این داستان ؛ ننه شاکی
سلام رفقا
من بعد از مدتها برگشتم
در این‌دو‌هفته که نبودم سفری به سمت ولایت ننه داشتم که مفصلا برایتان میگویم،در این مقال نمیگنجد ماجراهای سفرمان
در غیابم دو جای دهان لثه ترکاندم و دندان رویاندم
دهان مادر را همزمان سرویس کردم و این سرویس کردن کماکان ادامه دارد، زیرا دندان ها یکی پس از دیگری‌ امان مارا بریده اند و در حال رویش اند
جدا از بحث دندان یک چیزی به اسم اضطراب جدایی گریبان گیر ما شده و هر روز به شدتش افزوده میشود
اینگونه است که ننه حق ندارد در حالت ایستاده باشد که از محور نگاه ما بخاطر قد و قامتش دور شود،او باید همیشه نشیته باشد تا ما به اون اویزان شویم و بیاستیم تا هم قد و قواره ی او باشیم
اگر او بیاستد ما تنبان از پای او میکشیم
زیر دامن او میرویم و میلولیم تا زمین بخوریم
و این اواخر که ننه هیچ‌چیز به پایش نمیکند با چنگ بر‌دو‌پایش سرمان را بین دو پا قرار میدهیم و با حرکات رفت و برگشتی هشدار میدهیم که الان سقوط‌خواهیم کرد پس بیخیال راه ررفتن و ایستادن شو و بنشین🦦
ما نمیدانیم چرا او‌دوست دارد همیشه در حال تردد باشد،ایا الان بهترین زملن برای استراحت نیست؟؟
از کارهای دیگر جدیدمان این است که هر شب هر دو ساعت یک بار بیدار میشویم و با چشملنی بسته دهان باز میکنیم و گریه میکنیم و تا پستان در دهان حس نکنیم آرام نمیگیریم،حقیقتا این جا نمیدانیم بخاطر تسکین درد دندان اینکار را میکتیم یا اضطراب جدایی
هر چه که هست ننه را شاکی و عاصی و روانی کرده اییم
رفقا شما جه خبر؟؟گزارش‌کار بدهید ببینیم در چه مرحله ایی هستید؟
شیرخشک بازی دندان لثه غذای کمکی فرزندپروری

تصویر
۲۳ پاسخ

وااای دقیقا انگار پسر منو توصیف کردی🥲

و در ضمن دایان جونی یک دندون پایین بیشتر ندارند😕😕

آخ آخ پسر من همزمان هم نمیتونه از من جدا بشه هم عاشق اینه که جای شلوغ و پرسر صدا باشه و آدمای جدید ببینه بره بغلشون خودشو واسشون لوس بکنه، یعنی ۱۸۰درجه با مامان درونگراش تفاوت داره🤦‍♀️🤦‍♀️

مامان نبات تنها نیستی منم همدردم بات

سلام مامان نبات جونی
دقیقا پسر من چند وقته واسه دندون هاش دهن منو صاف کرده آسایش واسم نزاشته
از اظطراب جدایی که نگم حتی کنار باباش هم آرام نمیگیره میگه فقط بشین کنارم
منم میشینم کنارش 🤭
مدیونی اگه فکر کنی از این وضعیت سو استفاده میکنم😂😉

وای ننه رسیدی به همون مرحله که میگفتم 🙃🙃

نمیشه شبا پستونک بدی مهدیار با پستونک اروم میشه گرچه دوس ندارم بدم ولی مجبوری میدم بخوابه

خوش برگشتی نبات بانو
ما نیز همین کارها را کم و بیش انجام میدهیم.ننه‌مان که در مطبخ کار دارد میرویم و از پاهایش آویزان میشویم تا بغلمان کند.البته او بدجنسی میکند و به محض نزدیک شدنمان میرود طرف دیگر مطبخ و ما مجبوریم با غر برویم سمتش ولی بالاخره موفق میشویم
سر و صدا و چهره جدید هم دوست نداریم.همان قیافه های قبلی که شناخته ایم بس است چرا باید هر روز جایی برویم و آدم جدید ببینیم؟! البته اگر بغل ننه مان باشیم و بقیه نخواهند با ما بازی کنند و بغلمان کنند مشکلی ندارد بگذار برویم دَدَر و ننه را از کت و کول بیندازیم
صبح ها هم کله سحر از ساعت ۶ شروع میکنیم به گریه و نه دوست داریم بیدار شویم نه بخوابیم فقط شیر بخوریم و ننه را حرص بدهیم و وقتی از شیر خوردن با چشم بسته خسته شدیم چشممان را باز کنیم و راه بیفتیم.بعدازظهر هم که ننه‌مان با ترفندی ما را میخواباند و به کارهایش میرسد تااا متوجه میشویم میخواهد خودش استراحت کند بیدار میشویم و بهانه گیری میکنیم که خدایی نکرده او نخوابد

از مهرشاد به نباتی عزیزم ماهم چهار دست و پا به دنبال ننه از این سمت به آن سمت میرویم و از تنباتش میگیریم و می ایستیم از هر جایی دست میگیریم و بلند میشویم و با ماتحتمان به زمین میخوریم و گریه سر میدهیم هنوز از دندان خبری نیست و چند روزی است که آبریزش بینی داریم و این ننه هم همش دستمال بدست و با این ماسماسکش میخواهد دماغ مارا تمیز کند تا ما بتوانیم نفس بکشیم اماااا ما نمی‌گذاریم و جیغ و داد میکنیم و نفس هم نمی‌توانیم بکشیم چون انگار در دماغمان یک چیز گیر کرده است همش هم نق نقو شده ایم و ننه را به چند روش سامورایی پارههههه کرده ایم

تنها نیستی عزیزم😅خیلی خوب نوشتی حال کردم😂😘

وای عزیزم خیلی قشنگ نوشتی
منم دخترم هین جوره تازه درست غذا هم نمیخوره باید تینقور ادا دریارم تا دوتا قاشق بخوره یک دونه دندون دراورده دومی هم داره در میاد
من که شبا کلا پاچه میگیرم چون یک پسر شیطون ۳ سال و هشت ماهه هم دارم هی باید اونو بشین نکن کنم دخترم که نق نقو

اخخخی که ما هم همینیم ،با این تفاوت که ما یکماهی هست درگیریم البته که آیلین ما شیرازی طور هست و خب فقط میتونه بشینیه و غلت بزنه و چون نمیخزه یا چاردست و پا نمیره نمیتونه پای منو بگیره منتهی همین که از سر جام بلند میشم گریه راه میندازه😆😆😆آیلین الان یک دندون دراورده و قبلش همینطور شده بود که شبا با گریه بیدار میشد باید هم بهش شیر میدادم تا بخوابه و حتی پستونک رو هم قبول نمیکرد و مینداخت و گریه میکرد تا بهش شیر بدم،ی دوسه روزی خوب شده بود والان مجدد تو همین مرحله ایم که دوساعت ی بار بیدار میشه و دهان مبارک ما رو سرویس کرده😆😆😆

سلام نباتی جونم
سفر به خیر😍
دندونه و مکافاتش
ما وارد یک مرحله وحشتناک تر شدیم که سعی داریم راه بریم و دیگه حس میکنیم چهاردست و پا کفاف مارو نمیده و همش از در و دیوار میگیریم راه میریم این وسطا بعضی وقتا به چیزایی تکیه میکنیم که به چس بندن و ما زارتی میوفتیم و مامانمونو خل کردیم 🤕🫠
این دیوانه زن دائما چسبیده در باسن ما که یکوقت سمت چیزای خطرناک نریم یا نخوریم زمین

وای که این اضطراب جدایی چیه که دهنمون داره صاف میشه،من نه میتونم تاسرویس برم نه آشپزخونه نه اتاق فقط باید بشینم🤦‍♀️🤦‍♀️

جونم برات بگه نباتی منم تازه کشف کردم اضطراب جدایی رو و اینکه اگر از جلو چشمم دور بشه چنان داد و فغان راه می‌اندازم که بیا و ببین 🥲
دوست دارم همش از سروکولش بالا برم ولی تلاشی برای چهاردست و پا نمیکنم😶‍🌫️🥴

نبات خانم انگار این دوساعت بیدار شدن به خاطر دندونتونه چون پسر منم همین داستان رو داره و تا شیشه تو دهنش نکنم آروم نمی شه بعضی وقتا شیشه ام پس می زنه ، غذا هم نمی خوره و با گریه ام می خوابه شما بچه ها دهن ما ننه ها رو سرویس کردید😒

خیالت راحت نبات خانوم
پسر منم شلوار منو از پام کنده دیگه
دیونه شدمممم خدایا صبرررررر

به این چیزایی که گفتی گاز گرفتن ممه رو هم اضافه کن لطفا

نباتی نیهان هم همیطو که تو داری مامانتو پاره میکنی نیهان هم منو پاره میکنه

وای حس و حال دیشب منو گفتی واقعا نیم ساعتی یبار بیدار میشهد

از طرز نوشتنت خوشم اومد😂

چقدرررر قشنگ نوشتیییی
خدا قوت بده بهت عزیزم😂😂

رفیقاتم همه لنگه ی خودتن عزیزم💆‍♀️خیالت راحت🧘‍♀️

سوال های مرتبط

مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۹ ماهگی
این داستان ؛ بچه زامبی
رفقا ما معنی اکثر واژگان را نمیدانیم ولی ننه مان‌از وقتی ما چهار دست و‌پا در خانه به دنبال او راه میافتیم ما را بچه زامبی خطاب میکند و به پدرمان توضیح‌میدهد که دلیل نامگذاری او‌کاملا منطقی است
چون ما با نگاه به سمت جلو و حرکات اسلو اما سرعتی حرکت میکنیم به سمت هر‌جایی که ننه حضور دارد و گاهی به او چسبیده و او‌را نیشگون میگیریم شیره ی وجود او را میمکیم و از نظر او این‌کارها شبه زامبی گونه است!
پدرمان هم دیشب گویا این صحنه را دیده بود و تایید میکرد
میگفت دقیقا عین زامبی کوچولوست🦦
خلاصه که رفقا فکر‌میکنم در سن ما زامبی کوچولو بودن طبیعی باشد،ما دوست داریم به ننه چسبیده باشبم از صبح تا شب، لحظه ایی احازه ندارد برای امور روزمره از ما جدا شود وگرنه ما با گریه به دنبال او‌راه میافتیم
دلیلش را نمیدانیم‌چیست اما علی رقم‌میل باطنی با ننه احساس ارامش بیشتری‌ داریم!
این‌دوران را گویا دوران اضطراب جدایی می نامند،
دوست داریم‌سریع تر این دوران تمام شود، چون بیش از اینکه از کلافه کردن ننه لذت ببریم خودمان در حال اذیت شدنیم🦦سلامت روانمان تنها چیزیست که به عنوان یک بچه زامبی به آن می اندیشیم
خب رفقا، شما چه خبر؟ شما هم بچه زامبی طور به ننه هایتان چسبیده ایید و آنان را نیشگون ریز میگیرید؟
خیلی لذت دارد وقتی زیر بازوهای ننه ، کشاله ی ران، بخش گردن ، و حول محور حاله ی میمیش ننه را کبود میبینیم👹
همه ی ننه ها از آن ما بچه زامبی ها هستند،بهشان رحم نکنید، سیاه و‌کبودشان کنید رفقا
دوستدار شما زامبی کوچولو نباتی 🍭👼🏻👹

جمله سازی ؛پوشک غذای کمکی فرنی شیرخشک چقد گرون شدن!درمان یبوست اسهال استفراغ و تب چقدر هزینه بر شده🦦
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۹ ماهگی
این داستان ؛ سو‌استفاده
رفقا دایان را به یاد دارید؟
همان رفیقمان که دل ننه را برده بود!
امروز ننه ی ما با ننه ی او باهم‌قرار گذاشته بودند که مثلا مارا به پارک ببرند
مارا به پارک هم بردند اما باز همان داستان همیشگی به نام ما به کام‌ آنها🦦
ننه که با پدر جان ما بیرون میخواهد برود هیچ کار نمیکند چون کمرش درد میگیرد یا بخاطر اینکه مارا دارد و به هیچ‌کار نمیرسد
اما کاش امروز‌ بودید و میدیدید که در پارک زیپ کیف جادویش را که باز کرد، از درون‌ آن یخ نی سیروپ لیوان شیشه ایی در اورد و‌همانجا شربت درست کردند تا مبادا گلویشان گرم باشد🦦
بعد هم بساط میوه را به راه انداختند
و مدام با رفیقش در حال فیلم گرفتن بودند
ما فهمیدیم که این دو به بهانه ی چالش گرفتن از ما و وسایل ما مارا به پارک اوردند!
من و دوستم‌دایان خان، دیدیم دارد حسابی به آن دو‌خوش میگذرد، فعالیت های ضد ننه ایی خود را آغاز کردیم و شروع کردیم به لج کردن،نه به کالسکه گفتیم و قر زدن را شرو‌کردیم
تا درسی باشد برای سایر ننه ها🦦
دوستدار همیشگی‌شما نباتی🍭👼🏻🤍

فرزندپروری غذای کمکی پوشک تب واکسن فرنی شیر خشک
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۹ ماهگی
این داستان : تبادل اطلاعات

سلام رفقا جان
امیدوارم حالتان خوب باشد
ما امروز هشت ماهمان شد و به مناسبت این روز فرخنده اساسی ترین آموزش را در اختیارتان‌میگذارم
رفقا دقت کنید که این آموزش در مقاطع بالاتر هم به کار میاید، لازم به ذکر است که با دقت گوش کنید

ما نینی ها تا سه چهار ماهگی بسیار ناتوانیم،نهایت توانمندی ما برای آزار دادن ننه ها در بیخوابی ها و گریه های شبانه و در مواردی اعتصاب شیر است

از چهار پنج ماهگی در تلاش‌و‌تلاتم برای این هستیم‌که تکانی به کون مبارکمان بدهیم،چرخی بزنیم،،غلطی،خزشی،جهشی ،چهار دستو پایی چیزی
زمانی که تسلط پیدا کردیم بر هر کدام از این امور دیگر باید در استانه ی هفت ماهگی‌باشیم و این کاریست که باید انجام دهیم

تا الان ننه مارا میخواباند و خودش دورو ور ما میپلکید و به کارهایش میرسید،اکنون زمان آن رسیده ما ننه ها را یکجا نشین کنیم،و حول محورشان بِلولیم!«از لولیدن میاد»

ما که تا حدود زیادی موفق عمل‌کرده اییم،ننه کلا در کنار ماست،و ما از سر و‌کله ی آن بالا میرویم پوست تنش را میکشیم و سیاه و‌کبود میکنیم و او فقط میتواند بگوید آی🦦فقط در یک مورد نمیتوانیم بر نفس خود غلبه کنیم، آن هم زمانیست که ننه یه رشته سیم پیچ خورده ایی را در اختیار ما قرار میدهد و ما در کمال ناباوری سادگی‌میکنیم و ساعت ها با آن سیم سرگرم میشویم،چشم باز میکنیم میبینیم جا تر است و ننه نیست🦦شما آگاه باشید رفقا،گول رشته سیمها و کنترلها را نخورید، هر ممنوعه ایی حتی اگر برای ثانیه ایی مجاز شود، بدانید پشت آن توطئه ی ننه ایی نهفته است...
تا آموزشهای بعد
دوستدار شما نباتی👼🏻🍭🤍

جمله سازی : فرزندپروری عبارت غذای کمکی دندان در اوردن پوشک‌کردن واکسن زدن و درمان اسهال و‌استفراغ 🦦
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۹ ماهگی
این‌داستان : برهنگی
ما دیروز چیزی را کشف کردیم که یقین داریم نیمی از شما هرگز متوجه ان نشدید
رفقا ؛ آیا میدانستید ننه ها به انتخاب خود به ما لباس میپوشانند؟؟در صورتی که میشود لباس نپوشید و در خانه تردد کرد؟؟

دیروز دقیقا زمانی که ننه برای بار دوم آمد سر وقت ما تا لباسمان را عوض کند،ما قیامت به پا کردیم
نتیجه ی قیامت ما توافقی شد که هم ما خشنود شدیم هم ننه
البته کاملا مشخص بود رضایتمان از ته دل نبود، چون ما قلبا دوست داشتیم این شلوارک خال خالی و‌پوشک زیرش را هم‌نداشته باشیم و ننه هم استرس این را داشت که نکند سرما بخوریم در نتیجه کولر را خاموش کرده بود

رفقا صفایی که در برهنگی هست در لباس پوشیدن نیست، امتحان‌کنید.
هر چند چند ساعتی را اینگونه وقت گذراندیم و‌ شب با لباس مارا خواباندندو عجیب است که از صبح ننه قصد تعویض لباس مارا نداشته ، فکر‌میکنم دست مارا خوانده🦦
بهر‌حال رفقا نگذارید برایتان تصمیم بگیرند
برای پوشک شدن ، در آن لحظه ی حساس، تا میتوانید مقاومت نشان دهید
ننه ها را خسته کنید تا دست بکشند از پوشک‌کردن ما در این هوای گرم
مطمئن باشید پوشک اگر خوب بود خودشان هم پوشک داشتند
اینان‌صلاح مارا نمیخواهند
رفقا شما را در این سن به مقاومت برای پوشیدن پوشک دعوت میکنم
منتظر گزارش کارتان هستم🦦
دوستدار شما
نباتیه ضد پوشش🍭👼🏻🤍

فرزندپروری
شیرخشک
پوشک
غذای کمکی
واکسن
مامان سیده سمانه مامان سیده سمانه ۹ ماهگی
🛑 چطور «بد غذا» نشود؟

«بد غذا شدن» ناشی از لجبازی نیست، بلکه ناشی از «اجبار» است.

اگر در این دوران که او درد دارد، به زور او را مجبور به خوردن کنید یا با او کلنجار بروید، او در ذهن خودتان این رابطه را برقرار می‌کند: «غذا = درد و فشار». این همان چیزی است که باعث می‌شود در آینده از غذا خوردن مقاومت کند.

پس برای اینکه او بد غذا نشود، این چند قانون را رعایت کنید:

۱. تغییری در «نوع غذا» بدهید، نه در «زمان غذا»
او نباید عادت کند که ساعت غذا خوردن را از دست بدهد، اما نباید هم به زور غذا بخورد. به جای اینکه با همان بافت همیشگی (مثلاً تکه‌های نرم یا پوره غلیظ) جلو بروید، بافت را کاملاً عوض کنید:

- غذاهای کاملاً روان: به جای پوره غلیظ، از سوپ‌های رقیق، ماست روان، یا حتی مخلوط شیر و کمی فرنی/کته بسیار نرم استفاده کنید که نیاز به حرکت دادن زبان یا فشار دادن لثه نداشته باشد.

- غذای خنک: در این روزها، غذایی که کمی مایل به خنکی است (مثل ماست یا میوه‌های له شده که کمی در یخچال بوده باشند) می‌تواند هم غذا باشد و هم اثر تسکین‌دهنده برای لثه داشته باشد.

ادامه زیر همین تاپیک
مامان پناه مامان پناه ۱۱ ماهگی
رعایت بهداشت دهان و دندان در کودکان

بهداشت دهان مخصوص به زمانی نیست که تمام دندان های کودک درآمده و کامل شده باشد، بلکه همان یک سال اول زندگی نیز با تمیز کردن حتی لثه کودک بدون دندان؛ تاثیرات مثبتی بر در آمدن و رشد دندان های کودک خواهد گذاشت.

هنگامی که کودک به سن ۳ سالگی می رسد؛ اغلب فواصل بین دندان ها خیلی نزدیک می شوند و توصیه می شود از نخ دندان برای تمیز کردن بین دندان ها استفاده شود.

سعی کنید در ابتدا که فرزندان خود را به مسواک زدن عادت می دهید؛ در این امر همراه و راهنمای آنها باشید و اصول صحیح را با نظارت به فرزند بیاموزید.

با همان قاشق و لوازمی که خودتان غذا می خورید به کودک غذا ندهید. چرا که احتمال انتقال باکتری های داخل دهان والدین به دهان کودک خیلی زیاد است.

خوراکی های شیرین و مضر را در رژیم خوراکی های کودک محدود کنید (مانند چیپس، نوشابه، شکر، پفک، شیر های طعم دار و شیر کاکاهو با شکر بالا و…).

توصیه می شود سالی یک یا دوبار کودک را برای بررسی دندان ها به دندانپزشکی ببرید.

شیردهی های مکرر بخصوص در طول شب می تواند پوسیدگی دندان را سرعت بخشد، برای پیشگیری از آن بعد از شیردهی به کودک با تکه دستمالی تمیز دندان ها و لثه کودک را تمیز کنید.

کودک را از انجام عادت های نادرست که موجب خرابی دندان می شوند، منع نمایید.
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۹ ماهگی
این‌داستان؛ بفرمایید تو، دم‌در بده🦦
مهمانان عزیزم‌سلام
من به عنوان یک‌دختر مستقلی که در سن هشت ماه و هشت روزگی برای خودش یک زندگانی مستقلی فراهم‌کرده به شما میگویم ، حرفهای مرا جدی بگیرید تا مثل من خوشبخت شوید و‌ زود طعم‌مستقل بودن را بچشید

یادتان هست؟ روزی که سنمان خیلی کمتر بود در مورد زیر برایتان‌نوشته بودیم؟؟ و از اهمیت آن بارها و‌بارها‌برایتان گفتیم؟

این استقلال امروز‌ما نتیجه ی کوتاه نیامدن هایمان برای یافتن زیر هاست🦦

ما دیروز یک زیر جدید کشف‌کردیم که بر خلاف سایر اکتشافاتمان ننه از این کشف خرسند شده بود و کاملا ان زیر را تقدیم‌ما کرد🦦

بله رفقا، ما صاحب یک زیر شده ایم که میتوانیم ساعتها در آن بنشینیم و با گیره هایمان بازی‌ کنیم بی توجه به اطراف،
البته ننه برای اینکه تنها نباشیم عروسک های دوران تجرد خود را داخل زیر گذاشته ، نام عروسکهایش نورا و نورالله است که نمیدانیم‌خواهر‌و برادرند یا زن و شوهر
فقط میدانیم این ها را دست ما میدهد چون فکر میکند برای بازی با مستر مایچ و لطیف خان و شش عروسک ما قبل این دو هنوز سنمان‌کم است🦦

برایمان اهمیت ندارد ، ما فعلا ذهنمان درگیر چیزهای مهمتری است

رفقا‌، ننه فکر‌میکند چون مارا صاحب خانه کرده میتواند نفس راحت بکشد
اما شما بدانید، این زیر یک مخفیگاه سری است، برای پرداختن به افکار و توطئه های جدید تر😎

دوستدار شما، صاحب خانه نباتی 🤍👼🏻🍭

پوشک غذای کمکی فرزندپروری بازی حریره بادام فرنی رفلاکس و این‌حرفا