۶ پاسخ

ماساژ شکمی ندادن؟

وای دستاشوووووو خدااااااا چقدر کوچولوعه🥹🥹🥹🥰😍

سلامت باشید عزیزم
چند هفته زایمان کردی گلم؟
دستگاه گذاشتن جوجه رو ؟
دکترت کی بود ؟
کدوم بیمارستان هستی؟

چجور شد ۳۶ هفته زایمان کردی عزیزم؟؟؟

چرا زایمان زود رس داشتی

عزیزم یعنی هزینه وسایل(منظورت لباس ایناس؟) و انستی اینا جدا حساب شد از اون ۷۰ تومن🙁😩

سوال های مرتبط

مامان فاطمه مامان فاطمه ۱ ماهگی
پارت سوم
از ۱۲ ظهر به بعد گفتن حرکت کن که رسماً افلیج بودم🤐😵‍💫 من چون نیمه شب عمل شدم دکترم گفت یک شب باید بمونی و کنترل شی بعدشم مشکل دفع داشتم هرچی شربتی که بیمارستان داد رو می‌خوردم و کمپوت انجیر و گلابی خوردم فایده نداشت تهش ۱۰ شب شکمم کار کرد
از پرسنل بگم که عالی بودن
تمیزی ۲۰ بود ساعت ۵ صبحم آروم میومدن تو اتاق تمیز میکردن و اصلا سطل اشغال پر نمیشد
دکترم دکتر یزدانی بود که بشدت ازش راضی بودم
دکتر بیهوشی هم دکتر شیرانی بود که اونم عالی بود
کل پرسنل اتاق عمل خیلی آدمای شاد و روحیه بده ای بودن خدا حفظشون کنه
متاسفانه من چون شیر نداشتم تو بیمارستان ؛ به بچه شیر خشک دادیم و از بعد اون بااینکه شیرم‌اومد ولی بچه اصلا شیر منو نگرفت تا حالا و این خیلی ناراحتم کرده
درباره هزینه ها
بیمارستان شمال ۶۸ تومن بابت هزینه بهمون گفت
سه میلیون و ۹۰۰ بابت پک لباس که شامل یک لباس نازک تا زانو و یک جفت دمپایی و یک بسته دستمال بود😶
۲ میلیون بابت پمپ درد
۲ میلیون بابت همراه هر شب گرفتن که اینم بگم بهمون اینو نگفتن من دوتا همراه برای دوتاشب داشتم که شب آخر اینو بهمون گفتن
حدود ۴۰ تومن هم بابت یک‌شب اضافه گرفتن که در اصل نباید می‌گرفتن ولی گفتن‌ چون ۱۱ ونیم شب بچت بدنیا اومد و ۱۰ شب ما بستریت کردیم این خودش یک شب حساب میشه
حدودا نزدیک به ۱۲۰ میلیون برامون در اومد
مشکل اصلیمون با امور مالی بیمارستان بود که هی هزینه می‌تراشید ولی در کل خود پرسنل و دکتر و اتاق و همه چی عالی بود
#سزارین
#بیمارستان-شمال
#پوشک
#شیرخشک
#یبوست
مامان گلاره چاوم مامان گلاره چاوم ۱۴ ماهگی
هرینه زایمان سزارین اختیاری در بیمارستان مادر
قبل از هزینه ها اینو بگم بیمارستان مادر خوب هست اما اونی نبود ک مد نظرم بود و فقط چون دکترم اینجا میشست یه جورایی مجبوری رفتم
دکترم منو ارجاع داد ب روانپزشک برای نامه فوبیا ک 500 تومن هزینه ویزیت بود، بعدش باید تو کلاس های امادگی بیمارستان حتما شرکت میکردی و مدرکش میگرفتی ک 2ملیون هم اونجا پرداخت کردم
من دیگه کمیسیون نرفتم دکترم گفت خودم هماهنگ میکنم با کمیسیون بیمارستان، زیر میزی دکترم هم 20 ملیون گرفت
من شنبه صبح با مدارکی ک داشتم و نامه سزارین رفتم بیمارستان مادر که چون نامه کمیسیون نداشتم ب جای ساعت 7 ساعت 9بستری شدم.(تا به دکترم زنگ زدن و دکترم با کمیسیون هماهنگ کرد طول کشید)
ساعت 12 ظهر عمل شدم و 1 شب بیمارستان موندم که اتاق خصوصی نگرفتم و خیلیم پشیمونم چون اتاقاش کوچیکه و 3تخته اگه شانس شما هر 3تا تخت پر باشه واقعا کلافه میشی
بیمه تامین اجتماعی به خاطر فوبیا فقط 20 درصد از هزینه هام تایید کرد اما بیمه تکمیلیم همه هزینه هام تایید کرد و کل پرداختی ما به بیمارستان 8نیم ملیون شد که 1نیم هم دارو خریدیم درکل شد 10 ملیون
کل هزینه من برای زایمان سزارین اختیاری با زیرمیزی دکتر و بیمارستان و هزینه های اضافی کنارش شد 32500
امیدوارم کمکی باشه برای کسایی ک میخوان سزارین بشن
چون من قبل از اینکه خودم سزارین بشم خیلی از هزینش میترسیدم چون همه میگفتن کله هزینه ها ازاد حساب میشه و سر از 60،70 ملیون در میاد
انشاالله هرکی هر مدلی دوس داره زایمان کنه و خاطره خوبی براش بمونه❤
مامان فندق🌰🤎 مامان فندق🌰🤎 ۱۰ ماهگی
سلام به مامانی مشهدی، تو دو تا تاپیک قبلیم درمورد عملم گفتم ،دیگه الان حالم بهتره گفتم یه خلاصه هم درمورد بیمارستانم بگم: رفتم بیمارستان مادر، بدون هیچ بیمه ای هستم، کل هزینه هاش شد ۳۲ تومن
۱ تومن nst در اول ورود
۱ تومن برای کارای قبل پذیرش
۲۵ تومن برای خودِ عملم
و ۵ تومن برای اتاق (۳ نفره )
درکل از رفتار پرسنل خیلی راضی بودم، پرسنل بخش و اتاق عمل بسیاااار مهربون بودن ولی بعضی از پرسنل زایشگاه اخلاق خوبی نداشتن
دکترم خانوم آرزو احمدی بود که خیلی با آرامش و سریع عمل کرد و فردا عمل اومد بهم سر زد و دارو داد ... ۲۰ تومن دستمزد گرفت که بنظرم یکم زیاد بود ولی خب ایشالا که بخیه هاش رو خوب زده باشه
تو بیمارستان هم رسیدگی واقعا خوب بود، اما محیط خیلی قشنگ و رویایی و شیکی نداشت که درحد بیمارستان خصوصی های دیگه باشه اما چون رسیدگی خوبی داشتن، بنظرم محیط زیاد مهم نبود
غذاشونم چلو گوشت و سوپ و کاچی و صبحانه برای من بود و برای همراهی هم کباب و کوفته صبحانه دادن
مامان هویار🐻🐾 مامان هویار🐻🐾 ۵ ماهگی
تجربه زایمان قسمت سوم:

ومن اینقدر اذیت شده بودم وچون شب قبل هم نخوابیده بودم خیلی خوابم می اومد ، یکنفر برام سوند زد و تند تند به اتاق عمل می‌بردنم و لباس اتاق عمل پوشیدم و از راهرو های مختلف با تخت چرخدار میرفتم و همزمان درد هم داشتم و انقباضات تمومی نداشت و حتی راهروی کنار اتاق عمل دیدم که دکترم با ماما دعوا می‌کرد که این خانم تا صبح زایمان میکرده چرا فلان کردید و برگه nst نشونش میداد و بعد از آماده شدنم روی تخت بیمارستان دکترم داشت ماسک میزد و داروی بی‌حسی رو که زد دیگه چیزی حس نکردم و شاید چند دقیقه بعد صدای گریه پسرم شنیدم 😭
چون خیلی سریع بود گفتم به دنیا اومد و گفتند بله اینم پسرت ، بهم نشونش داد و و بردش با پوار و چیزهای دیگه تمیزش کرد و گفتم پس نمیذاریدش بغلم که یک خانم بی اعصابی بود گفت پیپی خورده و باید سریع بره مراقبت و خیلی حسرت تماس پوست با پوست به دلم موند و هنوز هم ناراحتم 😢
خلاصه بعد عمل به بخش رفتم و یک روز حالت بیهوش بودم و بعد عمل هم خیلی بخیه هام درد میکرد و بعد سه روز مرخص شدم ، همزمان با من نینی هم زیر دستگاه یو وی رفت برای زردی و من مدام بهش سر میزدم...