۱۴ پاسخ

من خودم اولیم ولی متاسفانه بچم پیش مادر بزرگاش راحت تره طوری که اصلا دوست نداره خونه بیاد😞
ولی من سلاح خودشو می‌خوام‌ 😫
ولی متاسفانه نمیزارن

مورد اولی صددرصد، درسته بچه خودش با دومی اوکی تر باشه ولی بعدا ک بزرگ میشن خودشو نشون میده این تربیتی ک باید می‌شده و نشده اون لحبازی ها خودمختاری ها حرف پدر مادری ک گوش نمیدن

با تجربه ای که من دارم لطفا بچرو پیش مادر بزرگش نزارید زیاد بمونه چون اینجوری هم بچه لوس میشه هم چند تربیته ..من دوتا پسر دارم یکیش تازه رفته ۴ سال اون یکی ام ۳ سال ..پسر بزرگم خیلی نازنازی شده لوس شده سره هرچیزی گریه میکنه چون متاسافه زیاد گذاشتم پیش مادر شوهرم موند ولی پسر کوچیکم خیلی آروم و ساکته بهونه های الکی نمیگیره الکی ام گریه نمیکنه

عزیزم من خودم فاصله سنی بچه هام1ساله وواقعاشرایط سختی داشتم بازم حاضرنشدم حداقل یکی ازبچه هاموبدم مامانم نگه داره خودم دوتاشونگه داشتم، فقط وقتی میرم ارایشگاه، عروسی، بانک، دکترو... اونموقه میزارم پیش مامانم، بله مادربزرگاعاشق بچه هاهستن بهترازماهم نگهشون میدارن ولی خب بچه ازاین خونه به اون خونه بره تربیتش خراب میشه مثلاتومیگی چایی نخورولی مادربزرگادلشون نمیادمیگن باشه حالااینباربزاربخوره واین باعث میشه بجه دیگع حرفتوگوش نده، میخوای بابقیه بازی کنه ببرش خانه بازی

بنظر من مامانه خیلی گیر میده

هیچکدوم حقیقتا
اگر‌قراره پیش خودم باشه گیر زیاد نمیدم هم بچه هم خودم اذیت بشم
پیش مادربزرگم نمیذارم
اگر شرایط داری مهد بذار تایمی‌که سره کاری
اگر‌لجباز نیست و اذیت نمیکنه مهد بهترین گزینه هستش

بچه پیش مادرش باشه بهتره ولی یکم از حساسیت هات کم کن عزیزم

منم مادر اولیم فقط تو حموم بهش گیر نمیدم میزارم بازی کنه و تو خیابون هم بعضی وقتا دستشو بهم نمیده خیلی مراقبشم کاریش ندارم خیلی مواقع هم خودش دستشو میده ، اگه بیخیال هم باشیم بچه مریض میشه، منم چند وقت پیش با اینکه هی تذکر میدادم دستشو دهنش نکنه یا از روی زمین چیزی برنداره آخرش کار خودشو کرد و مریض شد الان بهتره، ولی درکل زیاد بهش گیر نمیدادم بجز تمیزی دستاش و غذاش

من یکمی مث اولی هستم کیانم دیگه پیش خودم راحته قبلنا خیلی گیر میداد بره بامامان جونش ولی الان باخودم می مونه

من که به بچه هام اینقد گیر نمیدم الانم راضیم خودشون راحت میرن حموم کارای کوچک خودشون میتونن انجام بدن و زیاد باهاشون میرم بیرون اذیت نمیشم. نمیدونم شاید چون دوتا باهم اینجوری شدن

منم پسر بزرگم بیشتر پیش مامان بابام بود(البته من خودم میخواستم) پشیمونم ولی خب گاهی باشه که اشکال نداده

یعنی نمیشه اولی باشه ولی مادره رفتارشو عوض کنه؟
من خودم ترجیح میدم اگه قراره سرکار برم که بچمو به جایی بسپرم مهد کودک بذارمش البته یه جای خوب یا مادربزرگی که تو خونه مراقبشه. اونجوری هم خوب نیست بچه چند تربیته میشه.

بچه خودش چی‌میخاد اصل همونه

انتخاب من یا بچه ؟

سوال های مرتبط

مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۳ سالگی
دخترا لطفا اگه تجربه ای دارین میشه راهنماییم کنید مخصوصا اگه بچه هم سن و سال دخترم دارین🥲🙏🏻
آوا مدتیه که به شدت لجباز و بهونه گیر شده...
مثلا آب میخواد میرم براش میارم ، گیر میده که این لیوان نه اونیکی ، لیوان دیگه میارم میگه آب کم ریختی ، آب زیاد میریزم میگه زیاد ریختی ، بعد میگه نی میخوام با نی بخورم و ...
بخاطر یه آب هزار بار منو بشین پاشو میکنه
حالا من فقط یدونه آب رو مثال زدم
تو همه چی اینطوری میکنه
یکی بهش یدونه شکلات بده پرت میکنه و میگه یکی دیگه بده 😐 به خدا آبروم رفته پیش غریبه ها
وقتی بی اعتنا میشم انقدر گریه میکنه و از ته دل جیغ میزنه فک کنم گلوش جر بخوره
تو جمع و مهمونی به حرفش گوش میدم که با گریه و جیغش بقیه اذیت نشن
ولی تو خونه سعی میکنم از سرش بپرونم ولی نمیتونم
یه چیزی دست بقیه بچه ها ببینه انقدر میچسبه به من که باید ازش بگیری بدی به من 😑😫
دو روز پیش مهمون بودیم دست یه بچه به چیزی دید مگه ول کن من بود که برو ازش بگیر بده به من
با هزار زحمت از اون بچه گرفتن دادن دست آوا ولی به نظرتون آوا چی کار کرد ؟؟ اسباب بازی رو پرت کرد با تمام وجود گریهههه و جیغغغ مگه آرووم میشد انگار عصبانی شد که چرا دیر دادین بهم 😐
آبرمون رفت مگه آرووم میشد دیگه خدافظی کردیم برگشتیم
به خدا تا قبل از این که این رفتار ها رو داشته باشه انقدر بچه خوبی بود از نوزادی تا الان ذره ای منو اذیت نکرده بود ، واسه همین میخواستیم اقدام کنیم برا بچه دوم
ولی از وقتی اینطوری میکنه با شوهرم پشت دستمون رو داغ زدیم که دیگه بچه نیاریم😩🥲
مخصوصا وقتی مهمونیم و این ادا ها رو میده آب میشیم میریم تو زمین با هیچی هم آرووم نمیشه یا هواسش پرت نمیشه
ترو خدا شما تجربه ای دارین ؟ 🥲
مامان پسری مامان پسری ۳ سالگی
نمیدونم من کم طاقت شدم یا پسرم خیلی بداخلاق و تو مخی شده ...همینجور صبح که از خواب بیدار میشه با بداخلاقی و نق نق چشماش رو باز میکنه میگه تلویزیون روشن کن گوشی بده ...صبحانه اینو نمیخورم اونو نمیخورم حتما باید فلان چیز باشه...مهد کودک نمیرم ...همینجور غرغر تا آخرشب همش میپرسه غذا چی داریم بعد میگه نمیخورم دوست ندارم فلان غذا رو درست کن... بیرون بریم برای اسباب بازی و خوراکی لج میکنه گریه و زاری باید برام بخری ...اصلا تنهایی بازی نمیکنه یا من باید باهاش بازی کنم با گوشی میخواد ...بعد من واقعا از دستش نق نق و غرغراش سردرد میگیریم یکسره در حال دستور دادن و ناله کردنه وقتی دعواش میکنم یکساعت گریه میکنه ضعف میکنه میگه مامانی بغلم کن مامانی دوستت دارم مامانی حرف نزن یعنی دعوام نکن دیگه نمیدونم چیکار کنم گاهی از کوره در میرم میکنم بعد واقعا ناراحت میشم ولی واقعا از بداخلاقی خسته شدم کلی وسیله و اسباب بازی داره هرجا بریم وسیله و اسباب بازی به های دیگه رو میخواد غش میکنه از گریه
مامان یزدان مامان یزدان ۳ سالگی
سلام مامانا من از دست این بچه خیلی عصبی شدم میترسم آخر سکته کنم بعضی موقع ها دیگه طوری به مغزم فشار میاد که میگم الان رگ مغزم می ترکه اصلا حرف گوش نمیده هرچی خودم کنترل میکنم که به درستی بهش میگم مامان نکن خطرناکه یا فلان چی کثیف هست دست نزن بدتر می‌کنه که دیگه مجبور بشم یا کتکش بزنم یا دعواش بکنم مثلا اگر رفتیم خیابون اصلا یه جا بند نیست فقط دو می‌کنه هرچی میگم ماشین میاد خطرناکه اصلا حالیش نیست او روز رفتم بازار تو پاساژ دو می‌زنه من برم پله برقی هرچی میگم نرو خطرناکه باهم میریم اصلا نمی ترسه دیگه اول تا آخر بغلش کردم که دیگه خورد شدم کاری می‌کنه که جلو همه دعواش کنم الان هم از خواب که بیدار شده تو یک ساعت ده تا خرابکاری کرده رفته رو صندلی قیچی آورده میگم بده به من قیچی خودت بردار نمیدهد اومدم تاید بریزم تو شیشه اومده فوتش کرده ریخته تو صورت و موهاش بعدش هم رفته ظرف لوبیا که خیس داده بودم از رو کمد ریخته کف آشپزخونه باباش هم اگر گفتم ببرش بیرون میگه خودت هم بیا اگرم حرفی زدم میگه بچه هست ولی اگر خودش ده دقیقه بردش میگه بیا که دیوونه شدم