۱۲ پاسخ

شوهرا ک درک ندارن ما چی میکشیم
من با دوتا بچه شیر ب شیر دهنم سرویس شده ،دست تنها هم هستم کمکی ندارم

با همه این توضیحات
بنظرم این شیطنتا انگشت کوچیکه دختر منم نمیشه
مهوا بی نهایت شیطونه
توی ۲۰ روز گذشته ۲کیلو کم کردم اینقد دنبالش دوییدم
تازه دخترم هست!
کابینت کشو سیبزمینی پیاز هرچی داریم کف خونس
ب هیچ عنوان تا بیداره ثانیه ای نمیشینه اصلا و ابدا
تا حالا ی عالمه کاسه بشقاب و شیشه ادویه شکسته
و خیلی کارهای دیگه
کمکی هم هیچوقت نداشتم
تا روز زایمانم مث اسب کار کردم اخرسرم ۸ماهه زاییدم
بعد زایمانم ۳روز خودم بستری بودم ۲ روز مهوا بشتری بود بالاسر مهوا بودم کلا ۵روز خونه مادرشوهرم خوابیدم بعد اومدم خونه خودم هیچکس ی لیوان اب هم بهم نداده
شایدم بخای بگی من جوونترم بهتر میتونم کار کنم فلان کنم
باید بگم نه
من تو همین اوج جوونی بیماری ک بالای ۵۰ سال خیلی کم بعضیا میگیرن گرفتم و همین الان داغونم
پس همبشه ی بدتری هم هست ک شکر گزار باشی🥴😬

عزیزم منم یک روانیم
که مث چی تو گل موندم
ازبس شره وشیطونه هیچحانمیتونم برم
شوهرمم صب تا شب نیس
یک بچه 8ساله هم دارم که امسال کلاساشون مجازی بود پیرم دراومد...
درکت میکنم عمیقا
گاهی وقتا میگم غلط کردم بچه آوردم پیرشدم اعصابی واسم نمونده

یه چیزی بخور دیگ بر نگردی 😁اوضاع ما از تو بهتر نیست

وضع همه همینه عزیزم باید صبور باشی
تلویزیون علاقه نداره نگاه کنه؟یا مثلا اسباب بازی باتری خور چراغدار صدا دار شاید خوشش بیاد سرش گرم شه
پسرم یه قطار داره هر موقع اذیت کنه اونو میدم راحت میشم چند دقیقه

منم رسما باهاش تنها بودنی هیچ غلطی نمیکنم
حتی نمیتونم ظرف های خشک شده رو جمع بکنم چون قطع میاد خودشو فرو میکنه تو کابینت 😑
قابلمه هارو میریزه بیرون یکم بعد از سرش نیفته میره بازی میکنه ولی تا میبینه دارم جمع میکنم میاد میگه چرا جمع کردی بریز زمین 😐

پسر منم همینه دقیقا همینکارا رو‌ میکنه تازه یه دختز پنج ساله بشدت لجباز دارم که تازگی بخاطر حسادت به داداشش کلی بدقلق شده ولی مجبورم باهاشون کنار بیام کار دیگ نمیشه کرد کمکی هم ندارم تازه ناهار و شامم باید سر ساعت آماده باشه چون ساعت خوابشون بهم میریزه بعد سر اونم مکافات دارم

وای وای نگو من که یه وقتایی میخوام روانی بشممممم از دستش

🥲اگه بچه شیطونی نکنه که سالم نیس
اگه بچه اذیت نکنه که بزرگ نمیشه مادر نیستیم
اگه بچه این چیزا نداشته باش چرا پس بچه میخایم 🥲🥲🥲 دختر من خداییش کپی بچتون کم میارم ثلی بازم لبخند میزنم میخندم میگم الهی شکر سالمه
گاهی صبررر ذاده صبر باش ندیده بکیر وقتی میچسبه بهت تورو ب همه ادما بیشتر ترحیح میده احساس میکنه یه دقیقه پیشش نباشی دنیاش تاریکه پس بهتره تثی اشپز خونه خوراکی وسبله ای جلوش بزازی تند تندم هم بازی کنی باهاش هم کارهاتو بکنی عزیزم همه وضعیت مادرا همینه تا بزرگ عاقل شدنشون مادرررر باید مادر بمونه
کلمه مادر یعنی ارامش اعصبانیت کم خوابی اعصاب صفر نرسیدن ب خودش خونه نا مرتب خستگی صبرررر

والا خوبه یکی داری ما دوتا داریم تازه یکی مدرسه ای تازه راحت شدم وضعیتمون از تو بدتره ولی باز هر سه وعده رو میپزم

خیلی سخته بچه شیطون🥲🥲🥲

نیایید بگید وقتی خوابه بشور که کلی کار دارم وقتی خوابید چون مامانو و مادرشوهرم برام غذا نمیدن باید خودم کورشم بپزم

سوال های مرتبط

مامان آیسام مامان آیسام ۲ سالگی
سلام خانما من یه پسر ۹ساله دارم ما تو یه شهرک زندگی میکنیم بچه های همسایه ها همه میریزن بیرون بازی میکنن که بیشترشون پسر هستن تقریبا همسن و سال هستن پسر منم میره چون تو خونه تنهاست .اما از یه طرف دوست ندارم بره همه ی پسرای همسایه هامون پرو هستن پسرم میاد خونه بهم همه چی رو میگه خودم ازش خواستم بگه که یوقت کسی بهش نزدیک نشه .دیروز پسرم به من گفت مامان پسر همسایه مون به من گفته من میخوام برم پشت خونمون ج*ق بزنم به پسر من که بلد نبود توضیح داده گفته مامان بهم گفته از اونجایی که شاش میکنی کف سفید در میاد وقتی ج*ق بزنی به پسرم گفته میرم حموم اینکارو میکنم همش ۳ ماه از پسر من بزرگ هست من موندم واقعا چیکار کنم به پسرم چی بگم بخدا از دیروز اعصابم خورده استرس دارم چرا باید پسرای ۹ ساله همه چی رو بدونن اونم با توضیحات کامل بلدن به پسر منم گفته خوب من نمیدونم چیکار کنم به دوستش بگم ؟چرا با پسر من این حرفهارو میزنی .از یه طرف نمیتونم تو خونه زندانیش کنم بگم نرو بیرون چون صدای بچه ها تا خونه میاد پسرم گریه میکنه که منم برم کوچه بچه ها دارن فوتبال بازی میکنن .اما هر اتفاقی که می افته میاد خونه میگه حتی دوستش چند ماه پیش اونجاشو گذاشته تو ک*و*ن اون یکی دوستش اون موقع داشتن فوتبال بازی میکردن پسرم اومد به من گفت.من چیکار کنم واقعا کمکم کنید