۳ پاسخ

عزیز دلم الهی که خدا بهت سلامتی بده واقعا بچه داری سخت من همیشه میگم چرا همه کارا گردن ما خانوماست این روزاهم میگذره عزیزم ☹️☹️

منم دو ماه دست تنها حتی شوهرمم کمک نمیکنه بچه رو نگه داشتم تازه بچم نارس بود با بخیه ده روز بیمارستان بودم اومدم خونه دوباره بخاطر زردی بستری شد ینی من یک روز برای زایمانم استراحت نکردم کمر درد دست درد همه چی دارم یه وقتایی بشدت کم میارم ولی چاره نیست🤕🤕🤕

درکت میکنممممم😔😔😔

سوال های مرتبط

مامان لنا مامان لنا ۷ ماهگی
من از شیردهی خیلی بدم میومد، حتی قبل بارداریم... کسیو میدیدم شیر میده به بچه ش میگفتم چرا‌شیرخشک نمیده...
تا سه ماه عم با هزار زور و دعوا و تهدید و قربون صدقه و دوشیدن شیر بالاخره به لنا شیر دادم... بعد قرار شد فقط صبح تا شب به لنا شیرخشک بدم و شب تا صبح شیر خودمو...
بعدم که پاستور رو زدن چون خونه ما اونجاس و من خواب بودم بسیار بد و با ترس از خواب بیدار شدم زمانی که پاستور رو زدن و کلا یه سینه م شیرش قطع شد و با یه سیمه م شیر میدادم به لنا، بعد دیدم به مرور سیر نمیشه و قرص خوردم و کلا شیرم خشک شد.... کاری ندارم.
تو این یک ماهی که لنا شیرخشک میخوره واقعا راضیم، واقعا حالم خوبه... دیگه از اینکه تو بیرون لنا گشنه ش بشه بدم نمیاد... دیگه خجالت نمیکشم... حتی دیگه خیلی راحت تر میرم بیرون، میرم رستوران... با اینکه قبلا هم جایی میرفتم شیرمو میدوشیدم تو شیشه....
حتی الان گاهی لنا بی قراری میکنه سینه مو میخوام بدم بهش بدم میاد، خیلی بیشتر از قبل... حتی از اینکه دراز کشیده و تو خواب بهش بدم.... نمیدونم چجوری حسمو توصیف کنم ولی قبلا هرکاری میکردم شیر خوردنشو زودتر تموم کنه، الان با شیشه بهش شیر میدم اگر نخوره هی دو سه دیقه یه بار شیشه رو بهش میدم که ببینم میخوره یا نه.... هیچوقت نتونستم با این حس بدم کنار بیام... حتی وقتی که لنا شیر میخورد