۱۰ پاسخ

پسر منم خوراکی نمیخواد ولی ماشین خیلی دوس داره
براش اسباب بازی بخر

بخدا ک دختر منم همینه اصلا نشده بگه خوراکی مثال فلان چیز دوست دارم برام بگیر کلا بدغذاس بزور خودم بهش غذا میدم
همسن و سالاش میبینم عاشق پیتزا عاشق ساندویچ ،کباب و اینا این هیچی هرچی درست کنم تو سفره جلوش میزارم نمیخوره بازی میکنه میجوه ولی قورت نمیده خرابکاری میکنه هیچم بش نمیگم بعدش باید خودم بش غذا بدم

دختر من قبلا اینجور بود فقط توپ می‌دیدی میخواست یا یه خوراکی خاص میخواست همونا بر می‌داشت میگفت بریم برداشتم دیگه خوراکی دیگه نمیزاشت براش بخرم الانم البته یکی دو تا خوراکی بیشتر ازم نمیخواد اما خودم بیشتر بخرم نمیگه نخر برام

خوب یچه ای داری والا شکر کن

خب هر بچه ای علاقش متفاوته پسر من فقط عاشق خوراکیه و کلا غذا و خوردنه... ولی بیرون بریم اصلا به اسباب بازی نگاه نمیکنه

حالا دختر من عاشق شهر کتابه 🥺...کلا پاتوق من و دخترمه چون هر دومون عاشق کتابیم محیطشو هم دوست داریم ..وقتی میخوام خیلی خوشحالش کنم میبرمش شهر کتاب

تصویر

دختر من فقط تو مغازه چیزی ک قبلا خورده ببینه میخواد
چنبار بردم اسباب بازی فروشی کلی چیزای خفن داشت دفه سوم ک بردم گیر داده بود سیب زمینی پیازه اسباب بازی که با چاقو نصف میشه میخوام 😂
دفه بعدم یدونه پاندای افقی دید گفت این مال منه برداشت برد حساب کردم . سری های قبل و بعد چیزی نخواست

پسر منم هیچ خوراکی نمیخواد. اصلا علاقه ای نداره خوراکی جدید امتحان کنه.

بهتره اهل خوراکی نیست اگه دوس داری خاطره بشه مثلا اهل اسباب بازیه ببرش اسباب بازی فروشی بگو یچیزی انتخاب کن یا مثلا پارک برین با خانه بازی . یا مثلا برین لوازم تحریر کتاب قصه بخرین استیکر بخرین

وای دختر من دیوونم مبکنه میرم بیرون هرچی ببینه میخاد حتی نخود و لوبیا تو مغازه😁

سوال های مرتبط

مامان Nelin مامان Nelin ۳ سالگی
دیشب با موتور رفتیم بیرون نلین با ذوق کیفش برداشت از این سیلکونی هستن عروسکیا کیتی بود بچم برداشت رفتیم عینکش گذاشت یه بسته ادامس خودمم نفمیدم یه چیز دیگه هم گذاشت تو کیفش معلمولا چیزای ضروری میزاره عینکشم گرون گرفتم براش بچم ذوق و ذوق رفتیم سر میدون نلین کیفش میندازه ۵۰ متررفتیم جلوترمن دیدم یه ماشین بوق و بدق تا اومد بهمون برسه ما خیلی یواش میرفتیم خودشم یواش میومد دراومد گفت خانم کیف بچه افتاد کیتی بود شوهرم سریع مارو پیاده کردو برگشت دنبال کیف یه از خدا بیخبر برداشته بود همون موقع دوتا پیاده دیدم حس کردم یا کاراونا بود یا همون ماشین که گفت چون اصلا امون نداد گفت و گازش گرفت نمیدونم نمیشه قضاوت کرد من از رو حسم میگم ولی ما سریع برگشتیم اصلا فرصت نشد وای که چقدر نلین گریه کرد کیفم میخام عینکم میخام اینقدر بچه گریه کرد اخه یکی نیست بگه تو از خدا بیخر اخه این که پیداکردی از یه بچس معلومه ذوقشا داره براش بچه نحس میشه چرا برمیداری ما از همه رسیدم و بچم حرص میخوزد و اشک میرخت دیشب تو خواب حرف میزد میگفت کیف رفت خونشون😔حتما میرم تاشو میخرم یر نبینه اونکه برداشته اصلا راضی نیستم چون بچم بخاطرش خیلییییی گریه کرد نمیدونم اخه تو کیف بچه دنبال پولن چی هستن برمیدارن حالا هرچی میپرسم نمسگه ا نکه گذاشت تو کیفش چی بود میگم یه چیزی از خونه کلیدی چیزی نذاشته باشه من که گفتم فداسربچم ولی ناراحت شدم براش خیلی دوسشداشت