۶ پاسخ

همینکه همسرت کنارت بوده
همراهت بوده
و لاقل غرغر نمیکرده
خیلی دمش گرم...

تصورشم سخته 🥺 پسرت چند سالشه

به نظر من صد رحمت به بارداری
بچه داری خیلی سخته😞

واقعا دوتا بچه سخته تنها هم ک باشی سخت تره من ک کمرم نابوده گاهی میمونم ب کدوم برسم ب بچه و پوشکشو خیس کرده و گشنشه یا ب دخترم ک تب داره و بهونه گیر شده

کاملا درکت میکنم منم همین بدبختی داشتم با تفاوت این ک ده ماه بود پسرم ک دخترم باردار شدم شیر ب شیر
قشننننگ سرووووویس شدم

منم خیلی تنهایی این روزا رو گذروندم ولی بچه دوم خیلی سخته

سوال های مرتبط

مامان آنیا خانوم مامان آنیا خانوم ۱۳ ماهگی
امروز بعد ۸ ماه و ۲۸ روز تونستم مثل سابق ( قبل بچه دار شدن ) اونطوری که میخواستم به سر و روی خونمون یه دستی بکشم،،، البته به کمک همسرم چون تعطیل بود ، کمک که چه عرض کنم ، پیش دخترم دراز کشیده بود کلش بازی میکرد ، دخترمم با اسباب بازیاش مشغول بود ، بعضا که چشمش بهم میفتاد میخواست شروع به گریه کنه که همسرم سرشو گرم میکرد،
بعد این مدت یکم اعتماد بنفسم برگشت سرجاش که میتونم هم خونه داری کنم هم بچه داری ( آخه دخترم خیلی وابستس بهم اصلا جدا نمیشه ازم ، تقریبا ماهی یکبار مامانم میاد کمکم برا کارای خونه ) ، وقتی تنهام همه کارام عجله ای و با استرسه، همه میگن خودش راه بره دست از سرت برمیداره خودش مشغول میشه ، نمیدونم ، با صبوری خیلی زیاد دارم ادامه میدم درسته دوس ندارم زود زود بزرگ شه ، من هنوز از دوران نوزادیش سیر نشدم ولی امیدوارم اونموقع یه فرجی حاصل بشه برامون😅
بعدشم که رفتیم حموم دوتایی و تر و تمیز شدیم سندشم پایین گذاشتیم😂😂


پوشک
شیر خشک
تب
واکسن

چهاردهم خرداد ماه🌱