۷ پاسخ

عن منم اینجوری بود طلاق و راحت شدم واسه خودم

خانواده شوهر منم چشم دیدن منو ندارن
هیچی بهم نمیگن از کاراشون از خوشیاشون
شوهر منم اخلاق صفر
همیشه آماده بهم بپره، حتی اگ ازش بپرسم امروز چ کارا کردی🙄
عید هم چنان آبرویی ازم برد خونه بابام همه هم بودن ک روم نیست برم خونه بابام😒
منم دیگه سکوتم سکوت

منم به شوهرم گیر بدم بد رفتاری میکنه خیلی باهاش کنار میام به خاطر بچه هام

شوهر منم همینه فقط منتظر کوچیکترین اتفاقه تا با من دعوا کنه

خواهر جان بیشتر شوهر اینجوری گل من هر کسی میبینم از شوهرش بد میگ شوهر منم همین

آخی دلم کبابت شد
خدایا اینجور مردا یا آروم کن یااااااااااا بازم آروم کن سر عقل بیان

عزیزدلم اصلا حرفاشو نشنو جدی میگم وقتی شروع میکنه رو مخت رفتن هنذفری بزار و اهنگ گوش بده و برو دراز بکش وقتی بدونه شنونده نداره سکوت میکنه

سوال های مرتبط

مامان قندِعسل🍯🐝 مامان قندِعسل🍯🐝 ۲ سالگی
چند وقت پیش ی تاپیک زدم ک اره بچه اگه خوش خوراک و بهانه گیر و... نباشه مادر هم اعصاب آرومی خواهد داشت
ی مامانا گفت :
مادری ک آروم و صبور باشه بچه آروم و با آرامشی خواهد داشت
از اون روز تلاش کردم آروم باشم
بخاطر غذا خوردناش عصبی نشم
الویتم توجه و بغل کردن پسرم باشه
جیغ و داد نزنم ت اوج عصبانیتم سکوت کنم
و دیدم بعد از چند روز اره واقعا نتیجه میده
مادر آروم بچه آروم
من جز مادرایی بودم ک زود جوش میاوردم داد سر بچم میزدم و متاسفانه گاهی شده بود بچم رو کتک بزنم
ولی حرف اون مامان شد ی تلنگر برام
بیخیال آدما و حرفاشون
بیخیال نظم و تمیزی هر لحظه خونه و زندگیم
تلاش کردم عشقم رو ب بچم بیشتر کنم چون خودم متوجه شدم عصبی بودن ها و سخت گیری های من باعث شده
من ادم امن بچم نباشم
برای همین هرچیزی میخواست ب باباش مامانم بابام میگفت
و من جز گزینه ها نبودم میخواست خونه بابام و پیش مامانم بمونه چون اونجا رو ب بودن با من ترجیح میداد و همه چیز باب میلش بود بدون خشم و عصبانیت
ولی این چند وقت خداروشکر همه چیز تغییر کرده و متوجه میشم ک من شدم آدم امنش
اعتراف ب این حرفا سخت بود؛سخت بود اعتراف ب مادر خوب نبودن
ولی شاید مثل حرف اون مادر ک شد تلنگر برای من
حرف منم بشه تلنگری برای شما
بیاین مادر کافی باشیم ن مادر عالی
پوشک زایمان مای بیبی نوزاد واکسن ۶ماهگی فرزند پروری شیرخشک پوشک زایمان مای بیبی نوزاد واکسن ۶ماهگی