن افتاده بودم ب خونریزی و شر شر خو ن میرفت ازم و اینم کع وصل بود بهم اذیتم میکرد
دیگه ساعت نزدیکای ۱۱ بود هی دردام رفته رفته شدت گرفته بود و غیر قابل تحمل بود و دوباره ضربان قلب بچه افت کرده بود و با دارو و اینا اوکیش کردن و گفتن پاشو ورزش کن انقد درد داشتم که نمیتونستم کاری کنم با شدت ک میگرفت دست خودم نبود انقدی جیغ میزدم ک کل بخش پر میشد و اونا هم هی معاینه میکردن کع یهو گفتن تو که هنوز ۴ ثانتییی و کیسه ابمو زدن
کیسه ابمو ک زدن لرز عجیبی نشست تو تنم و عرق سرددد کل بدنمو گرفت
اکسیژن وصل کردن بهم گفت نفساتو خوب بکش ولی تعادل نداشتم و نمیتونستم که دوباره ان اس تی و صل کردن بهم و ضربان بچع افت کرده بود دوباره و هی صدای دستگاه داشت میرفت پایینتررر و دردای من شدیدتررر میشد
ک ماماعه داد زد ویلچر بیارین ببریمش سزارین وضعیتش خوب نیس بچع هم ضربانش افت شدید دارهه
و سوند اینا زدن و اثر انگشت اینا گرفتن و بردنم