۱۴ پاسخ

حالاخوردن رفته دیگه معده چه میفهمه فرق بین برنج مجلسی وشفته رو🤣🤭همین که شکمشون دوسیرکردن ممنون🤣

ی تیکه نون میزاشتی خوب میشد
اشکالی نداره سخت نگیر

مادر بزرگت باب دندون خودش گفته 😄

ولش کن دستتم درد نکنه تو ایم گرونی مهمونی دادی با بچه کوچیک

دیگ احتمالا حضم شد بیخیال

فدای سرت سخت نگیر

همیشه برنجو کال تر بگیر موقع دم کردن روش مشمبا بکش

مهمونت کی بود

مث من برا تولد دخترم رون سرخ کردم همه چی اماده کردم مهمونام زیاد بودن همه چی عالی بود ۶۰ نفر مهمون داشتم سخت بود اما خیلی همه چی عالی پیش رف تااینکه برنجم نرم شد خستگیم موند رو شونم

فداااااای سرت

برووووو بابا فدای ی تار موت
برنجه دیگه نرم و سفت باشه حالا مهمه مگه؟ نه دستت درد نکنه همینکه کلی انرژی گذاشتی پختی

قضیه چیه

وا بیخیال بابا

سخت نگیر

سوال های مرتبط

مامان سید محمد احسان مامان سید محمد احسان ۲ سالگی
امان از امروز
ما صبح رفتیم خونه جاریم بچش چهار دست و پا میره ،خونشون طبقه بالای خونمونه بعد داشتیم میومدیم سر ظهر خونه بچه خوشحال بود فک میکرد با ما میاد خونمون ب جاریم گفتم ببرمش ؟! گفت نه الان باباش میاد و اینا ما اومدیم خونه من غذای محمد احسان رو دادم خوابوندمش خودمم خوابیدن تازه چشام گرم شده بود که دیدم صدای جاریم میاد داره پسرش رو صدا میزنه یهو صدای جیغغغغغ و بووووم افتادن چیزی من بدو بدو سر لخت رفتم بیرون دیدم نگو اینا هم خوابیدن گرم بوده کولر زدن در رو باز گذاشتن بچه هم از خونه اومده بیرون داشت میومد خونه ما ،دوازده تا پله داره بچه افتاد
حالا خداروشکر چیزیش نشد ،همون لحظه با جاریم با هم رسیدیم بالا سرش اون که بیچاره مثل بییددد می‌لرزید فقط بچه رو گرفت بغلش منو صدا میزد ولی بچه رو گرفتم اول آرومش کردم سرشو چک کردم دیدم نه قرمزه نه هیچی بالای لبش و بینیش قرمز بود و یکم زخم داشت که اونم زیاد نبود به بینیش دست میزدم سرشو عقب میکشید گفتم خداروشکر چیزیش نیست ولی برن لباس بپوشن بچه رو زود ببرن دکتر ،الان اومدن گفتن دکتر گفته خوبه همه چی بینیش هم حتی چیزی نشد و زخم سطحی بوده
بعد رفتنشون نشستم ی دل سیر گریه کردم بعدش خودم جون نداشتم کاری بکنم اصلأ واقعاً خیلی سخت بود ،خدا همه بچه ها رو برا مامان باباهاشون سالم و سلامت نگه داره