۵ پاسخ

بالاخره ما هم اولین باره مادر میشیم. از خودت بگذر. منم سر اولی همینجوری بودم واسه همین سر دومی خیلی راحتتر گرفتم

محمد دست زد ارسال شد
میگم چرا اینجوری کردم
چرا سخت گرفتم
بداخلاق شده بودم
به همه گلایه می کردم پیر شدم
همه جا غر محمد میزدم
خیلی چیزای دیگه ذهنمو مشغول کرده،

منم تو همون مرحله ی قبلتم

منم مرحله ترک پوشک که تموم شد خیلی ناراحت بودم از اینکه چرا به بچم اینقدر سخت میگرفتم اندازه موهای سرم پشیمون بودم که چرا زیاد سخت گیری کردم

منم همینجور بودم دست تنها و ...

سوال های مرتبط

مامان سید محمد❣️ مامان سید محمد❣️ ۳ سالگی
چند وقت پیش حال روحیم خوب نبود ر۴تم دکتر بهم گفت حس می کنم نسبت به بچه ت و محدودیت و زحمتش عصبانی هستی منم هی قسم و آیه که نه من این بچه رو با هزار تا دعا خواستم ارزوم بوده و اینا اونم گفت خب بالأخره زندگی سختی های زیادی داره چند تا نصیحت کرد و منم دیگه دوباره نرفتم حوصله شو نداشتم
دیشب یه فیلم دیدم که یه بچه مادر خوبی نداشت خیلی دارم به مادریم فکر می کنم
اینکه اون به اراده خودش به این دنیا نیومده
من دارم باهاش چیکار می کنم
همین امروز صبح با دلدرد بیدار شد کلی نازشو خریدم بردمش دستشویی گفتم غدا بهور اب بخور نخورد ولی اخرش اینقدر هی گفتم باید دارو بخوری،چرا دیشب اینو خوردی چرا اونو خوردی و چرا شام نخوردی چرا حرف منو گوش نکردی حالا هم یا برو بگیر بخواب یا که دارو میدم رفتم تواشپزخونه که اروم بشم اومدم دیدم خوابش برده
خیلی بهش غر میزنم
میگه دائم باهام بازی کن منم هی منتظرم از دستش فرار کنم پنج دقیقه اولش درست میشینم کنارش بقیه شو دنبال راه فرارم
حس می کنم اصلا مامان خاصی نیستم
مامان سید محمد❣️ مامان سید محمد❣️ ۳ سالگی