۱۱ پاسخ

عزیزم حق داری مردا همه اینجوری ان
البته همه که نه ولی تعداد بیشتری ازشون
همین اخلاق دارن نمونش شوهر خودمه
هر اتفاقی ک میوفته کوچیکترین خطی ک میوفته دو بچه بمن بد نگاه میکنه میگع تو حواست نبوده
ولی تو تا خانواده ها ازم طرفداری میکنن
میگن بچه خودش شیطونه مامان چیکار کنه انگار ما سفت بچه رو گرفتیم یا پشت سرش مث جن میریم ک اتفاقی براشون نیوفته
ولی من هر چیزی ک میشه تا شوهرم از در میاد بهش میگم قایم نمیکنم ک بعدش بدتر بشه
دیگه از شوهر من حساس تر پیدا نمیشه
مگه میخاد چیکارمون کنن
من دخترم نزدیک دوسالشه
پسرم تازه ب دنیا اومده
دخترم خیلی اذیتش میکنه دستشو میکشه چنگش میندازه گازش میگیره
از وقتی ب دنیا اومده خیلی حواسمم بهش هست ولی گاهی وقتا متوجه نمیشم سریع میره گازش میگیره فرار میکنه
چون این نوزاده ما همه محبتمون برا دخترمه باباش خیلی خیلی دوسش داره دخترمو
از وقتی ب دنیا اومده پسرم شاید دو سه بار فقط باباش بغلش گرفته اونم چون من دادم دستش تا ۵ دقه ای کاری انجام بدم
ولی دخترم چون میفهمه ب کوچیکه محبت نمیکنیم
هر وقت کاری میکنه ب باباشون میگم ک سونیا داداششو گاز گرفته جاشو هم نشونش میدم ک بعدا حرفی نزنع چرا اینجوزی شده

الهی
تاب بود یا گهواره؟😢

یک صدقه بده بد به دلت راه نده؛نگو اون موقع خورد زمین بگو قبلی که بیای خورد زمین
مثلا یک جوری صحنه سازی کن که دخترتم؛لو نده؛؛مثلا بچه که گریه کرد بگو وای مامان خوردی زمین ؛؛بعد یکم گریه کن؛دخترتم‌بگو وای بیا جای داداش؛؛خخخ از این به بعد از این صحنه سازی ها باید زیاد کنی که بچه ها لوت ندن

ضربه به سر شوخی نیست، ببر دکتر بچه رو

عزیزم حتما به شوهرت بگو و ببرینش دکتر قبل اینکه دیر بشه چون مامانم دقیقا همین تجربه شمارو داشت و ترسیده بود به کسی نگفت ولی بعدها براش دردسر شد

ببرش دکتر مگه خودت میخواستی اینجوری بشه که حالا میترسی به شوهرت بگی یهو خدایی نکرده اتفاقی افتاده

چطور یه بچه دوماهه رو تنها گذاشتی ؟ 🥺🫣

🫩🫩🫩سر بچت خورده ب چهارچوب بعد ب شوهرت چیزی نمیگی؟!
اگ درد دارع ببرش دکتر بچع زبون نداره بگه بهت ک

ببر دکتر بفهمه نهایت دعوا میکنه مهم تر از سلامتی بچته بیچاره درد داره

خب هنوزم درد داره کاش میبردیش دکتر گنا دارع همینجوری ولش نکن

کاش میگفتی میبردینش ب دکتر نشون میدادین
چون سرش خورده ب چهارچوب در حمام

سوال های مرتبط

مامان ماهلین 🌸 مامان ماهلین 🌸 ۸ ماهگی
خانوما امروز صب ساعت ۷ بیدار شد تا نزدیکای ۱۰ خوابوندم خوب بود عادی یکم نق نق کرد
ظهر تقریبا ۱ ساعت بیشتر از بیدار شدنش گذشت اروم بود باهاش بازی می‌کردم حرف میزدم گوش میداد بعد کم کم شروع داشت میکرد نق نق کنه انگاری خسته میشه مادرشوهرم اومد برد خونه خودش برادرشوهرم و بچه هاش اونجا بودن بچم همش گریه کرد تا ۲۰ دقیقه اینا که رفتم بعد خوابوندمش رو پام یه چرت زد بیدار شد یه ساعتی شیر خورد بعد خوابید از ۴ تا نزدیکای ۶ بیدار شد باز زمین گذاشتمش یکم بازی کرد الان یه ده دقیقه ای تقریبا بغل مادرشوهرم و جاریم اینا بود گریه کرد جیغ می‌کشید گذاشتم رو پام صدای جاروبرقی گذاشتم خوابید در حد ۱۰ دقیقه بیدار شد یکم شیر خورد باز یه نیم ساعت تقریبا بازی کرد سرجاش باز داره نق نق میکنه
وقتی گریه میکنه ام خمیازه میکشه هی وسطاش نمیدونم خوابش میاد نمیخابه گریه میکنه
نمیدونم بقیه رو نمیشناسه یا بچه ها دست مالیش میکنن خوشش نمیاد یا یکم بازی میکنه انگار حوصلش سر میره گریه میکنه

ترس برم داشته یعنی چشه که اینجوری میکنه استرس گرفتم🥺🥺
بچه های شمام اینجوری ان شر ان