۹ پاسخ

سلام عزیزم وقتی آمادگی نداره مجبورش نکن اینجوری بدتر خاطره ی بد داره....ببرش باشگاه که یه ساعته....یا کودک و ورزش....برای نماز من دخترم رو میبرم مسجد خیلی دوست داره اونجا بازی کنه....نماز جمعه ها میبرم....اونجا خودمون نماز میخونیم برای بچه ها مدادرنگی میزارن نقاشی میکشن....کلا محیط های اینجوری زیاد میبرم....بازی میکنه....

به گرون بودن نیست!!

مهم خدماتی هست که ارائه میشه، مثلا یه مهد کلاس زبان داشت، بچه ها لغت حفظ میکردن. خب که چی؟ ☹️

اگه قراره زبان به بچه آموزش داده بشه باید اصولی باشه، کلمه حفظ کردن اگه نتیجه داشت الان هممون استاد بودیم.😅
گول مهد دو زبانه و... رو نخورید. خیلی مهدها پول مکان لاکچری رو میگیرن! اما دریغ از دوتا مربی آموزش دیده🤦‍♀

🌿🌿🌿
مهدی که دائم به بچه بکن نکن میکنه، همش عکس کاربرگ میذاره تو کانالش مناسب نیست.

مهدی که همش داره عکس میگیره و هر روز هر روز جشن های مختلف و تم های مختلف مناسب نیست!

درگیر زرق و برق نشید، یه جا ببرید که بچتون آزادی عمل بیشتری داشته باشه. بپرسید روند جذب چطوره؟ بچه ها دعواشون شد چطور حل و فصل میکنید؟ اگه بچه بدرفتاری داشت رویکردتون به تنبیه چیه؟ تشویقتون چطوریه؟

اگه یه مهد در همون ابتدا به شما بگه برو و بذار بچه عادت کنه،

نذاره فضای داخلی رو ببینی.

بگه یه زمان که مهد تعطیله بیا داخل

اصلا مهد مناسبی نیست!

مهدی که زیاد کاربرگ میده، فعالیت حرکتی زیاد نداره مناسب نیست!

بعضی مهدها خانه بازی دارن، اما هفته ای یکبارم بچه رو به زور میبرن.


تعداد پذیرش بچه در هر کلاس رو ببینید، اصولیش اینه بین شش تا ۱۲ تا بچه حداکثر. اونم بر اساس سایز کلاس ها.

طبیعتا یه کلاس ۱۲ متری تهش ده تا بچه با ارفاق بتونه بپذیره‌.

🌿🌿🌿

یکی از مسائل بچه ها توی مهد، دوست نداشتن قانونمندی زیاد کلاس هست.

مخصوصا اگه زندگی نظم نداشته باشه.

توی خونه باید ساعت غذا خوردن تقریبا ثابت باشه، ساعت خواب و بیداری نظم داشته باشه.

من این رو به کررات دیدم ، بچه‌هایی که توی خونه این موارد رعایت نمیشه بچه بیشتر اذیت میشه از قواعد کلاس.

یه وقتا هم مدل کلاس متناسب با سن بچه‌ها نیست، مثلا خیلی روی صندلی نشستن، خیلی کاردستی درست میکنن اینجا بچه‌ها به خصوص پسرها همکاریشون کمتر میشه.

احتمالا از شلوغی خوشش نمیاد ، سر و صدای بچه ها زیاده موقع بازی میترسه بچه ها اذیتش کنن یا هل اش بدن
به نظرم اولش اگه مربی بزاره برو داخل کنارش بشین ولی زیاد باهاش حرف نزن که حواسش به کلاس باشه
بعد کم کم دم در کلاس بشین فقط بهش بگو من همینجا هستم و هیچ جا نمیرم
اگه الان کوتاه بیای فکر میکنه مدرسه رو هم میتونه همینجوری کنه

عزیزم متاسفانه مربیای امروزی خیلی کم پیش میاد سواد نگهداری بچه رو تو اون محیط داشته باشن پسر من ی مدت خیلی راحت رفت مهد بچمو دعوا کردن انقدر تو اون محیط دعوا شد بین بچها بچم زده شد و دیگه نرفت الان هرجا بگی میره جز مهد بگو بره کلاس پارک ورزش هرجا ولی حرف مهد نیار بنظرم یخرده خودت امادگی بهش بده مثلا ساعتای کوتاه خانه بازی کلاسای موسیقی ورزش مخصوصا باله خیلی خیلی بهتر از مهد

دلیلش ازش بپرس

باید از کلاس های با تایم کم شروع کنید
کلاسایی که مادر همراه بچه هست

کلاسای ورزشی که با بازی همراه

سوال های مرتبط

مامان مهدی یار و ملیکا مامان مهدی یار و ملیکا ۴ سالگی
سلام مامانا پیامم طولانی ولی خواهشا اگر کسی میدونه کمکم کنه
امروز پسرم ۴/۵ سالم با ماشین فلزی محکم زد تو سر خواهر کوچکترش که اومده بود وسط بازیش و داشت بهم میزد بازیشو
من با جیغ وحشتناک دخترم متوجه شدم انقدر عصبانی شدم نتونستم و خودمو کنترل کنم منم ماشینشو از پنجره پرت کردم تو کوچه ؛پسرم تا پدرش برسه حدود یک ساعتی فقط پا میکوبید زمین و گریه شدید میکرد که برم ماشینشو بیارم انقدر گریه کرد به لکنت افتاده بود دیگه اخرشم پدرش اومد و اوضاع رو دید رفت ماشینشو اورد و داد بهش تا آروم شد
واقعیتش اصلا نمیدونم چه عکس العملی باید نشون بدم قبلا پیش اومد بود خواهرش اذیت کنه من همیشه با تذکر دادن قانون خونه یا بی محلی و بی توجهی یا محروم کردن از تفریح مثل پارک و دوچرخه سواری عکس العمل نشون داده بودم ولی احساس میکنم اصلا بازدارنگی نداشته چون شدت پرخاشگری اش از اولین بار تا حالا هر بار بیشتر شده
کتاب های مختلف در این باره که احساساتشو کنترل و مدیریت کنه هم گرفتمو و براش خوندم حتی یه جلسه انلاین با مشاورم در میان گذاشتم و راهکاری که گفتن و انجام دادم ولی بی فایده بوده
دیگه واقعا نمیدونم باید از چه روشی استفاده کنم 😥
مامان دردونه خانم😍 مامان دردونه خانم😍 ۵ سالگی
یعنی شما مادرهایی که بچه ی اروم دارید روزی هزاررررررر بار خداروشکر کنید
شوهر اگه بد باشه فوقش ادم طلاق میگیره ولی بچه به قول قدیمی ها لباس اتشینه بپوشی میسوزی،در بیاری هم میسوزی،چهار سال و نیم یه روز خوش نداشتم با این بچه،،یعنی فقط نشستم میگه خدایا منو بکش
تا نوزاد بود زردی و کولیک و رفلاکس و بی خوابی و گریه...
یک سال به بعد غذا نخوردن و یبوست و مریضی و گریه.....
دوسال به بعد هم که هم چنان غذا نخوردن و کم وزنی و قد و گریه....
تا امروز که چهار سال و هشت ماهش شده هنوز همه ی این غذا نخوردن و وزن و فلانش کمه که سرش حرص میخورم هیچ یه بچه ی غرغرو گریه کن و جیغ جیغو که یکسره در حال غر زدن الکی ،
یعنی روزی بیست بار باید گریه کنه با بهونه های الکی
بچه دور و اطرافم اینجوری ندیده بودم تو کل عمرم.به جایی رسیدم فقط میخام بمیرم از دستش،
همه ی اینارو نوشتم که فقط بگم شما مادرهایی که بچه ی خوب و اروم دارید شکر کردن یادتون نره،همین که بچه تون بیش فعال یا اذیت کن نیست ده هیچ از بقیه جلویید،لذت ببرید از مادر بودنتون

خدایا بازم شکرت
مامان مهراد مامان مهراد هفته دوازدهم بارداری
پسرم از نوزادی همش گریه میکرد بیش از حد یعنی با بقیه بچه ها فرق داشت هنه میدونستن ک چقد ازیت میکنه یعنی بزور و بدبختی بزرگ کردم اعصاب نمیزاشت برام که....هی گفتم بزرگ بشه خوب میشه الانم همش گریه میکنه برای هر چیز الکی دو ساعت گریه میکنه هر چی اهمیت نمیدم بدتر میاد جلوی گوشم هی گریه میکنه اونم یه گریه های واقعی که انگار ببین مادرش نرده چیشده اینجوری گریه میکنه بخدا...مثلا بگه تلوزیون خاموش کن دو ساعت گریه میکنه حتی بحرفم گوش بدی یا ندی کلا برای همه خواسته هااااش....بخدا دیگه اصلا اعصاب نمونده برام خودشم ضعیف و لاغر انقد گریه میکنه جون نمیگیره ک...یماهه ک هی دیگ نمیتونم کنترل کنم خودمو وقتی گریه میکنه ازش دور میشم ک اعصابم خرد نشه یا حواسم پرت میکنم بدتر میاد سمتم صداش میره تو مغزم میگم نیا اعصابم خرد نشه میاد باز منم کتکش میزنم دیگه نمیتونم خودم کنترل کنم بخدااا خودمم دلم میسوزه نمیخام اینجوری بشه ولی خب چیکار کنم همش تو مغزم صدای گریس...شما باشین چیکار میکنین...پاره تنمه بچه نمیخام بزنمش ولی خب دیگ هیچ جوره آروم نمیشههه دیونه شدم از دستش