تجربه زايمان سزارين پارت يك
اول اينو بگم كه من حدودا از اوايل بارداري مطمئن بودم كه انتخابم طبيعي نيس ١٠تا دكتر عوض كردم تا رسيدم بع دكتر خودم كه سه هفته ي اخر چكاپام پيشش بودم دكتر ليلا ملاحسني مطبشونم كرج
ايشون واسه ١١تير تو ٣٩هفته و يك روز به من نامه دادن واسه سزارين تو بيمارستان مريم كرج
ساعت١ بامداد ١١ام من رفتم بيمارستان و بستري شدم تا اون تابم هم اصلا درد زايمان نداشتم بدون هيچ انقباضي رفتم
با همسرم و خواهرم راهي بيمارستان شديم بعد از كاراي بستري اجازه ندادن شب خواهرم پيشم بمونه اونا برگشتن خونه كه صبح بيان منم تا صبح سه بار ازم ان اس تي گرفتن و فشارم و چك كردن صبح ساعت ٧/٣٠اومدن اماده ام كنن واسه اتاق عمل حالا خانواده و همسرم فك ميكنن خيلي زود منو ببرن واسه عمل اعت٩اخه دكترم گفته بود ٨و ٩ميريم
گوشيمم نزاشتن پيشم باشه كه خبر بدم اخر از يه پرستار گوشي گرفتم و زنگ زدم كه من دارم ميرم بدون هيچ استرسي راهي اتاق عمل شدمس

۴ پاسخ

به سلامتی
بازم خوبه استرس نداشتی

خب بعدش😀

دختربقیشونذاشتی کنجکاوشدم

خب عزیزم
به سلامتی
بقیشو بزار

سوال های مرتبط

مامان میران مامان میران ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل
مامان آلوچه خانم💗 مامان آلوچه خانم💗 روزهای ابتدایی تولد