۲۲ پاسخ

عاخیییییی دخمل ناز میدونه داره داداشی میاد مراقب مامانشه 😍🥹

سه تا گل دختری دارم یکی از یکی ماه تره بزرگه بلند میشه کارهامو میکنه چیزی میخره برامن میخره میادبغلم میده بوسم میکنه دومی هم کمک خواهر بزرگه هست وخیلی لج بازه ولی خیلی دلسوز سومی هم که ماهلین جونی هست همش مامان مامان میگه کنارشون به بهترین شکل ممکن نفس میکشم شاید خیلیابگین دختر داره دختر زا هست ولی خدا خودش حکمت همه مون رو دیده که چی بده خدا بد بندش رو نمیخواد من دیوانه وارگل دخترام رو دوست دارم عاشقشونم میپرستمشون
رویا جون خداادریانا جان و تو راهی رو ببخشه برات 🥰😍🥰😍🥰😍😍🥰😍🥰😍

خدا حفظش کنه دختر داشتن به نعمته که هر کسی نصیبش نمیشه خدایا شکرت بابت این نعمت بزرگ🩷

بچه منم پسره همه اینکارارو میکنه
خداروشکر برام کم نمیزاره

داعا کن قسمت من دختر هم بشه هر چند پسرم عشق منه بچه دومت چی هست

خدا حفظش کنه رویا جون 🧿
خوشبختیشو ببینی♥️
چقدر همیشه دلم دختر میخواست🥺
اما انگار قسمت نیست

مثل دختر من می‌خوابه 😂🥲

وای چه قشنگ گفتی واقعا دختر داشتن یه چیز دیگس 😍🥺

الهی بگردم عزیزمممم
خدا حفظتون کنه ان شاالله

عزیزمممممممم 🥹🥹🥹

خدایا به منم دختر بده 🥹بشه همدمم من خواهر ندارم همیشه میگفتم خدایا بچه دادی بهم دختر بده خواهر نداشتم بشه

رویاااا تودلی ت چیع.

اوخی دختر منم همین طوری میخوابه😍😂

ای جانم عزیزکم خدانگهدارش باشه ♥

خدا نگهدار فرشته کوچولوت باشه💞💞

عزیزمم. خدابرای هم. نگهتون داره گلم

خداحفظش‌کنه‌واست🤍

بغضی شدم اشکم در امد 😭🫂

واقعا شکرش
شکرت خدا برای مهوای من برای ادریانا برای تمامم دخترا خدا خودت هواشون داشت باش

خدا برات نگهش داره ❤️🥹🤲🏻

من میمیرم برای اونروز🥹🥹🥹🥹😍😍😍😍خداحفظش کنه

چن سالشه

سوال های مرتبط

مامان دلانا. دانیال مامان دلانا. دانیال هفته سی‌وهفتم بارداری
مامان هدیه مامان هدیه ۱ ماهگی
دو هفته پیش رفتم سونو طول سرویکس رو نگفت اما گفت جفتت پایین یکم وسواس دارم تقریبا از اون روز دیگه کلا استراحت کردم فقط برا یه سرویس از جام بلند شدم از اون روز با اینکه غذا نمی پزم مادرم کلا رو خودش نمیاره که غذا چیکار می کنم در حد روزی یک دقیقه یا چند ثانیه با هم حرف می زنیم امروز اومد اینجا از اینکه اینقدر حسرت تو دلمه که چرا مادر ندارم بهش گفتم قهر کرد چادر پوشید سریع رفت اما خیلی حال روحیم بده واقعا خیلی حسرت تو دلمه که نمی دونم چیکار کنم اومدنش باعث شد نه تنها از ناراحتی بیرون نیام کلی هم گریه کردم از اینکه مادر داشتم همیشه و هیچ مهری ندیدم همیشه احساس یه کمبود بزرگ دارم مخصوصا حالا که تو این شرایطم چیکار کنم که اینقدر حس و حالم تو این روزا بد نباشه ؟ چیکار کنم که فضا خونه برام جوری بشه که حسرت هام یادم نیاد . اومدم اینجا نوشتم یادم نره تو روز تنگ مادرم چجوریه امید وارم هیچ وقت روز تنگش نرسه ولی خیلی کینه دارم که تلافی کنم امیدوارم اونایی که مهر مادری تو وجودشون نیست هیچ وقت مادر نشن دخترایی مثل من واقعا گناه داشتیم