۱۲ پاسخ

از شوهر جماعت انتظار نداشته باش...اینجور راحت تر زندگی میکنی

هعی الله 😅😅😅واسه کدوم دردام بهتون بگممممم.......==

والا بچه که هنوز به دنیا نیومده
ولی کلا صبح ها قبل خواب منو و نینی تو‌شکمم رو بوس میکنه میره صبح ها هم هر وقت خودم بیدار بشم پیام صبح بخیر میدم سرش خلوت باشه پیام بازی میکنیم سرش شلوغ باشه میگه
کارای خونه هم‌من استراحت مطلقم کامل خودش انجام میده خداروشکر ناهار شامم مادرشوهرم میفرسته
در کل تاجای که میتونه سعی میکنه بدون غر زدن انجام بده چون میدونه من از اینکه اینجوری خوابیدم ناراحتم بخاطر همون همه کارا رو میکنه که من ناراحت نشم یا یوقت جوگیر نشم‌خودم پاشم
ان شاءالله بسلامتی نی نیمون رو بغلمون بگیریم هممون

من ۲۰ روزگی رفتم خونه خودم الان سه چهار روزه برگشتم خونه مامانم دوباره قهری🤣🤣🤣

من زنگ نمیزنه چون نمیدونه چ‌ساعتی بیدار میشم
معمولا خودم پیام میدم ک مثلا ناهار چی بزارم اینا اون موقع احوال میپرسه
کمکم میکنه ولی ده برابر خرابکاری میکنه
مثلا ظرف بشورم عصبانی میشه غر میزنه ک نباید بشوری خودم میشورم
ولی اگ نشورمم اینقد میزاره این ظرفارو تا کپک بزنن همه ظرفامون کثیف شه میشوره
منم تحمل نمیکنم
واقعا نمیدونم بعد زایمان با این مرد و ی بچه چیکار کنم

کار های ضروری فقط ولی احوال اینا نه .
چون می دونم شرایط کاری اش را ازش انتظاری ندارم چون واقعا کارش سخته متاسفانه خیلی هم زنگش می زنند واسه کار من خودم جای اون بودم چند دقیقه هم دووم نمی آوردم همین که تو شهر ما که دما حدودا بالای ۴۰ هست می ره تو آفتاب از صبح تا بعد از ظهر کار می کنه و فکرش پیش دختر نیست واسم کافیه

زنگ نه چون مشغله کاریش خیلی زیاده واقعا درک مبکنم، خودم بهش زنگ میزنم
کار هم در حد توانش انجام میده و کمک میکنه خصوصا روزای تعطیل یا دخترمو یکی دو ساعتی میبره بیرون میگه استراحت کن

زنگ نمیزنه ،بیچاره خیلی فکرش درگیره الهی بگردم ،وضعیت کاسبیش خرابه ،منم یکم دیگه زایمانمه ،جلو خودش نمیگم ولی خیلی گناه داره ،منم همش میگم مبل بشوریم ،جاکفشی عوض کنیم ،دست خودم نیست اصلا هعی فک میکنم به جای یه نوزاد یه ایل خواستگار برای دختر نداشتم میخاد بیاد 🤭

ن والا ضب تاشب مغازس من با دوتا بچه مغزم رد داده یبار نمیزنگه بپرسه مردی یا زنده ای
۱۱شب میاد فقط واسه خواب مهمون داشتم پدرم دراومد پریروز نکرد ی کمک بده باعموم رفت قهوه خونه واسه شام اومدن من با دوتا بچه هول هولی همه کارارو کردم پدرم دراومدفقد مسکن و استامینوفن خوردم تا سرپا باشم غش نکنم از خستگی

شوهر من همه جوره هوامونو داره خداروشکر

قبلا خیلی بیشتر براش اهمیت داشت هفتم بالاتر رفته اصلا انگار نه انگار وجود دارم کارای خونرو دلش بخاد میکنه

نه زنگ نمیزنه 😂

سوال های مرتبط