۴ پاسخ

قبل اینکه این عادت رو به پسرتم منتقل کنی زودتر ترک کن

ن منم مثل تو ام افسرده شدم دختر منم بکوب جیش میکنه یجا میریم مدام تو استرسم بره اتاق یا حیاط یا جایی ک جلو چشم نباشه میاد میبینم باسنش خیسه منم دق کردم با یه مشاورم حرف زدم بخوام الان مای بیبی کنم هیچوقت دیگه یاد نمیگیره ولی منم پیر شدم از اینکارش

خوابتو درست کن همه چی خود خود درس میشه صبحا یه قهوه بخور برنامه و کارتو بنویس رو کاغذمنم گوشی خیلی وقتمو میگیره که اینستامو حذف کردم راحت شدم

من خودم ی قانونی دارم میگم اول کار بعد گوشی
یعنی کارهام رو انجام میدم بین کار کردن با دخترمم هم بازی میکنم بعدش هم ک کارم تموم شد حتما باهاش بازی میکنم
بعدش اگر وقت کردم میرم تو گوشی اگر ک نه نمیرم شاید باورت نشه شده من یک هفته تو گوشی هم نرفتم
وقتایی تو گوشی میرم ک دخترم خوابه اگر نخوابه وقتم رو برای دخترم استفاده میکنم

سوال های مرتبط

مامان مهدیس مامان مهدیس ۳ سالگی
من یه مشکلی دارم اینکه بچم چون خیلی بهم وابسته اس ،پدرش رو انگار رقیب عشقی خودش می دونه و انگار اون رو کسی می دونه که وقتی هست من هواسم از دخترم پرت می شه ،رابطه خوبی با باباش نداره،باباش هم خیلی مهربونه ،هم بازی می کنه ،هم روسش داره ،ولی اصلابغل باباش نمیره و اینکه همش می گه تو رو دوس تدارم،همسرم خیل نازاحت و غصه می خوره ،واقعا زندگیم مختل شده ،همش ناراحته می گه چه جو ی میشه یه بچه باباش رو دوس نداشنه باشه،
دخترم مثلا باباش یاهاش بازی کنه خوبه ،پارک برن بیرون برن ،ولی تا خلاف میلش عمل می کنه بد رفتاری می کنه،به باباش می گه توبرو انورتر بخواب،مثلا واضح حسادت نمی کنه ها،مثلا وقتی همدیگرو بغل کنیم یا کنار هم باشیم چیزی بگه ولی تو رفتار هر کاری همسرم برا من می کنه نگاه می کنه یاد می گیره و انجام میده ،مثلا صبحاته ها همسرم لقمه میده بهم دخترم هم یاد گرفته اونم به من لقمه میده،مثلا می گن به همسرم کیف رو بگیر سنگینه می گه بده من بیارم مامان
کسی این مشکل رو داره؟