خیلی اعصابم خرابه یه بچهه پنج سالشه تو پارک پسرم باهاش دوست شد بعدش متوجه شدم بچه مشکل حسی و ارتباط گیری داره، با پسرم جور شد طوریکه هر بار پسرم میرفت تو پارک میفتاد دنبال پسرم با هم دنبال بازی کنن پسرمم دوستش داشت.
حالا پریروز بچم داشت بستنی میخورد از دستش یهو گرفت کلی گریه کرد بعد دوباره واسش گرفتم افتاد دنبالش بستنی دومو بگیره بچمو هول پسرمم باهاش قهر کرد بعد بچهه هی میومد پسرمو هول میداد من نمیزاشتم پسرم هولش بده چون میدونستم متوجه نمیشه تا دیشب باز اومد چند بار حین بازی هولش داد ب این منظور ک بیا بازی کنیم پسرمم دو بار بدجور هولش داد و عصبی شده بود خیلی بد خورد زمین بار دومم افتاد تو شمشادا ک تیغ داشت ولی چون مشکل حسی داره دردو متوجه نشد، خیلی اعصابم داغونه یاد دو تا صحنه میفتم هر دو بارم دعواش کردم ولی خیلی عصبی شده بود طوریکه اومد خونه گفت مامان من از دوستم متنفرم همض منو میزنه بستنیمو میگیره، اگر از رو درک اذیت میکرد به مامانش تذکر میدادم
خیلی حالم بد میشه یاد صحنه ای ک انداختش تو شمشادا میفتم😭 اونم ده بار هول داد ولی یه هول اروم میداد میخندید ک بیا بازی کنیم

۵ پاسخ

عزیزم مشکل حسی و ارتباط گیری یعنی چی؟

مادرش گناه داره فقط میخاد تو پارک کمی استراحت کنه که بچش اطرافش نیاد...رفتی دوتا بستنی بخر به پسرت و اون بچه بده تا باهم بخورن بازی کنن شاید اینحور اذیتش نکنه

اونجور بچه ها سرتخن نزار با بچت بازی کنه پرو هم تشریف دارن و طو استفاده میکنن مادرا هم نفهم اهمیت نمیدن میارن پارک ول میکنن بچه رو

بچه ها همینن عزیزم ،فورا میخوان تلافی کنن

چطوری ب پسرم یاد بدم کسی زد تو نزن ب بزرگترت بگو، هر چی میگم گوش نمیده حتما باید درجا تلافی کنه

سوال های مرتبط

مامان آرشا و آیهان مامان آرشا و آیهان ۵ سالگی
سلام دوستان وقت بخیر
مدتیه که پسرم همش میترسه مثلا دسشویی بخواد بره میگه تو هم بیا تو اتاق تنها نمیمونه شبا سه چهار بار بیدار میشه گریه میکنه یا میپره تو بغلم‌میگه میترسم سوالا عجیب و غریب میپرسه
تااینکه فهمیدم داشت فیلم نگا میکرد من نبودم و مثل اینکه صحنه ها ترسناک دیده
چند بار باهاش حرف زدم کتاب گرفتم قصه گفتم میگه میدونم ولی یادم نمیره و حتی از خواب با گریه میپره میگه خواب دیدم که فلان چیز شده
درواقع از شکل ظاهری اون افراد ترسیده
تو تاپیک قبلی گفتم که پسرم عاشق مردعنکبوتیه گوشیم دستش بود و داشت کارتون نگاه میکرد میخواست عوضش کنه و قسمتی ک پیشنهاد کارتون بعدی هست مردعنکبوتی میبینه غافل از اینکه توش پر از شخصیتا ترسناکه و اینبار بهم نگفت چون هرسری بخواد عوض کنه میگه
الان ک براش ممنوع شده دیدن فیلم و انیمیشن و اینا جز اونایی ک خودم میذارم ولی برا ترسش چیکار کنم خیلی اذیته بیچاره
چند روز پیش هم اسباب بازیش از کمد افتاد جییییییغ میکشید و صدام میکرد بغلش کردم کلی گریه کرد
بنظرتون درست میشه؟
مامان آریا،آریسا مامان آریا،آریسا ۵ سالگی
شما بگین اگه جای من بودین چیکارمیکردین(شاید دوسه سالی میشه همسرم دستگاه پلی استیشن خرید۲۰تومن بعدازچند وقت خراب شد دیگه نرفت درس کنه تااااا هفته پیش دیدم بچم خیلی اصرار می‌کنه که دستگاه بیاریم بازی کنیم دیگه گفتم ببردرستش کنن هم خودت استفاده کنی هم بچه نکه اینجوری یه گوشه داره خاک میخوره دیگه بردیم دادیم درست کنن هزینه اش شد ۴تومن ازروزی که تحویل گرفتیم یابرادرشوهرکوچیکم (۱۵ سالشه)خونه ماس داره بازی می‌کنه یامیبره خونه خودشون هرچند قبل هم جفت برادرشوهرام می‌اومدم خونمون بازی میکردن بعضی ازشباهم میبردن خونه خودشون بازی میکردن تادیشب مادرشوهر گفت شام بیاین خونه ما ماهم رفتیم اونجا برادرشوهرکوچیکمو پسرم اصرار که دستگاه رو بیارین اینجا بازی کنیم برادرشوهرمم عشق فوتباله ولی پسرم اصلا فوتبال رودوس ندارع این برادرشوهرم آنقدر پسرمو اذیت می‌کرد که خدا می‌دونه هرچی بهش میگفتم بابا بیا چند دقیقه بازی که آریا دوس داره روبازی کنین بعد تافرداهرچقدرخواستی فوتبال بازی کن می‌گفت که نه مگه من دخترم که بازی خونه بازی و... بازی کنم فقط فوتبال هرررررچی بهش میگفتم اصلا انگار نه انگار بااین بودیم مثلا پسرم می‌گفت من رنگ آبی رودوس دارم برادرشوهرم چون پرسپولیسی هس میگفتم برو بابا توهم مثل دخترا فقط آبی آبی می‌کنی برو بابا دیگه نزدیک من میشی و... پسرمم هی غر میزد مگه من دخترم وچراعمو اینجوری میگه و.... هرچی همسرمو گفتم تو یه چی به داداشت بگو می‌گفت ولش کن بچس اینم بگم همیشه پسرمو اینجوری اذیت می‌کنه پسرمم دیگه دیشب گریش گرفت و گفت این دستگاه کنه چراعمو بازی کنه ولی من نه و... دیگه اعصبانی شدم یکم صداموبردم بالا گفتم سریع دستگاه روجمعش کن