تجربه سزارین.

من از همون اول بارداری از طبیعی میترسیدم و تصمیم به سزارین داشتم
برای همین دنبال دکتر میگشتم.
دیروز دقیقا ۳۸ هفته بودم چون قد و هیکل ریزی دارم.
دکتر گفت بیشتر نمیتونی نگه داری باید زایمان کنی.
هیچ ترسی از اتاق عمل و سزارین نداشتم چون قبلا یه بار رفته بودم اتاق عمل.
ولی دیروز تا وارد شدم نشستم روی تخت تمام بدنم شروع کردن لرزیدن که کولر رو خاموش کردن.
سوند رو قبل از بی‌حسی برام زدن که سوزش داشت ولی خوب مجبوری تحمل کنی.
موقع زدن امپول بیحسی، تا نوک سوزن به کمرم میخورد، کمرم ناخودآگاه می‌پرید که مجبور شدن ۵،۶ بار برام سوزن بزنن.
موقع عمل هم حالت تهوع گرفتم‌ که برام مسکن زدن داخل سرم دیگه گیج شدم حس خواب داشتم.
زمان زیادی طول نکشید که صدای بچم رو شنیدم.
ولی فشار و درد روی قسمت معده و قسمت پایینی دنده هام حس میکردم.
بخش که اومدم گفتن دوتا شیاف بزن هر چهار ساعت که من هر دو ساعت میزدم ولی دردم خیلی زیاد بود، بخیه هام سوزش داشت، داخل شکم هم حس زخم و چنگ زدن بود.
شب اولین راه رفتن رو انجام دادم‌ که خوب قاعدتا سخت بود.
شب هم بخاطر مسکن ها خواب‌آلود بودم و چرت میزدم ولی هنوز درد داشتم.
ولی امروز صبح بعد از ۲۴ ساعت حال بهتری داشتم و تونستن خودم راه برم.
برای من از چیزی که انتظار داشتم سخت تر بود ولی اگه برگردم‌عقب بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم.

۴ پاسخ

منم هم همینطور مثل تو بودم بچه اولم سزارین راحتی داشتم بدون اینکه کسی دستمو بگیره بیام پایین از تخت راحت بود ولی بچه دومم که سزارین شدم مردم زنده شدم و هنوز هم که الان 3ماه که میشه گذشته از سزارین و هنوز درد دارم دکتر هم رفتم میگه از بی حسی هستش و جاریم طبیعی زایمان کرد راحت راحت و گاهی وقتا خودشو لوس می‌کنه آخ اوخ زیاد می‌کنه ،🤣🤣

‌من بالاجبار طبیعی زایمان کردم و دیگه هیچ وقت نه انتخابش میکنم و نه به کسی توصیه میکنم

مرسی ک همرو گفتی

بسلامتی عزیزم مبارکت باشه گلم

سوال های مرتبط

مامان دنیا مامان دنیا روزهای ابتدایی تولد
سلام دوستان منم زایمان کردم اومدم از تجربیاتم بگم
سزارین بودم من صبح ساعت ۷ونیم رفتم برای بستری ان اس تی و فشار و سرم و سوند رو برام وصل کردن
از درد سوند هم بگم برا من که درد نداشت که اذیت بشم فقط یه کوچولو سوزش داشت
بعد منتظر شدم که ببرنم اتاق عمل رفتیم نشستم رو تخت خم شدم اول یه دوتا فک کنم سوزن زدن داخل کمرم بازم سوزنش درد نداشت که اذیت بشم
بهم زدن ولی من بی حس نمیشدم و حس میکردم یه بار دیگه هم بهم سوزن زدن بازم بی حس نشدم جوری که دکترم داشت برش میزد شکمم حس میکردم کمی سوزش رو میترسیدن بهشون گفتم و بعد خودشون یه چیزایی گفتن من نفهمیدم 😂بعد دو سه ثانیه من چشمام یه جوری شد و دیگه خبرم نشد تا داخل بخش که بودم اونجا هم چشام خوب واضح نمیدید و نمیتونستم درست بعضیا رو تشخیص بدم خلاصه بچه رو هم آوردن بهش شیر هم دادم خورد تا ۸ساعت بهم اجازه ندادن بخورم موقعش که شد کفتن آبمیوه و سوپ چیزای آبکی بخورم و اگه حالت تهوه نداشتم میتونم چیزایی دیگه بخورم بعد بلند بشم و راه برم من قبل راه رفتنم شیاف استفاده کردم نشستم اول رو تخت بعد بلند شدم سختی داشت یکمی هم سرم گیج میزد ولی شیاف که استفاده کرده بودم قابل تحمل بود خلاصه راه هم رفتم من و نسکافه ایناا هم باید خیلی بخوری که بعد که مرخص شدی سر درد نشی تا فردا عصرش که به سلامتی ما مرخص شدیم
مامان آرنیک مامان آرنیک ۱۰ ماهگی
مامان 🩵🫀آرتین🫀🩵 مامان 🩵🫀آرتین🫀🩵 روزهای ابتدایی تولد
تجربه ی من از زایمان سزارین🥲
دیروز ساعت سه و نیم ظهر رسیدیم بیمارستان تا معاینه کردن و گفتن خانوم چهارسانت باز هستی و کیسه آب پاره شده سریع دادنم اتاق عمل توی اتاق عمل استرس زیادی داشتم و چون قلبم مشکل داشت دکتر میترسید بی حسی رو بزنه خلاصه جوری شد که درد طبیعی رو هم کشیدم تا تونستم آروم شم و بی حسی رو بزنن بی حسی رو زدن اصلا نفهمیدم فقط یکم سوزش داشت عین آمپولی که تو پا میزنن بود عمل رو شروع کردن و بچه رو برداشتن خداروشکر خوب بود ولی شروع کردن به زدن بخیه دوبار بخیه رو زدن برگشتن گفتن که شل هستش و توی بار سوم درست بخیه زدن تا اینجا خوب بود🌱💖
ولی تا اینکه اثرات بیحسی رفت یعنی یا خدا چه اوضاعی که نبود دردای بعد عمل برای من غیر قابل تحمل بود دیشب و تا صبح نخوابیدم اومدن و سعی کردن که بلندم کنن راه برم سه بار بلندم کردن و نتونستم سرم گیج رفت با ویلچر آوردنم رو تخت ولی الان خداروشکر بهترم تونستم راه برم و دستشویی هم رفتم حالا منتظرم دکتر بیاد مگاه کنه
خلاصه که زایمان خیلی سختی داشتم و خیلی خون زیادی از دست دادم اگه شرایطم خاص نبود و برمیگشتم عقب بی شک زایمان طبیعی رو انتخاب میکردم البته این تجربه ی شخصی منه و بدن با بدن متفاوته ولی واسه من خیلی سخت و سخت تر بود عمل😔🥲
مامان سیده نورا مامان سیده نورا ۱۶ ماهگی
سلام
بالاخره منم زایمان کردم ساعت ده و نیم شب. وزن ۲۷۹۰. اسم نورا
ولی تو ۳۶ هفته ۲ دوروز بودم
کیسه آبم پاره سد ساعت ۳ صبح و راهی بیمارستان شدم
درد نداشتم و سوزن فشار زدن بهم ظهر ساعت۱ بود که دردهام شروع شد
قابل تحمل بود ولی سخت بود تا عصر که سوزن اپیدورال به کمرم زدن
راستی سوزن اپیدورال رو موقع زدن دکتر بیهوشی میارن و دکتر به کل کمر شما بتادین میزنه تا اینجا خوبه ولی زمانی که قیچی و رو برمیداره نترسین یکم کمرتون رو زخم میکنه ولی شما اصلا اصلا هیچی متوجه نمیشی یه لوله میزاره داخل کمر و تا بالا کمر چسب میزنه بعدشم مواد بیهوشی و تزریق میکنه داخل هم لوله و خلاص آنقدر حس خوبیه که نگو‌همه درد هام تموم شد تا شب که دباره شروع شد و باز برام سوزن اپیدورال رو از طریق همون لوله شارژ کردند خلاصه که تا ده سانت هیچی نفهمیدم از اونجا به بعد خیلی برام سخت گذشت که دوست ندارم بگم هرچی بود و شد میدونم تا مقعد بخیه خوردم و خون ریزی داشتم و بردنم اتاق عمل و بیهوشم کردن
اما اما اما 🌙😊
وقتی بچم رو دیدم همه دردام یادم رفت واقعا بهترین حس دنیا رو داشتم اون لحظه و مادر شدن رو تازه اونجا میفهمی وگرنه تا داخل شکم هستن به نظرم همه حس ها الکیه
امیدوارم همتون یه زایمان خوب داشته باشین و بچه هاتون سالم باشن 🐣🙏🏻♥️
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان دلسا مامان دلسا ۱ ماهگی
تجربه های من از زایمان سزارین
تو سزارین این که زمان زایمان رو میدونی به وقتش خودت میری بیمارستان خیلی خوبه تو طبیعی اینطور نیست
ولی بعد عمل سزارین راه رفتن خیلی خیلی سخته مخصوصا روز اولش

صبح اول وقت روز دوشنبه به تاریخ 1405/6/2رفتم بیمارستان
لباس دادن لباسامو عوض کردم اونجا آزمایش های لازم رو انجام دادم بعد مشاور بیهوشی ازم چن تا سوال پرسید
بعد یکی دو ساعت که وقت عملم بود قبل عمل سوند گذاشتن زیاد درد نداره ولی خیلی احساس دفع ادرار بهت دست میده که اونم موقع بی‌حسی احساس نمیکنی
بعد بردنم اتاق عمل آمپول بی‌حسی از کمرم زدن بی‌حسی برای من خیلی دیر اثر میکرد یکم کرده بودا ولی وقتی عمل رو شروع کردن یه چیزایی احساس میکردم و عذاب داشتم که صدام دراومد فهمیدن و به سرمم مسکن زدن دیگه نفهمیدم چیشد بعد یک و نیم ساعت بود فک کنم که بیهوش بودم به هوش اومدم دیدم کنارم چن تا خانما یی که زایمان کردن با نوزادشون هستن اصلا اینجا اتاق دیگه هست منم گیج میزدم که دیدم پرستار یه نوزاد نشونم داد گفت اینم دخترت بعد گذاشتنش رو سینم شیر دادم
من نتونستم اون لحظه که نوزاد رو از شکم در میارن صدای گریه اش میاد بعد میزارن رو سینه ات رو تجربه کنم
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۱۱ ماهگی
مامان نلین😍 مامان نلین😍 ۲ ماهگی
تجربه سزارین اختیاری
من توی ۳۸ هفته و ۲روز سزارین شدم درصورتیکه تا ۲روز جلوتر بین طبیعی و سزارین دو دل بودم
خیلی خلاصه بگم
اول بستری شدم بعد زدن ۲سرم و وصل کردن سوند (که درد زیادی نداشت )ساعت حدود ۱۰ و ۱۰ دقیقه رفتم اتاق عمل توی اتاق عمل دکتر بیهوشی برام اسپاینال زد که درد سوزنش از سوزن معمولی کمتر بود و بعد خیلی سریع تو پاهام حس گرما کردم و بی حس شدن بعد جلوم پرده وصل کردن و هنوز ۱۰ دقیقه نشده بود که صدای گریه دخترم دراومد و من به خانم کناریم گفتم به این سرعت دخترمو به دنیا اوردن
بعد وارد ریکاوری شدم تا ۲ ،۳ساعت لزر داشتم ولی اذیت نبودم چون بی حس بودم
و سعی کردم طبق تجربه های بقیه که شنیده بودم سرمو تکون ندم
سختی عمل برای من همان چند ساعت تو بخش بود که نباید سرمو تکون میدادم و پاهام بی حس بودن از ساعت ۱۱شب تا ۸ صبح فردا همونطور رو ب بالا خواب بودم
بعدش اومدن سوند رو جدا کردن و بعد گفتن شروع ب مایعات خوردن کن و بعد پاشو راه برو
من پمپ درد نگرفتم ولی با این حال با شیاف درد قابل تحمل بود و برام سخت نبود
کم کم راه رفتم و خودم حس میکردم هرچی بیشتر راه میرم حالم بهتر میشد
و خلااصه فقط انتظار میکشیدم ساعت بگذره و مرخص بشم بیام خونه
الان هم هنوز بخیه هام هستن و کمی موقه بلند شدن و نشستن کمی اذیت میشم

خلااااصه راضی هستم به نظرم انتخاب خوبی کردم
نگران شیردهی بودم که اونم شنیدم چه طبیعی باشی چه سزارین تا ۳ یا ۴روز بعد زایمان اونموقه شیر درست میاد
پس اگر مشکل مالی ندارید به نظرم سزارین انقدر هم که ازش بد میگن نیست
مامان محمدرضا💚 مامان محمدرضا💚 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین سوم🌸قسمت دوم
بعد که رفتم اتاق عمل و بیحسی برام زدم و دکترم که واقعا دکتر خوب و با اخلاقی هست شروع کرد به برش و ...
اصلا نمیدونم چرا درد داشتم من سر دوتا سزارین قبلی اصلا هیچی نفهمیدم ولی اینبار اول یه درد که حالت کشیدگی پوستم رو حس میکردم داشتم نمیدونم بخاطر این بود که بچه از قبلیا درشت تر بود یا چی چون ٣٦٠٠ بود ماشاالله قبلیا ٣٢٠٠ بودن هردوتا.خلاصه گفتم درددارم گفتن درد نیست اون بخاطر حس کشیدگیه که داری بعد گفتن میخوایم یه فشار بدیم باز یه درد تو قسمت پایین دنده هام داشتم گفتم دنده هام درد میکنه گفتن ماکاری با دنده هات نداریم شاید معده ته چون داری دارو میگیری گفتم احتمال داره چون من کلا معده مم دردمیگیره میزنه به پشتم و دنده هام بعد فکر کنم مسکن زدن دردم قطع شد.بعدپسرمو نشونم دادن سفید و تپلی صورتشو چسبوندن به صورتم گرم و تپلی خدای من بهترین حس دنیا بود.دیگه بردنش و منم بردن یه قسمت که سرم میگرفتم و اومدن فشارم دادن که چون هنوز بیحس بودم درد نداشتم و گفتن یکم خونریزیت زیاده و منو دیرتر توی اتاقم بردن.فشارمم طبق معمول پایین بود و بالا نمیرفت..
#بارداری #زایمان #نوزاد
مامان 🍒آراد🍒 مامان 🍒آراد🍒 ۵ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین پارت دو 🩵🎊
روز شنبه ۰۵/۰۲/۰۵

فرستادنم لباس هام رو عوض کردم و رو تخت دراز کشیدم اول ازمایش خون گرفتن بعد ان اس تی دادم و اومدن سوند رو وصل کردن با اینکه سزارین دومم بود ولی بازم به حرف مامان های گهواره کمی از وصل کردن سوند میترسیدم که خب خدایی اصلا درد نداشت که هیچ حتی سوزش هم نداشت و کمتر از چند ثانیه هم طول نکشید وصل کردنش فقط کمی حس بد داشت همین 😬🤌

یک ساعتی بلوک زایمان بودم تا کار هام انجام شد و دکترم از کلینیک به اتاق عمل اومد و شوهرم و صدا زدن و منو انتقال دادن اتاق عمل بین راه یکم ترسیده بودم و استرس داشتم چون دکتر با خودم نیاورده بودم و همون دکتر شیفت که بهم نامه داده بود قرار بود عملم کنه و راستش شناخت زیادی هم ازش نداشتم در واقع فقط همون یکبار دیده بودمش😅✋

رسیدم به اتاق عمل برخلاف دفعه ی قبلی که دکتر خصوصی داشتم و اتاق عمل خلوت بود فقط ( خودم بودم دکترم و یه اقای دکتر که دستیارش بود و یه دکتر هوشبری ) کسه دیگه ای نبود …

ایندفعه خیلی شلوغ بود 😫 کلی هم داشنجو بودن داخل اتاق عمل ‌که استرسم و بیشتر میکرد هر چند همه کار ها رو پزشک ها انجام دادن ولی وجود اون‌ همه داشنجو و شلوغی محیط استرس زیادی بهم میداد
و خب این از معایب بیمارستان دولتی هستش و باید در نظر داشته باشید 👍

ادامه رو پارت بعدی میزارم 😅😌