۱۳ پاسخ

منم دیدم بچه هایی که کم تر تو رفاهن و کم تر بهشون رسیدگی میشه خیلی قدر دان تر هستن .

بهترین راه براش قانون گذاشتن مثلا تایم بده فقط یه ساعت میریم پارک چند دقیقه مونده بهش اعلام کن نیومد شما خودت راه بیوفت دنبالت میاد خودش کم محلی کن از زدن هاش وقتی زد دستاش و محکم بگیر بشین زمین نگاهش کن بگو تو حق نداری بزرگترتو بزنی با جدیت کامل و محروم کن از یه سری خواسته ها که با داد و جیغ و گریه و داد زد بگو صدات به من نمیرسه وقتی آروم صحبت میکنی من میتونم متوجه بشم انقدر انجام بده تا درست بشه

بنظر من‌بخاطر سنشونه.میخوان حرف خودشون باسه.پسر من اوندفعه رفتیم مراسم‌اونجا بچه زیادیود آخر شب بزور آوردمش گریه جیغ که باید بمونیم‌من‌میخوام‌بازی کنم.یه جوری گریه میکرد انگار من ببرمش خونه میخوام بکشمش.منو میزد

پسر منو ببینی چی میگی دست پسرتو میبوسی بشدت بشدت لجباز بد اخلاق

منم درگیرم بخدا هر بار میریم بیرون لج اسباب بازی میگیره اینقدر غر میزنه ادم خسته میشه همش دوست داره همبازی داشته باشه سر غذا همه چی لج داره ولی من تک فرزند دوست هم داشتم ولی خیلی قوی مستقل بود زیادی بها دادن هم همین میشه

دختر منم یکی دوهفته میشه خیلی لج باز و بی ادب شده . من فکر کنم اقتضای سنشون . من راه صبر کردن رو در پیش گرفتم امیدوارم از این چالشا سالم بیرون بیایم

دختر منم یه هفته ای میشه خیلی اذیت میکنه و گستاخ و لجباز شده؛به قول شما هرچی میخواد در حد توانمون براش فراهم میکنیم اما فایده نداره مثلا دیروز بردمش شهر مشاغل یک تومن اونجا بازی کرده،بعد بردمش کتاب خریده،بعد رفتیم کافی شاپ،امروز هم بردمش خونه بازی و بعد اونجا رفته اسباب بازی خریده و گفته شام پیتزا انجام دادیم اما به جای بهتر شدن متاسفانه بدتر شده

ب نظرم تک فرزندا همینن😐لوس تر هستن

هم بازی دار مثلا خاهر برادر

پسرا همینن کلا

این کارا ک بی ادبی نیست
بچه مثل طوطی. هرچی ک میشنوه و تکرار میکنه. متوجه نمیشه حرف خوبی یا نه
ضمنا زیادی بهش بها دادی... فردا مثل طلبکارا باهاتون رفتار میکنه و هیچی راضیش نمیکنه چون همیشه تامینش کردین

همه اینارو اضافه کن ب اینکه بغلم نمیاد وقتی نگاش میکنم بوس میفرستم میگه بعدا بغل میکنیم همو برگرد اون ور
دیگه منو دوس نداره حقم میدم بهش هیشکی دوسم نداره خودمم خودمو دوس ندارم

یکم محرومش کن تاثیر داره

سوال های مرتبط

مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک
بیاین حرف بزنیم دلم گرفته.....کسی هم نیست بهش بگم...از دیروز که تولد دخترم بود خونواده ی شوهرم با دایی شوهرم و خانومش اینا خونه ما بودن و تولد گرفتیم امروز صبح گفتن بریم بیرون ....رفتیم بیرون اونجا دخترم وسایل خواست گفتیم نه گریه کرد بعد راضیش کردم بریم بازی کنه گفت باشه مادر شوهرم هم هی می‌گفت یه کم بازی کن بریم با اونا بگردیم بسه بسه اینم گریه میکرد که نه بذار بازی کنم خلاصه از اونجا رفتیم جای دیگه و نمیدونم بهش چی گفت یهو جیغ زد سوار ون نمیشم گریه کرد ...یهو عموش برگشت گفت اونقدر بچه رو هیچ جا نمیبرن فقط گریه می‌کنه اینجوری می‌کنه...در حالی که همیشه همه جا بردیم منم زل زدم تو چشماش گفتم چرا اینجوری میگی این همه بیرون رفتیم حالا یه بار گریه کرده اینجوری می‌کنی ..منم ناراحت شدم چیز میز گرفت نمی‌خوردم چون اصلا انگار بغض داشتم ولی سعی میکردم معمولی نشون بدم خودمو ولی خیلی ناراحت شدم...همین که بچه گربه می‌کنه یه جوری گارد میگیرن رفتار میکنن که اه شروع کردی یاد گرفتی واسه همه چی گریه می‌کنی تورو نمیاریم ..واقعا ناراحت شدم
مامان فرفریم😍❤ مامان فرفریم😍❤ ۵ سالگی
وای مامانا شمام حس میکنید بچه هاتون یهویی خیلی لجباز شدن؟؟پسر من خیلییی با ادب و آروم بود الان چند وقت یهو بشددددت لجباز یه دنده قلدر شده قبلاً داد میزدم میترسید آروم میشد الان تا داد بزنم اونم داد میزنع از کوره در میرم گاهی میزنمش درحد اینکه بزنم رو باسنش یا کمرش اونم میگیره منو میزنه اصلا اینجوری نبود بریم بیرون بگه این وسیله رو می‌خوام یا اونو میخوام الان تا میریم بیرون میگه اینو میخوام اونو میخوام پریشب یه اسباب بازی گف میخوام گفتم نمیشه مامان کل خونه شده اسباب بازی بزار بعدا میخرم واسش وسط خیابون شروع کرد به داد زدن که تو دروغ میگی دستمو ویشگون می‌گرفت همشو شاملو کشید از سرم واقعا نمی‌دونم چیکار کنم در مقابل رفتارش هرچی میام با مامان جان پسر قشنگم و آرومی و قانع کردن حرف میزنم فایده ندارع اون داد میزنع منم آخر میزنمش و بعدش عین سگگگگگگگگگگ عذان وجدان منو می‌کشه بخدا خیلی سعی میکنم کارای که دوست داره رو انجام بدم بیشتر چیزایی که دوست داره رو واسش میخرم بیشتر جاهایی ک دوست داره میبرمش مثلا دیشب گفته میخوام با دایی برم استخر با اینکه کلا یه تومن دارم تو کارتم امروز ۵۰۰بدم واسش تیوپ بگیرم واسه استخر میگم بزار بره بچه اس دلش خوشه ولی اون اصلا درک نمیکنه توقع ندارم از بچه پنج‌ساله که بیاد کامل درکم کنه ولی دلم میخواد بفهمه چی درسته چی خراب قبلاااا خیلییییی درکش بیشتر بود ولی الان فقط لجبازی و قلدری اومدم خونه مامانم میگم دوسال دیگه راحت می‌تونه بزنه تورو نمیتونی از پسش بر بیای(چون من قدم ۱۵۵هست و ماشاالله پسرم تپل و قد بلنده)
بنظرتون چیکار کنم دیگه واقعا خیلی الان زود کم میارم و واقعا نمی‌دونم اشتباه از کنه یا بچه ام
مامان جوجه👶 مامان جوجه👶 ۶ سالگی
خیلی اعصابم خرابه یه بچهه پنج سالشه تو پارک پسرم باهاش دوست شد بعدش متوجه شدم بچه مشکل حسی و ارتباط گیری داره، با پسرم جور شد طوریکه هر بار پسرم میرفت تو پارک میفتاد دنبال پسرم با هم دنبال بازی کنن پسرمم دوستش داشت.
حالا پریروز بچم داشت بستنی میخورد از دستش یهو گرفت کلی گریه کرد بعد دوباره واسش گرفتم افتاد دنبالش بستنی دومو بگیره بچمو هول پسرمم باهاش قهر کرد بعد بچهه هی میومد پسرمو هول میداد من نمیزاشتم پسرم هولش بده چون میدونستم متوجه نمیشه تا دیشب باز اومد چند بار حین بازی هولش داد ب این منظور ک بیا بازی کنیم پسرمم دو بار بدجور هولش داد و عصبی شده بود خیلی بد خورد زمین بار دومم افتاد تو شمشادا ک تیغ داشت ولی چون مشکل حسی داره دردو متوجه نشد، خیلی اعصابم داغونه یاد دو تا صحنه میفتم هر دو بارم دعواش کردم ولی خیلی عصبی شده بود طوریکه اومد خونه گفت مامان من از دوستم متنفرم همض منو میزنه بستنیمو میگیره، اگر از رو درک اذیت میکرد به مامانش تذکر میدادم
خیلی حالم بد میشه یاد صحنه ای ک انداختش تو شمشادا میفتم😭 اونم ده بار هول داد ولی یه هول اروم میداد میخندید ک بیا بازی کنیم
مامان سورن مامان سورن ۵ سالگی
دوستان امروز یه اتفاقی افتاد که واقعاً دلم رو گرفت و نمی‌دونم درست‌ترین واکنش چی بوده.
دختر همسایه اومده بود خونه‌مون که با سورن بازی کنه. من هم استقبال کردم، چون درمانگر سورن همیشه می‌گه: «بازی با بچه‌های عادی می‌تونه براش مثل درمان باشه.»
اما حدود نیم ساعت بعد، وقتی سورن حاضر نمی‌شد از ترامپولین بیاد پایین و با اون بچه بازی کنه، دست سورن رو لگد کرد و بهش گفت:
«چرا مثل دیوونه‌ها حرف می‌زنی؟»
من همون لحظه بهش گفتم که ما می‌خوایم بریم بیرون و بهتره بره خونه‌شون.
ولی چیزی که بیشتر از رفتار اون بچه منو ناراحت کرد، واکنش خود سورن بود.
الان نشسته و برای اون بچه گریه می‌کنه و می‌گه: «نی‌نی جون گم شده...»
انگار اصلاً متوجه نشده که اون بچه بهش آسیب زده یا بهش توهین کرده. 🥺
حالا واقعاً موندم باید چیکار کنم؟
اگر جای من بودید، دیگه اجازه می‌دادید این بچه بیاد با سورن بازی کنه یا نه؟
و مهم‌تر از اون:
چطور می‌شه به بچه‌ای که هنوز قلدری و رفتار آزاردهنده رو تشخیص نمی‌ده، یاد داد که بفهمه «این رفتار با من درست نیست» و از خودش دفاع کنه؟
مامان مسیحا مامان مسیحا ۵ سالگی
خواهرم تازگیا زایمان کرده پسرم اززصبح ک بیدار با بغض حرف میزنه میگه چرا من تنهام؟ چرا مثل بقیه خواهریا برادر ندارم، حدود یک ساعت رفت تو تختش پتو کشید رو خودش داد زد گفت نیا پیشم تو خیلی بدجنسی برام نی نی نمیاری حقیقتا با تک تک حرفاش قلبم شکست و با بغضش دنیا رو سرم آوار شد چون ما مثل بقیه نمیتونیم بچه دار بشیم پسرمم بعد ۹سال دوا ودکتر بدنیااومد دلم خیلی میسوزه براش، بااینکه اصلا تو این شرایط بچه دار شدن و منطقی نمیدونم ولی دلم برای پسرم کبابه مخصوصا اینکه ۱ساله گیر داده مدام میگه آبجی میخوام داداش میخوام و اینم بگم پسرم خیییییلی بیشتر از سنش میفهمه، مثلا من براش توضیح دادم که خیلیا مثل تو تک فرزندن فلان واین حرفا، دراومد بهم گفت مامان وقتی بزرگ شدم چی؟ من تنها باشم؟ بی هیچ خواهر وبرادری؟ من هنگ کردم 😓😓
نمیدونم حکمت بعضی از کارای خدا چیه، بعضیا نمیخوان بهشون میده ماها جون میکنیم نمیده 💔🥲
#فرزندپروری
#گهواره
#تب
#استامینوفن
#مهدکودک