از اول بارداری تا حالا نه تنها نوسانات خلقی نداشتم، حتی حالم از لحاظ روحی ،بهتر از قبل بارداری بود،
اما الان یکی دو هفته ای هست، انگار تازه هورمون های بارداری داره خودشو نشون میده. ،
همش دوست دارم تنها باشم، یا فقط همسرم پیشم باشه.
وقتی هست ارومم،،
کلا تو بارداری بهش وابسته تر شدم ،
دوست دارم همش تو خونه زیر کولر باشم،
حتی بهم میگن پیشت بیایم کمکت کنیم ، میگم نه تنهایی راحت ترم 🫠
نمیدونم چرا اینجوری شدم
حوصله سر و صدا ندارم،،
حتی حس میکنم بعد زایمان هم دوست دارم دورم خلوت باشه.
نمیدونم، شاید اون موقع نظرم عوض شد ، فعلا که اینجوری ام 🥴

همش احساسات متناقض میاد سراغم،،،
یهو حس گریه میاد،، بی دلیل اشکم سرازیر میشه،،
یهو میگم چجوری از پس نی نی بربیام بعدش،،
چون نهایتا ۴۰ روز کمکی داشته باشم،،

با اینکه کلا دختر صبور و مستقلی بودم و هستم از بچگی ،،،

فقط اینجوری به خودم میگم که این احساسات همش موقتیه،،،


شما هم از این نوع احساسات دارین؟؟🥲

تصویر
۱۵ پاسخ

منم اون اوایل خوب بودم ولی رفته رفته خیلی حس افسردگی اومده سراغم بشدت از خودم بدم میاد اعتمادبنفسم صفررررر حس وحال هیچ کاری رو ندارم میترسم بچه بدنیا بیاد نتونم به هیچ کاری برسم وافسرده تربشم

منم اینجوریم کلااا یه ادم دیگه شدم

من دوران بارداری راحتی داشتم همه چی خیلی خوب بود خیلی داشت بهم خوش میگذشت نه افسردگی نه ناراحتی نه درد نه تهوع نه ویار که یهو بابام افتاد ‌‌مهره کمرش شکست باورت نمیشه از اردیبهشت تاالان من بدترین روزای زندگیمو‌گذروندم
هرروز ی دغدغه ی جدید اصلا یچی میگم یچی میشنوی
خیلی دوس داشتم بدون هیچ دغدغه ای میگذروندم مسافرت میرفتم خرید میکردم اما الان نه لباس درست و حسابی دارم نه خرید درست و حسابی کردم
هرچیزی که دلت میگه همون کارو انجام بده بزار بهت خوش بگذره و به بهترین شکل بگذره عزیزم
وقتی دختر مستقلی هستی ایشالله همه چی راحت برات میگذره ی ماه دیگم تموم میشه و روزای شیرین تر شروع میشه 🥰❤️

این نوسانات عادیه، من خودمم همینم

منم اینجوریم والا

منم مودم مشخص نیست
مثلا الان خوبم شب میبنی در حال گریه کردنم😂🫠
با اینکه استراحت مطلقم حوصله کسیم ندارم
مثلا بهم بگن میخوایم بیایم پیشت هم میگم‌خوبه چند ساعتی کسی هست پیشم‌هم یهو‌‌ حوصله ام نمیکشه کسی بیاد ترجیح میدم تنها باشم انگاری همون همسرم کافیه برام حتی ذره ای دلم نمیخواد کسی بیاد کارای خونمو بکنه معذب و عصبی میشم

منم همینم

وای اره من همش افکاری منفی میاد سراغم بعضی مواقعه ها فکر های میاد تو سرم اینه خره میوفته ب جونم

منم یکروز خوشحالم یکروز عصبی ام یکروز ناراحتم دست خودمم نیست

همه ی این احساس ها دارم به کنار اینکه کلا برای زایمان تنهام و بی تجربه داره دیونه ام میکنه 🥺

منم دقیقا چند روزه همه ی این حالات رو دارم،
مادرشوهرم هرروز میاد خونمون ولی اصلا حوصله ندارم به زور خودمو نگه داشتم فقط تحمل میکنم
دوست دارم خودم کارامو بکنم و تنها باشم، احساسات متناقض و گریه و غم و افسردگی و بی پولی هم که دیگه هیچی واقعا خیلی سخته😔 احساس میکنم افسردگی بعد زایمانم از الان شروع شده

چه عکس قشنگی 🥰😍از پسش برمیای نگران نباش

عزیزم خدا روشکر کن این هورمونا ماه آخر فعال شدن نه از اول بارداری چون من عموما از همه دور و وریام متنفر میشم و احساس بدی نسبت بهشون دارم مخصوصا خانواده شوهرم که کنارمن ولی این هورمانا بعد زایمان هم فعالن مواظب خودت باش وهمچنان صبور باش

چقدر مثل منی تو🥲
منم دقیقا همین حالتارو دارم
از وقتی باردار شدم شادتر و سرحال تر شدم
این هفته های اخر احساساتی ام، هورمونا تازه داره خودشونو نشون میدن همش میترسم افسردگی بعد زایمان بگیرم🫠

دوران بارداری واقعاً سخته اینو بدون تنها نیستی و خیلی از خانوما چنین احساساتی ممکنه داشته باشن، خود من پر از نوسانات خلقی ام🫠 درکت میکنم عزیزم

سوال های مرتبط