۱۰ پاسخ

خوب هری چی حالا به دنیا آوردیش هر چقدم اذیت کنه بچته بهش محبت کن اینجروی نگو

خب حالت بخاطر شب نخابیدنه...من سر بچه اولم اونطور بودم خیلی ب طلاق فکر میکردم یکم به خودمون زمان دادم بعد از بدنیا اومدن بچه دومم انقد زندگیم خوب شد ک نگو
مال توام درست میشه یکم زمان بده به همه چی

بیشتر اختلافتون بخاطر خستگی شما و شرایط این روزاته
صبوری کن درست میشه

من به شوهرم میگم رحم اجاره بگیر من نمیتونم دیگه ۹ ماه بالا بیارم🤣
حالا من بچه داری رو خیلی اوکی ترم باهاش

آدم همیشه که سرحال و جوون نیست که، به آینده فکرکن که بچه هات دورت و گرفتن و شلوغه دورت، این روزام زودی میگذره، فکرت و آزاد کن، این موجود خدام یه تیکه از وجودته، وقتی به دنیا آوردیش در قبالش مسئولی عزیزم، یکم بهش عشق بده درآینده صد برابر عشقی که دادی و دریافت میکنی ❤️

بنظرم این نا آرومی بچت از حاملگی سختی ک داشتیه از اون حرصایی ک سرخواهرشوهرت میخوردی

چون هرچی حاملگی آروم و بی استرسی داشته باشی بچه آروم تره

معمولا بچه های اول ک ابنجورین بچه های بعدی آروم ترن

بنظرم خیلی منطقی باشوهرت صحبت کن بگو من نمبتونم تواناییشو ندارم اگر مبخوای یکی رو استخدام کن روزا تو کارا کمکم‌کنه تا بتونم یه ذره آروم باشم


اصلا برو دکتر بعد بیا ب شوهرت بگو دکتر گفته تا دوسال بچه دار شی یه اتفاق بدی برات میوفته😁

عزیزم منم پسرم خیلی اذیتم کرد یعنی دو سال خواب به چشمم نیومد با همسرم سر بعضی مسائلش بحثمون میشد که وقتی به بچه دوم فکر میکردم تنم به لرزه میفتاد منم از بچه شیر خوشم نمیاد تا وقتی که چهاردست و پا راه برن 😅
ولی الان دومی شش ماهه است و خیلی نسبت به پسرم راحت تر بودم و حتی همسرم خیلی رفتاراش بهتر شد

بچه ها زود بزرگ میشن تحمل و صبوری کن
چاره چیه دیگه

مگه بچه دوم میخواد همسرت؟

سوال های مرتبط