۸ پاسخ

وای الاهی چقدمنی

مگه تو بچه اول نمیدونستی که شوهرت اینقدر بیشعوره؟ چرا باز بچه آوردی؟؟

پاهاش رو ببند که تکون نده قطره استا هم بده آب قند هم خوبه برای درد
مردا همینن صدروز کار کن یه روز نکن همون یه روز میبینن

ای خواهر فقط خودت باش و خودت من همینجوریم.

چقدر قدرنشناس
بعضی مردا هیچ درکی ندارن متاسفانه

دور زخمشو ویکس بمال خیلی موثره من همیشه واسه بچه هام اینکارو میکردم فقط روی زخم نزنی

خیلی
دورش باقطره استاچرب کنظ

منم واکسن پسرمو امروز زدم اینم داره خیلی گریه میکنه همش رو پامه پاش تکون میده دردش میگره من پاهاش بستم که تکون نده ولی بازم درد داره .

سوال های مرتبط

مامان دخترم❤پسرم مامان دخترم❤پسرم ۴ سالگی
امشب دلم خیلی شکست از دست شوهرم...
من یه دختر فوق العاده بدقلق و یک پسر هفت ماهه دارم که تازه اضطراب جدایی گرفته و یک لحظه نمیتونم بزارمش زمین .میگه بغلم کن.
منم شب ها که بقیه میخوابن به کارهای خونه میرسم که معمولا تا سه صبح طول میکشه.
شوهرم صبح ساعت ۸ میره سرکار و بعدازظهر که میاد میخوابه تا ساعت ۹ یا ۱۰ شب.
موقع پهن کردن یا جمع کردن سفره پسرم میدم بغلش که نگه داره من بتونم سفره جمع کنم(ظرفارم نمیشورم) یا وقتی میخوایم جایی بریم پسرم میدم نگه داره تا لباس بپوشم.یا دخترمو ببرم حمام.
امشب دخترمو بردم حمام.شوهرم کلی دعوام کرد که چرا من بچه نگه دارم؟از این خونه خسته شدم.دلم نمیخواد بیام خونه و ماشین بخرم فقط برای خواب میام خونه و از دست غرغرهای دخترم خسته شدم و....

خیلی دلم شکسته...من ۲۴ ساعته دارم دوتا بچه رو بزرگ میکنم.کلی زجر میکشم.تاپیک های قبلی رو ببینید متوجه میشین.اونوقت شوهرم به جای این که کمک حال من باشه یا حداقل غر نزنه این حرفا رو بارم کرد
شوهرتون چقدر کمک میکنه توی بچه داری؟
مامان 🩵kiyadel🩷 مامان 🩵kiyadel🩷 ۴ سالگی
ابجیا
میگم شما بچه هاتون یا بچه اطرافیان دیدین ازم بچگی عصبی باشه و هرچی بزرگترشه ب جایی آروم ترشه بدترشه؟
دلسای من الان ۲ سال و ۴ ماهشه از بچگی عصبی بود مثلا شیر دیر میدادم گریه و زاری مو می‌کشید تا آماده میکردم الان دیگه خیلی بدتر شده اگه دعواش کنیم میزنه دعواشم نکنیم میزنه ،دندون میکنه،مو میکشه و داد و بیداد راه میندازه و خیلی شدید
مثلا کیان یه لیوان برمیداره این میره کیان رو میزنه و لیوان رو میگیره باز یکی دیگه برمیداره باز گریه و مو میکشه تا اونم بهش بده
اصلا کیان جرات نداره گوشی منو دست بگیره وگرنه گریه میکنه و هم منو هم کیان رو میزنه
پرت میکنه همچیو خیلی اوضاعش بده کم آوردیم از دستش طفلی کیان گریه میکنه میگه منم بچم چرا همچی دلسا میخواد حتی خوراکی از خودشو میخوره از کیانو هم میکشه طرف خودش و خراب میکنه نمیذاره اون بخوره🥲
دکتر دیروز گفتم حتی چند ماه پیش همش میگه ببر مغزواعصاب براش نوار بگیرن ولی خب گفتم بپرسم شاید خوبشه خود ب خود

بنظر شما چیکار کنم خوب میشه یا تا آخر عمر قراره دختر شیطانی باشه😮‍💨
اصلاااا هم ب لباس اعتقادی نداره دلش میخواد لخت بچرخه با پوشک اینجا عکس چندروز پیشه ک ب زور نگه داشتم تنش
مامان دوتا پرنسس مامان دوتا پرنسس ۳ سالگی
سلام مامانا ب یه راهنمایی نیاز دارم لطفا لطفا قضاوت یا سرزنش نکنید فقط درک و راهنمایی کنید ممنون میشم درکم کنید دختر بزرگم ۴ سالشه کوچیکه ۳۶ روزشه کولیک رفلاکس داره یعنی از همون شب اول که دنیا اومد دو سه شب بخاطر گرسنگی گریه کرد چون شیر کافی نداشتم بعد دو سه شبم کولیک رفلاکس لعنتی شروع شد یعنی بگم از همون شب اول این بچه شبا تا صبح فقط گریه روزها هم تا بوق شب دو ساعتم نمیخوابه همش گریه هیچ کاری نمیتونم بکنم دکترم بردم میگه خودتو خسته نکن تا ۴ ماه همینه هر کاری کنی کولیک آرومی نداره خلاصه که شب و روز این بچه شده گریه و جیغ بزرگه هم اینقد اذیتم میکنه همش بهونه همش گریه گیر دادن الکی شیطنت های وحشیانه همش جیغ میزنه الکی تا کوچیکه رو بعد کلی زحمت میخوابونم این جیغ میزنه که بیدارش کنه و موفق میشه و بیدارش میکنه همش یه کار بدی میکنه که عصبی شم همش سرش جیغ میزنم که ساکت شو بشین اخه بخدا مغزم نمی‌کشه ۳۶ شبانه روزه ن خواب دارم ن استراحت دارم هم خستم هم بی‌خوابی کلافم کرده هم گریه های نی نی اینم رو مخم میره امروز سه بار زدمش بعدشم نشستم گریه کردم براش که چرا زدمش عذاب وجدان گرفتم خیلی ناراحت شدم برا بچم و گریه کردم دست خودم نیست کمکی ندارم شدم ازش توقع داشتم درکم کنه ن اینکه دعوام کنه کلی رو حرفاش گریه کردم😭😭😭😭💔💔💔 تف تو روح هرچی مرد بی درک نفهمه بگید چیکار کنم که وقتی بزرگه عصبی ام میکنه کوچیکه هم گریه شدید میکنه بتونم آروم باشم راهی هس بتونم خودمو تو اون لحظه آروم کنم فرزندپروری پوشک بچه کولیک
مامان آریا مامان آریا ۴ سالگی
فرزندپروری شیرخشک نوزاد کولیک پوشک دارو پستونک شیشه شیر
برو اکسپلور برو فرندپروری برو ویترین اوووف
مامانا من هر وقت میرم خونه پدر شوهرم باید مراقب باشم! چون پدر شوهرم میگه بچه ها هر چیزی خونه ما خواستن بدین و بخرین و.. فقط من صدای جیغ و گریه شونو نشنوم!با اینکه میدونن من قند و نوشابه و گوشی دیگران رو بهش نمی‌دم یا با کسی در مغازه نمیفرستم تا عادت کنه اما همه این کارت رو میکنم تا خونه خودشون به اصلاح (خوش بگذره و عادت کنن برن بمونن) کلا به جز پسر من دوتا نوه ی دیگه هستن دخترای جاریم که جاریم همیشه رعایت می‌کنه و باج میده تا صداشون درنیاد و پسر منم از دختر عموش یاد گرفته اونجا میریم داد میزنه من گوشی بازی می‌خوام گوشی بقیه رو میگیره امشب هم همینکارو کرد باز پدر شوهرم گوشیشو آورد بده ولی من خیلی بلند و جدی جلو همشون گفتم آریا جلو باباجونتم گوشی بازی نوبتت نیست نمی‌دم شروع کرد به داد و هوار زدن و باز پدر شوهرم رفت تو اتاق دروکوبوند منم بچه رو برداشتم اومدم خونه چون هر چی به شوهرمم میگم لباسشو بیار بریم وایستاده می‌خنده! الان اومدیم خونه عین بچه آدم داره بازی می‌کنه!,
می‌دونم مشکل اصلی اول همون حس پسرمه که انگار مامان تو دیگه اینجا دستت کوتاهه! درصورتی که هیچ جا حتی خونه بابام اینطوری نیس!
از این به بعد هم همین طور کنم یا باز سعی کنم بهش باج بدم؟!,
وقتی هم نمیریم مادر شوهرم هی میگه شما نمی‌خواین خونه ما بمونه و...