عزیزم فضای اینجا جز ناله و خستگی و نمیتونی چیزی نیست و اینکه تا خودت توی شرایط قرار نگیری و هم وضعیت خودت هم بچه هاتو نبینی صرفا نمیتونی اینجا با تجربه دیگران تصمیم درستی بگیری
من خودم هم عین شمام ولی میخوام بمونم بچه ها دنیا بیان ببینم شرایطم چطوره بعد تصمیم بگیرم
دو تا از دختر دایی هام دوقلو دارن ولی چیزایی که اینجا میگن اونا اصلا اینجوری نمیگن یا من خودم با چشم دیدم که اونقدر داغون نشدن که اینجا همه میگن
به شرایط جسمی خودت هم بستگی داره
من کمکی هم مادرم و هم خواهرم نزدیکم هستن ولی از اونجایی که همیشه مستقل بودم دلم میخواد نهایت یک ماه خونه مامانم بمونم
تا اینجای بارداری با اینکه خونه ام طبقه سوم هست و تا ۴ ماه تهوع وحشتناک و هماتوم و خونریزی داشتم ولی رو پای خودم وایسادم و امیدوارم سر بچه داری هم خدا کمکم کنه خودم بتونم از پسشون با لذت بر بیام
بازم میگم همه چیز بستگی به خودت داره نه نظر بقیه
ببین بنظر من میشه اگه سعی کنی دوران بارداری خوبی رو طی کنی آرامش داشته باشی و اضطراب نداشته باشی که انشالله بعدشم هم بچه های آرومی داشته باشی و اولین قدم هم اینه که بپذیری دوقلو داری هفته ای یکی دوبار یه چند ساعتی کسی داشته باشی بچه ها رو بزاری تجدید انرژی کنی هدفت باشه که با بچه هات عشق کنی و لذت ببری نه اینکه خودت رویه قربانی بدونی و
اینا تجربه منه من الا ن خیلی دارم اذیت میشم چون بارداری سختی داشتم افسردگی بعد زایمان گرفتم پیگیر نشدم یه بچه کلاس اولی داشتم و دست تنها
نتونستم بپذیرم خودم خودمو درک نکردم از خودم توقع زیادی داشته میخواستم هم به هدفم برسم هم به بچه که اصلا شدنی نیست وگرنه که اگه همون اول دیدم رو نسبت به این قضیه عوض میکردم فک میکردم شدنی هست حتی دست تنها
مطمئنا هستن کسایی که دست تنها هستن و راحت با این قضیه کنار اومدن انشالله که بیان اینجا تجربه هاشون رو بزارن ما هم یاد بگیریم
خب سخته ولی کمکی بگیری خیلی شیرینه من خواهرم دوقلو داشت من اونموقع مجرد بودم منو مامانم هردو بچه هاشو نگه داشتیم که ارشدش رو گرفت که هیچ الان داره مدرک دکتراشو میگیره
بچه های من ماه دیگه سه ساله میشن و من هنوزم کم می یارم از اول تنهایی نگه داشتم فقط ۴۰ روز کم و پیش کمکم کردن ولی بیشترش رو خودم انجام دادم نمی خوام بترسونتمت ولی من در این راه جر خوردم اعصاب سیاتیک گرفتم دیسک گرفتم اعصاب صفر و وضعیت بدنم افتضاح روحیه افتضاح چرا چون کمکی ندارم همش خودم هستم عزیزم هر چقدر می تونی بزاری کمکت کنن به نفع خودته فکر نکن که بعد ۴۰ یا بعد چند ماه شون راحت میشی تا بچه از آب و گل در نیاد از راحتی خبری نیست چالش زیاد داری فقط می تونم بگم بزار کمکت کنن بعد زایمان بزار مامانت بیاد ۴۰ روز بمونه بعدش خوب شدی یکم برو خونه ای مادر شوهرت بعد دوباره برو خونه ای مامانت دیدی حوصلت سر رفت بیا خونت یکم مون باز دو باره برو یا بگو اون ها بیان
نمیخام اصلا بااین جواب اذیتت کنم .ولی خیلی سخته منم دوقلودارم خییییییییلی فاجعست کلا من دیگه خودم نیستم کلافه دیوونه .اینکه ریخت وپاش میکنن به کنار اینکه بی تابی میکنن به کنار اینکه توبه هیچ عنوان حتی قد یه دوش برای خودت وقت نداری فاجعست .میمونی بین احساس مادری و این همه دغدغه .خدایا من چطوربرم تاسرکوچه یه ماست بخرم
ایناوهزاران مشکل ریزو درشت دیگه ادموازپامیندازه .امیدوارم که مادر و مادرهمسرتون کمک حالتون باشن ومثله من نشین
اونایی ک دوقلوباردارن فک میکنن میتونن از پسش بربیان ولی ماهایی ک دوقلوهامون دنیااومدن میدونیم چقدسخته اگه کمکی داری حتما بزار کمکت کنن یمدت پیش مادرت یمدت مادرشوهرت خلاصه بزار کمک کنن تابچها ی کوچولو بزرگترشن
بتوننشب بچه هات نگه دارن ک شبا بخوابی
ولی کسی کمکی پیشت باشه خیلی راحت تره
اگ کمکی نداشته باشی سخته من کمکی ندارم از روز دهمم تنهاشدم ب معنای واقعی کم اوردم تمام دنده ها مهره ها کمرم درد مکنه از بس نشسته هستم برای بچه ها رگ سیاتیک کمرمگرفته،بیدار خوابی ها از همه بدتر چون زایمان میکنی خون از دست میده ادم دوست داری بخوابی ک بدنت زودتر خوب بشه ولی نمیشه خوابید من کل ۲۴ ساعت اگ یک ساعت بتونم بخوابم حتی غذاهم وقت نمیکنم درست کنم
اوایل حتی اگه یه قل هم باشه مثل همه مامانای دیگه کمک میخوای ولی بعدش خودت میتونی نگران نباش من الان تنهام درسته سخته ولی آدم اگه ترسش بریزه دیگه عادت میکنی به چیزای خوب فکر کن
منم هیچ کمکی ندارم مادرم سنش بالاست و نزدیکم نیست کلا خودمم و همسرم ودوتا پسرام باید تنهایی از روز اول بدون کمکی دوقلوها رو بزرگ کنم یعنی همون ده روز اول هم کسی نیست بیاد کمک نگران نباش میشه به نظرم سختی که داره ولی قابل حل شدن هست بلاخره هر کاری چاره داره
عزیزم دوقلو داری واقعا سخته اگه کمک نداشته باشی مطمئن باش از لحاظ اعصاب و روان و روحیه داغون میشی و اینکه چون دست تنهایی واقعا به جسمت فشار میاد
من تا ۹ ماهگی بچه ها اینور اونور بودم
تازه کمکی هم داشتم ولی بازم نمیشد
به نظر من برو با مامانت
سلام ازمن بهت نصیحت خودم دوقلو دارم تنهایی تا اینجا رسوندم فقط دختر۹سالم هرکمکی ازدستش برمیادبهم کمک میکنه با وقتی شوهرم ازسرکارمیاد خیلی خیلی سخته واقعیت رو دارم بهت میگم ناشکری نمیکنم ولی واسه ادم توانی نمیمونه انرژی ادم کامل گرفته میشه کسی نیس یه ساعت واست نگه داره حداقل یه کم به خودت برسی .تعارف. رو بزارکناربرو خونه مادرت خواهرت .حرفای منو کسی درک میکنه که دوقلوداره ودست تنهاست.خداواست حفظ کنه
عزیزم من دوقلو دارم ولی الان ۱۸ سالشونه ولی تا جایی که میدونم من تا ده روز خونه مامانم بودم بعدش رفتم خونه خودم ولی بعداز ظهرها که شوهرم میرفت سرکار منم میبرد خونه مامانم تا شب که ازسرکارمیومد بعد میرفتیم خونه اینطوری هم کنارشوهرم بودم که خسته نشه هم تو طول روز کمکی داشتم صبح ها هم که معمولا تا دیری میخوابیدن بعدش شیشه شیراشون رو پرمیکردم میذاشتم دهنشون وبا یه بالشت فیکسش میکردم که نخوام با دست شیشه هاشون رو بگیرم برا عوض کردن پوشک هم اون موقع هنوز مامی ازاون گره ای ها میکردیم هنوز مای بی بی زیاد باب نبود فقط شب تا صب مای بی بی میکردم دیگه صب مامی گره ای براشون مبستم وهر یک ساعت یه بار عوضشون میکردم بعدازظهرها هم که همش دست مامانم بودن چون شیرخشکی بودن راحت تر بودم البته شب تا صبح هم بازم شوهرمم یه مقدارکمکم میکرد
یه چیزی هم بگم من تو بارداری خیلی ریلکس کردم خودم رو مثلا سوره یاسین رو مرتب میخوندم ودست میکشیدم به شکمم چون میگفتن بچه رو اروم میکنه وسعی میکردم از هرچی استرس هست به دورباشم بخاطر همینم بچه هام تقریبا اروم بودن حتما امتحان کن
شدید سخته ولی خدا قوت و صبر بهت میده
خوابشون رو از همون اول حواست باشه، نوزاد فقط خواب و شیر میخواد این دو تارو به موقع بهش بدی اذیتی نداره
البته سخته چون زبان هم ندارن آدم نمیفهمه دردشون چیه که گریه میکنن
اما ساعت خواب و شیر رو از اول خودت تنظیم کن
من پسرم هر دو ساعت بیدار میشد شیر میخورد دوباره میخوابید تا دو ساعت بعد
فقط چون خودم افسرده بودم حال و حوصله انجام کاری رو نداشتم
بعد اینکه باید با خودت کنار بیای و بپذیری
این خیلی خیلی مهمه
باید قبول کنی تا مدتی واقعا نه خواب داری نه خوراک دوقلوان کارشون سه برابر یه دونه بچه میشه هرچی آمادگی ذهنی بیشتری داشته باشی برات راحت تر میگذره
بعدم اینم بپذیر که ما سوپر من نیستیم
بااااید از بقیه کمک بگیریم و حتی یه جاهایی منت بکشیم ک بیان کمکمون
سخت نگیر درکل و توکل کن به خدا
سوره ولعصرم زیاد بخون ک ان شالله نی نی ها اروم باشن
منم دقیقا حس و حال تو رو دارم و شرایطتت خانوادم شهرستان خانواده شوهرمو شهرستان دیگه که از همین اپل گفتن کمک نمیکنیم کلا کسی رو ندارم منم ناخواسته دوقلو شد ناشکر نیستم ولی چرا خدا برا کسی که یکی میخاد دوتا میده برا کسی که دوتا هیچی
منم شرایطم همینه
مامانم اینا که شهر دیگه ان
همسرمم پرستاره شیفت شب داره و شیفتاش در گردشه
تازه من رو مادرشوهرم اینام نمیتونم خیلی حساب باز کنم
خاله من دوقلو داشت و ما کاملا دیدیم و حس کردیم سختیشو
مامانم از الان تب کرده بهخاطر من جلو شوهرم خواهش میکنه انتقالی بگیره بریم مشهد
اون ک مجبور میشی یه مدت بری مثلا یک ماهه یا اونا بیان
ببین نمیخوام دلتو خالی کنم ولی با دوقلو هیچ جوره نمیشه تنها موند
ب نظرم حتما به فکر کمکی باش
من خودم اگ نرم پیش مامانم اینا حتما پرستار میگیرم
حالا ن واسه بچه ها ک بیاد کارای خونمو بکنه من بتونم صدمو واسه بچه ها بزارم
سختی زیادیش تا ۶ ماهگی هست بعدش میتونی. از پسشون بر بیای
خودت راحت تر بعد۶ ماهگی میتونی مدیریت میکنی
خیلی زود میگذره خیلی زود اما سخت میگذره
سلام عزیزم در اینکه سخته که شکی نیس
حتما به کمکی نیاز داری تا خودت رو پا بشی و حداقل بتونی کاراشونو انجام بدی
ولی میشه هم تنهایی از پسشون براومد خیلی خسته میشی هم جسمی هم روحی
اگه شوهرت میتونه اون تایمی که خونه س کمکت کنه خیلی خوبه میتونی
یا کسی در طول روز بیاد چندساعت پیشت بمونه خواهرشوهر مادرشوهر که تو خونه خودت باشی
عزیزم حتما باید کمکی داشته باشی اولش شب بیداریش خیلی سخته
برخلاف چیزی ک خودم فکر میکردم هرچی بری جلوتر سخت تر میشه حتما از بقیه کمک بگیر
عزیزم لطفا تا میتونی از هرکسی ک میتونی کمک بگیر چون خیلی سخته و تنهایی داغون میشی
عزیزم تا جایی که میتونی پیش مامانت بمون اصلا تعارف نکن و معذب نباش.بعدشم که اومدی خونه خودت اگه واست سخت نیست و با فامیل شوهرت راحتی ازشون کمک بگیر وگرنه داغون میشی.من سر بچه اولم تا دوهفته که مادرشوهرم بود و کمی هم مامانم.بچه ام که دو ماهه شد اسباب کشی کردم رفتم طبقه بالای مامانم
۴۰ روز پیش مامانا بمون تا روال بیا تودستت بعدش انشاالله راه میفتی
باید کمکی داشته باشی وگرنه تنهایی امکان نداره آدم تحمل کنه
عزیزم حق داری منم دوقلو باردارم ولی خیلی میترسم بعد از به دنیا اومدنشون چه جوری میگذره از بس همه میگن سخته😕
واقعا هم سخته تنها تا یه مدت کمکی داشته باشی بعدش خودت میتونی از پسش بر بیای
من یدونه بچه دارم تا ۲۰ روزش نمیتونستم ب یعد کم کم اومد دستم کارا
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.