۴ پاسخ

به یه ورتم نباشه خانواده همسر منم اینجوریه نه تنها هدیه بلکه رفتارشون هم بده با پسرم همیشه فرق میزارن بینشون
من اجازه نمیدم تنهایی بره بالا خودمم هفته ای شاید یبار ببرمش
برن گمشن والا

من بخاطراینکاراشون کلا خونشون نمیرم مگه جایی ببینم حالشون میپرسم خودشونم میدونن چرانمیرم حتی عیدسال تحویل میشه بچه نمیبرم اونجاباشوهردوتایی میریم هیچی هم نمیخوریم خونشون نیم ساعت میشینیم پامیشیم

ای وای خانواده شوهرت چقدر کپ خانواده شوهر منن اوناهم واسه پسر خواهر شوهرم دوچرخه میخرن هرچی که فکرشو کنی میخرن لباس مای بیبی اسباب بازی کفش خوردوخوراک بعد انگاری پسر من براشون غریبه ست

منم وقتی بچم دنیا اومد همون روز زدن دعوا تا ۸ماه قهر بودن بچه دخترش که دنیا اومد دو ماه رو چشماش نگهداریش کرد

سوال های مرتبط

مامان ناردونه و نانا مامان ناردونه و نانا ۳ سالگی
مامان دلوین مامان دلوین ۲ سالگی
نمی دونم الان ک دارم با اشک اینو می‌نویسم چی باید بگم از دردی که معلوم نیست تا کی با دخترانه از اون روزی ک فهمیدم و از این دو سالی ک داره میگذره و باهاش کنار نیومدم و هر شب گریه و اون زایمان ک بچم اکسیژن به مغزش نرسید و آمپول هایی ک خدا تومن پولشونه و شربت هوایی ک خیلی کم پیدا میشن و چیزایی ک روز ب روز ی از خدا بی خبر گرون می‌کنه و پول ما بدبختارو بی ارزش از مامان بابایی ک تو خرج گفتار و کاردرمانی بچشون موندن و خجالت میکشن از کدوم درد از درد ک ی مامای از خدا بی خبر نذاشت سزارین بشم از کدوم بنالم از فردا دخترم ک معلوم نیست راه بره یا نره از عمرم ک معلوم نیس چطور میگزره از گلوهی ک از شدت غم سوز میزنه و بیصدا اشک راهی میشه این زندگی نیس این آرزوی مجردین نبود این نبود و گاهی بیخیال از زندگی ولی حیف دخترم چ میشه کی نهگداره آخه چرا هیچی اینجور نمیشه کاش دنیا ی بار ب سازم می‌رقصد و کاش امام رضا واسطه بشه بین منو خدام ک ببینه دردمو بشنوه صدایی ک از تح چاه میاد ک کمک بچم کن
بمونه یادگار 1405/6/5پنج روز قبل تولد دختری ک آرزوی بچیگم بود (یعنی دخترم) جای خواهری ک نداد