الان که دارم این تاپیک رو مینویسم بچم 12 ساعته که پشت سر هم بیداره و هنوز هم خوابش نمیاد
نزدیک سه ماهه که این روند ادامه داره قبلا هم خیلی بد خواب بود ولی نهایت تا ساعت 4میخابید این سه ماه زودش 6 صبحه 🥲😓
خیلی خستم کلافم نابودم همه زندگیم تحت تاثیر قرار گرفته دکترم بردم گفته باید مدارا کنی هیچ دارویی نداد
هیچ جوره نتونستم بهتر کنم این روندو اعصابم داغونه
اتاق شوهرمو مدتهاست جدا کردیم که اگه بتونه بخوابه بیچاره
زندگی زناشویی که اصلا داغون چقدر باید سعی کنم تا بتونم شرایط مهیا کنم
ناهارمو نصف شب میذارم 7 صبح میخابیم 12 بیداره تا یک ساعتی بیداره باز هرکاری میکنم نخوابه میخابه تا 6 عصر ناهارش 6 عصره😭 اون 12 هم که بیدار میشه هرکاری میکنم نمیخوره ناهار.
روز و شبمون عوض شده وسواس تمیز بودن خونه هم دارم دیگه به هیچ چیز دیگه نمیرسم انگاری منو اهورا تنهایی تو یه سیاره دیگه ایم دور از همه 😭
اینا فقط یه قسمت از چالشاییه که این روزا درگیرشم
نوشتم اینجا بمونه یه روزی هوس بچه دوم کردم یه وقت این روزارو یادم نره😵‍💫

۱۰ پاسخ

قطره ملاتونین بگیر تا یک هفته ساعت ۱۱/۵ بهش یه میل کامل بده بخوره حتی به رو ، سر نیم ساعت خوابش می‌بره ساعت ۵ اگه بیدار شد مجدد بهش بده ولی نصفشو. دیگه کمبود خواب نداره که روز بخوابه ملاتونین کودکان

الان که این تاپینگو خوندم دیدم آدمی که شرایطش عین خودم باشه هم هست .
منکه این شرایطو به هرکی میگم باور نمیکنه میگه دروغ نگو 😐

نوه خالم اینجوریه. الان چارسالشه فک‌کنم هنوز ادامه داره.به نظرم به حرف یه دکتر بسنده نکن و توصیه های مامانارو گوش کن. بازم تلاش کن تنظیمش کنی وقتی همه راها رورفتی پس ب دارو‌هم فک کن. من زیاد دیدم دکتری که داروخواب تجویز کرده برا بچه. نمیدونم چجوریه این دکتر گفته اشکال نداره

۱۲ظهر ک بیدار میشه ناهارو و خونه رو بیخیال ببرش قدم بزنه مهمونی بیرون یک هفته سختیه ک فقط زوم کنی رو تنطیم خواب بچه با همکاری بقیه پدرو مادر و خواهر همسرت ب هیچ وجه نذاری روز بخوابه دیگه ۸ ۹ شب خوابش ببره تا صب خودتم باهاش بخواب ک عادت کنه میگم خونه رو ول کن ک آشپزی اینام تعطیل یا غذا بپز فریز بذار یا بسپر کسی آماده کنه برات بیاره. ایشالا درست میشه واقعا چرا دکتر گفته مدارا کنی بچت بی خواب نیست ساعت خوابش بده مدارا با بچه ایه ک ۶ صب میخوابه تا ۱ و بیداره تااااااا زمانی ک خاموش شه از خستگی
دارو هم نده فقط نذار بخوابه ب هر طریقی

واقعا یعنی تا 6 صبح بیداره؟؟!!
چقدر سخت خب اینجوری که شما از کار و زندگی میوفتی اونوقت ببخشید جایی بخوای بری چیکار میکنی پسرت خوابه که روزا
هرجور حساب میکنم نمیشه اصلا خیلی اذیت میشی واقعا
بنظرم جدی بیوفت دنبال یه راه حل درست و درمون و هرجور شده تغییر بده این روند رو برا رشدشم خوب نیس آخه
امیدوارم زودی درست بشه عزیزم❤️🌻

نمیدونم واسه کجایی یا دکترشو عوض کن یا از دکتر علیزاده رشت نوبت بگیر کمکت میکنه حتما

باهوش مصنوعی مشورت کن

عزیزم شبها از ساعت ۱۰ یا ۱۱ به بعد همه چراغهارو خاموش کن خودت هم بگیر بخواب جایی که بتونی یواشکی با چشمهای بسته حواست به بچه باشه.
هر چقدر صدات کرد جواب نده خودتو بزن به خواب،من این کارو میکنم خیلی جواب داده .
تو میگی ناهارو شبها می‌زارم اینطوری معلومه اون نمی‌خوابه خودت باید بخوابی تا اونهم بخوابه
واقعنی باید بخوابی
ساعت خوابش از نظم در اومده بخاطر همونه

تنها نیستی نگران نباش ما هم خانوادگی دست و پنجه نرم میکنیم با یه وروجک ،ما الان داریم شام میخوریم ،عصر ساعت ۵صبحونه میخوریم ساعت ۱۲شب نهار میخوریم 😂
اینارو گفتم که تنها نیستی

شاید کم بود آهن داره نمیخوابه

سوال های مرتبط

مامان یزدان و نینی مامان یزدان و نینی ۲ سالگی
تجربه من برای قطع شیردهی(شیرمادر)
الان دقیقا شد یک هفته که پسرم لب به شیر نزده
امروز برای اولین بار وقتی داشت تلویزیون میدید خوابش برد
این برای من این نشونه بود که یاد گرفته مستقل خوابیدن رو
شبا هم که میاد بین منو باباش انقد وول میخوره تا خوابش ببره
من دو سه هفته اخر سعی کردم هی وعده هاشو کمتر کنم مثلا یزدان عادت داشت تا از خواب صبح بیدار میشد شیر بخوره ازش نیم ساعت بگذره بعد صبحانه بخوره هفته های اخر تا میومد درخواسته کنه میگفتم پاشو بریم صبحانه خیلی گرسنمون شده این وعده کامل حذف شد چند شب سعی کردم بدونه سینه بخوابه داستان بگم نازش کنم ولی دیدم نه نمیشه هر جوری شده تقاضای شیر میکنه و کلا چه خواب روز چه خواب شب بدون سینه اصلا نمیتونه بخوابه تو این مرحله به بن بست خوردم
پس وقتی تعداد وعده هاش شده بود سه تا یکی قبل از چرت روز یکی قبل از خواب شب و یکی توی خواب حدود ساعت ۷ صبح تصمیم گرفتم قطع کنم
شبای اول خیلی اذیت میشد چون اصلا بلد نبود بدون شیر بخوابه میبردیم تو ماشین میچرخوندیم تا بخوابه دیدم خب نمیشه عادت سینه از سرش میوفته عادت میکنه به ماشین که دیگه شب چهارم ماشین هم نبردم و انقد نازش کردم تا خوابش برد تا سه شب توی خواب بهش دادم بعدش بیدار میشد گریه میکرد بغل میکردم راه میبردم دوباره میخوابید