۵ پاسخ

اگه سوالی دارید بپرسین تا بریم سراغ دومین تجربه که شیردهی هست

کاملا درست🥲💆🏻

حرفای دل من رو گفتین🥰

تا ابد حق

چرا میگن نشینید من خودم سزارین بودم نتونستم استراحت کنم بخاطر بچم

سوال های مرتبط

مامان پویان مامان پویان ۵ ماهگی
سومین تجربه...
از لحظه لذت ببر
همش منتظر کولیک و رفلاکس نباش
من از همون اول منتظر بودم و لحظات بهم زهرمار شد خداروشکر بچم کولیکش خیلی خفیف بود ولی بخاطر ناآگاهی من رفلاکس گرفت...
خانوما معده بچه ی چند روزه اندازه یه گیلاسه توروخدا اشتباه منو نکنین و بیش از حد به بچه شیر ندید که رفلاکسی میشه
اگه کولیک داشت حتما گرمیچر خارجی رو امتحان کنین
از دادن دارو های گیاهی از هر نوعی یا دارو هایی که شناسنامه ندارن و قاچاق وارد میشن اصلا استفاده نکنین اتفاق یه بار میوفته و یه عمر پشیمونی به بار میاره
اگه کولیک بچتون شدیده بهتون بگم میگذره و تموم میشه و بچه هیچی یادش نمیمونه سعی کنین صبور باشین.
همکاری خیلی مهمه بچه رو شده 5 دقیقه بسپارید به همسرتون برید یه اتاق دیگه دراز بکشید آروم بشید دوباره بیاین پرقدرت ادامه بدید.
اگه شیر خودتونو میدید رعایت کنین که بچه رفلاکسش تشدید نشه.
شما پناه اون بچه هستید رو بچه هاتون داد و فریاد نکنین..
چون خودتون پشیمون میشید
مامان فندقم👶🏻💙 مامان فندقم👶🏻💙 ۱۱ ماهگی
شروع تجربه سزارین با دکتر سروگل شهریور بیمارستان پیوند:
من یک هفته قبل از سزارین رفتم آخرین چکاب و پرداخت دستمزد دکتر برا عمل تاریخو بهم داد برا ۱۴۰۴/۶/۳ یک هفته گذشت و گفتن که ساعت شش صبح بیمارستان باش ما هم دوشنبه ساعت شش صبح با یه استرس وحشدناک رفتیم بیمارستان فرستادن بخش زنان برا کارهای پرونده اینا رفتیم اونجا تا تماهنگی ها انجام شده و سنو ها و پرونده رو تشکیل دادن و گفتم برید داروخونه پک زایمانو بگیرین بعد لباسش رو پوشیدم و فرستادن تو یه اتاق ک اونجا نوار قلب گرفتن و سرم وصل کردن و میخواستن سوند ادرار رو وصل کنن ک اونجا اجازه ندادم چون از قبل به دکتر گفتم بعد بیحسی بزنین برام بعد یه حدود نیم شاعت اینا با ویلچر بردن بخش اتاق عمل وای که نگم از استرس وحشدناکی که داشتم اونجا تو اتاق انتظار گفتن باید بمونی نوبتی برید عمل دو نفر بودیم عمل اول تموم شد و منو صدا زدن بردن اتاق عمل نگم از ویوی قشنگ اتاق عمل و فضای بیرونش حس خوبی داشت بعد نشستم رو تخت میخواستن سوزن بیحسی رو بزنن یه مرد بود تو اتاق عمل و بقیه همه خانم بودن داشتن با بتادین کمرم رو ضد عفونی میکردن یه لحظه حس کردم که کمرم گرم شد گفتم کمرم داغ شد که گفتن مال بیحسیه گفتم مگه زدین سوزنه رو گفتن اره مگه نفهمیدی و گفتن سریع دراز بکش یه دو دقیقه موندن و سوند ادرار رو گذاشتن برام که دیگه بیحس شدم و حالیم نبود
دوستان من اکانتم مسدود شد و برا یادگاری دوباره تو اکانت جدیدم خاطراتمو نوشتم