توی بچه داری ؛ما اصلا نباید بذاریم از نظر اعصاب به اون مرحله برسیم که سر بچه داد بزنیم...یعنی دائم باید تدبیر کنیم که با چه کاری آرامش بیشتری داریم و اعصابمون آروم تره..
بچه که داره به کشف کردن های خودش میپردازه اما
میدونید در واقع چی باعث داد زدن ما میشه؟ چی باعث میشه نتونیم بعضی کارها رو تحمل کنیم و به جای با آرامش برخورد کردن و تدبیر کردن ؛ داد بزنیم؟

اینکه ما کارهای عقب مونده داشته باشیم..وقتی کار عقب مونده داریم این وسط حوصله کنجکاوی و دردسرهایی که بچه ها درست میکنن رو نداریم‌..
این کار عقب مونده واسه هر کسی یه چیزه..یکی تمیزی خودش...یکی تمیزی خونه..یکی آشپزی ..و ...

روز دوشنبه که تعطیل بود ظهر مهمون داشتم خیلی کار داشتم..
تدبیر کردم..به شوهرم گفتم کار دوساعته من با وجود ارسلان ۵ ساعت طول میکشه..میتونی بچه رو طوری سرگرم کنی که دوساعت تایم مفید داشته باشم؟ گفت آره..من دوساعت میبرمش سر کار...

توی دوساعت مفید کار کردم با خیال آسوده...و وقتی اومدن با استقبال گرم من روبه رو شدن..در حالی که میتونست یه روز تلخی باشه

ما اولین نسلی هستیم که کاملا تنها داریم بچه رو بزرگ میکنیم..نسل قبلی ما کنار مادربزرگ و عمو و عمه و همسایه و ...بودن و تایم زیادی کمکشون میکردن

اگه بدون هیچ کمکی اعصابتون آرومه که هیچ ماشالله به شما خدا قوت..اما اگه میبینی داری سر این طفل معصوم داد میزنی ؛ تدبیر کن... از همسرت از مادرت کمک بگیر اگه مادرت کنارت نیست از همسایه ات کمک بگیر..

خودم یه روز زنگ زدم همسایه که دوساعت بچه شو بفرسته خونه ما کنار ارسلان..
.لطفا نذارین اعصابتون ضعیف بشه
تدبیر کنین‌..

پوشک بارداری زایمان شیرخشک بچه تب واکسن پستونک

تصویر
۹ پاسخ

خداقوت گلم موافقتم منم خیلی وقتابرام پیش اومده اماسعی کردم مدیریت زمان داشته باشم منم چون دورم ازخانوادم وشوهرمم کارش جوری نیست ک دخترم ببره وتایم خالی نداره اماگزینه همسایه واقعاخوبه یامثلا میبرم توراهرودرکوچه روبازمیکنم دمدربراش یه قالیجه پهن میکنم بهش خوراکی یامیوه یاغذاش میدم ویکی ازهمسایه هامون میادمیشینه کنارش هواسش هست بهش واینک باهاش صحبت کردم اصلا نبایدبره اونوروبشدت ازصدای موتورماشین میترسه وتکون نمیخوره ازاونجا البته این کارفقط درحدنیم ساعت انجام میدم بیشترازاون نه یابازی فکریش میارم جلوش میزارم کارتون میزارم نگاه میکنه بازی میکنه یامثلا میگم میشه ب مامان کمک کنی جارودستی برام بزنی یا یه دستمال میدم بهش میگم برودراتاق تمیزکن یادیوارتمیزکن همیشه ازخدامیخام ک بهم توانایی کنترل خودم وتکنیکهای سرگرم کننده بهم بده طاقت وتحمل همه چیرداشته باشم

احتمالا بچه اولته گلم
من باسه تابچه علاوه برداد زدن شروع کردم کتک زدن،پسرام بشدت اذیتم میکنن خودمم بعدش پشیمون میشم و دلم میسوزه ولی انقدعصبی میشم دست خودم نیس

مرسی گلم مطلبت خیلی مفید بود

کاملا موافقم

منم🥺

هی خواهر اعصاب نکشه خون به مغز نمیرسه چه جور تدبیر کنیم🥲

من ک انقد عصبی شدم روانم بهم ریخته بخدا اصلا دلم نمی خواد داد بزنم نمیتونم انقد فشار روحی روم زیاد ه نمیتونم البته اون طفلکی ک گناهی نداره😔😔😔

باریک الله👏🏻👏🏻👏🏻
حرف شما کاملا درسته
البته هر مامانی ممکنه عصبانی شه از کوره در بره داد بزنه و ... ولی همه مادر هستیم و مهم تر اینکه انسان جایزلخطاست اگر هم یه زمانی پیش بیاد که عصبانی بشیم و داد بزنیم اشکالی نداره هنوز مادر هستیم هنوز بچه مون رو دوست داریم فقط باید روی خودمون کار کنیم سعی کنیم برای آرامش بچه هامون تلاش کنیم اگه امروز سه بار پیش اومده باعاش تندی کنیم و بتونیم فردا یکبار خودمون رو کنترل کنیم پس فردا دو بار یعنی داریم برای بچه هامون میجنگئم
اینو میگم كه اون مامان ه‍ایی که پیش میاد عصبانی شن از خودشون متنفر نشن فقط سعی کنن تلاش کنن که خودشون رو آروم کنن
هر کسی توی هر جایگاهی باید یه جا نشینه باید بلند شه و تو مسیر رشد خودش قدم برداره و تلاش برای آروم کردن خودمون به عنوان یک مادر بخشی از مسیر رشد ما هست

من بچه اولمه شدید داد میزنم

سوال های مرتبط

مامان آرن مامان آرن ۱ سالگی
خیلی اینجا میخونم که مامانا سر بچه ها داد میزنن و حتی کتک💔
هیچ کس قرار نیست کسی رو قضاوت کنه
من خودمم مادرم، میدونم چقدر هممون درگیر مشکلات زندگی،استرس اضطراب و...هستیم...
ولی این طفل معصوما هیچ گناهی ندارن..
تقصیر اونا نیست ک ما این شرایط رو داریم..
ما تنها پناهشونیم..فقط هم نیاز به توجه و محبت ما دارن...
طبق چیزایی که خوندم این کارا باعث میشه موقعی که در شرف داد زدنیم بتونیم خودمون رو کنترل کنیم:
به دلیل عصبانیتمون فکر کنیم و اگاه باشیم که اونا اصلا قصد اذیت کردن ما را ندارن
به دستای کوچولوشون و چشمای پعصومشون نگاه کنیم و بدونیم داد زدن حتی بدتر از کتک زدن تو روحیه و اعتماد به نفس و ایندشون تاثیر میزاره
نفس عمیق کشیدن معمولا کمکی نمیکنه ولی دور شدن از فضا خیلیی تاثیر داره مثلا بریم تو اتاق دیگه و حتی گریه کنیم ک اروم بشیم...
سعی کنیم در روز حتی شده چند دقیقه کاری که فقط برای خودمون باشه انجام بدیم حتی یه رژ لب ساده و توجه ساده..
یه تایم کیفی با بچه داشته باشیم در حد حتی شده بیست دقیقه بدون گوشی و نوجه به چیز دیگه فقط نی نی.
ما ها اکثرمون با داد و کتک بزرگ شدیم ولی نسل مادر الان خیلی اگاه تر از قبل
ما باید تموم تلاشمون رو بکنیم این چرخه های معیوب رو بشکنیم و این تروماهارو به بچه هامون انتقال ندیم
اینا چیزایی بود که به ذهن من رسید اگه شماها هم راهکار و تجربه ای دارین بنویسین حتما🌱🫂


فرزندپروری
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
بچه ی نق نقو و بهانه گیر، همینطوری خود به خود نق نقو نشده..بچه در صورتی ارام و شاده که نیازش به کشف و کنجکاوی پاسخ داده بشه.یعنی وسایلی که خطری نداره رو راحت دست بزنه..پخش کنه..بریز بپاش کنه کیف کنه کشف کنه.
به گل ها آب بده حتی اگه آب بریزه رو سرامیک( طی میاریم با آموزش خشک میکنیم) حتی اگه خاک بریزه رو فرش(جاروبرقی میاریم)حتی اگه در روز 10 بار کشو خالی کنه هر 10 بار با آموزش جمع میکنیم
اینکه میگن بچه داری عشق میخواد و صبوری کاملا حقه.
شما نگاه بکن به مادری که حوصله داره و مادری که خیلی حوصله نداره..و تفاوت نق نق بچه هاشون رو مقایسه کن..
مادر چه قدر زحمت میکشه برای غذای خوب..تمیزی بچه...پوشک سروقت..خونه مرتب..اما اینا خودش به تنهایی بچه آروم و شادی نمیسازه فقط حال خوب به ما میده که واسه بچه همه کاری کردیم
در حالی که نیاز بچه در این سن فراتر از اینه..
بچه ی نق نقو الکی نق نقو نشده...همه چیز ریشه داره..حتی ممکنه ریشه درمانی باشه
این تجربه من بود در مسیر آروم کردن یه بچه ی به شدت نق نقو و بهانه گیر...
مامان میم🤍 مامان میم🤍 ۱ سالگی
مامانای قشنگ یه راهنمایی از یه مامان ببخشیدا شرمنده ولی من کلی پیام از مامانا توی گهواره میبینم که بچه هارو یهویی از شیر محروم میکنن نمیگم نکنید یا بذارید بخورن یاهرچی اصلا من دخالتی توی نظراتون نمیکنم فقط اینکه بچه رو یهویی از شیر نگیرید گناه داره خوده ما انگار یه چیز باارزش رو یهویی شوهرمون آزمون بگیره و دیگه نده چه حسی داریم به نظرم کم کم ازشون بگیرید مثلا اگر در روز ۲۴ ساعته شیر میخوره با غذا باخوراکی های سالم با میوه با بازی با حواسش رو پرت کردن به کم تر و کمتر کردن شیرش کمک کنید اینجوری باور کنید بچه نه گریه میکنه نه اذیت میشه نه یهویی چیزی رو ازش میگیرید که حس بدی بگیره.بازم ببخشیدا اما من برای بچه ی خودم این راه راانجام دادم .خداروشکر بچه اصلا اذیت نشد البته به اون هنوز شیر میدم فقط وعده هاش رو کم کردم.
#شیرخشک #پوشک #رفلاکس #۱۸ماهگی #نوزادی #کولیک #اسهال #شب_ادراری #زایمان #طبیعی #سزارین #استفراغ #واکسن #پسر #دختر #حاملگی
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
مهراد و هیراد عاشق جمع کردن سنگ و چوبن🪨🪵

همیشه جیب، کیف ودستاشون پر از سنگ‌هاییه که از بیرون پیدا کردن😂 توی خونه هم یه ظرف مخصوص برای سنگ‌هاشون داریم. فقط یه قانون داره؛ سنگ‌های ریز ممنوع! چون هیراد هنوز ممکنه چیزی رو توی دهنش بذاره🤭

چند وقت پیش عکس این ایده رو توی اینترنت دیدم(عکس پایین) و گفتم با این همه سنگی که داریم، امتحانش کنیم(البته وقتی هیراد خواب بود)

فعلاً هویج و توت‌فرنگی رو کشیدیم و قرار گذاشتیم روزهای بعد کم‌کم بقیه میوه‌ها رو هم اضافه کنیم تا یه کلکسیون سنگی خوشگل برای بازی و قصه‌ داشته باشیم🍓🥕🍋

به نظرم این ایده برای دخترها خیلی جذابه، مخصوصاً برای خاله‌بازی و آشپزخونه‌های کوچولوشون😍🏠

با گواش میشه این کار رو انجام داد. فقط بعد از خشک شدن، یه لایه اسپری کیلر روی کار بزنید تا رنگ‌ها موندگارتر بشن و با بازی کردن زود آسیب نبینن.✨

من چون رنگ اکریلیک داشتم، این بار با همون کار کردم تا دوام بیشتری داشته باشه و آخرش هم اسپری محافظ می‌زنم

حالا بگین ببینم… بچه‌های شما هم عاشق جمع کردن سنگ و چوبن؟🥹
یه بار درباره یه تحقیق خوندم که وقتی جیب پسرهای مهدکودکی رو خالی کرده بودن، بیشترش پر از سنگ، چوب و گنج‌های کوچولویی بود که از بیرون پیدا کرده بودن. انگار این کشف کردن و جمع کردن، برای خیلی از بچه‌ها یه دنیای هیجان‌انگیزه🤍

📕کتاب تو عکس از مجموعه ی اولین دایرة المعارف کوچک منه که این کتابش درباره دایناسوراس که امروز خوندیمش،برعکس روزای دیگه امروز کلا نیم ساعت بازی و یه کتاب داشتیم و بقیه روزم به تمیزکاری گذشته،شما چه خبر؟چیکار میکنین؟

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب ببلاک اپتامیل زردی ترک شیر سرفه
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
#عکس غذا

تصمیم گرفتم شب جمعه یکی از غذاهای مورد علاقه همسرمو درست کنم‌...اسنک..
از اونجایی که طبقه بالا مادرشوهرمم و مادرشوهرم استعدادی در پختن این مدل غذاها نداره و از طرفی برادر شوهر مجرد دارم وقتی غذاهای فست فود طوری درست میکنم یکم بیشتر درست میکنم..اصلا دلم نمیاد تنها بخوریم..
( والا من خودم با بچه کوچیک مگه کم کار دارم چه گناهی کردم که توی یه ساختمونیم یه غذای ساده رو هم نمیتونیم تنها بخوریم)
مادر شوهرم گوشت کوب برقی نداره و دائم واسه کارهای مختلفی که داره میاد بالا و منم با کمال احترام کارشون رو راه میندازم
منم به شوهرم گفتم با برادرش هماهنگ‌کنه؛ به مناسب تولدشون که شب تاسوعا بود و چیزی نخریدیم یه گوشت کوب برقی بخرید و بیارین که امشب ببریم
( خریدیم که وقت و بی وقت نیاد بالا ..خب یه گوشت کوب بره بخره.. اینطوری که مال منم خراب میشه )
مادر شوهرم روزه بودن و افطارشون رو میخواستن با یه نون پنیر ساده باز کنن و بعد شام بخورن..از طرفی همون لحظه ارسلان پیششون بوده و تقاضا نون پنیر کرده و دل سیر خورده ..پسرم موقع شام سیر بود و هیچی نخورد گفتم اشکال نداره سهمشو کنار میذارم شاید تا چندساعت دیگه گرسنه شد
( خدا لعنتشون کنه این همه زحمت کشیدم غذای مورد علاقشو درست کردم که اخرش بهش نون پنیر بدن )

دو دیدگاه متفاوت با یک اتفاق مشترک..
کاری به درست و غلطی دیدگاه ها نداریم..هر کدومشون محترمه..
اما یکی شیرینی به همراه داره یکی تلخی
دیدگاه شما چیه؟

پوشک بارداری زایمان شیرخشک بچه پستونک واکسن تب