يه روزي وقتي مثل يه خواهر مهربون برات بود به ترساي امروزت مي خندي عزيزم
فقط از خدا بابت اين هديه ي بزرگت تشكر كن وبا عشق منتظر ديدن روي ماهش باش🥰🙏🏻
نترس خدايي كه اين فرشته هارو بهمون ميزه توانش رو هم تو وجودمون قرار ميده 🙏🏻به اميد خودش.
عزیزم درکت میکنم واقعا اینکه از خانواده ات دوری سخته ولی خب تو تونستی یه بچه رو دست تنها به شیش سالگی برسونی قطعا این یکی رو هم به خوبی و خوشی برگش میکنی تازه الان دیگه با تجربه ای تو بچه داری نگران نباش عزیزم
عزیزممم ، این استرس هارو این حالات بنظرم طبیعیه
ولی همه این روزها و چجوری گذشتنش به حال روحی خودت بستگی داره قشنگم ، از الان میتونی بعضی روزها با کوچولو ۶ سالن بری بیرون قدم بزنی ، بعد هم که نینی به دنیا اومد با هم برید بیرون ، به قشنگی های روزهای پیش رو بیشتر فکر کن ، قطعا سختی های خودش رو داره دست تنها بودن ، ولی اینو یاد باشه که خوشحال بودن خونواده شما به حال تو بستگی داره ، سعی کن شاد باشی و خودت رو شاد بگیری روزها قشنگتر بگذره❤️
منم پسرم ۶ سالشه.شوهرم ی شهر دیگه کار میکنه و آخر هفته فقط اینجاس.خدا توانش رو میده.از کسی هم کمک نمیگیرم
هورمون
هورمون
هورمون🙂↔️🙂↔️🙂↔️
عزیزم منم مث توام ولی اختلاف بچه هام کمه دخترم یکسال و نیمشه
تولد یکسالش تموم شد که باردار شدم سر پسرم
همسرم خیلی اصرار داشت اختلافشون کم باشه میگفت تا بزرگ بشن ما سنمون میره بالا بچه ها حرف منو نمیخونن
شوهرم متولد ۷۰
خودم ۷۷
کل بارداریم خوب بودم حالم اوکی بود گاهی وقتا عصبانیت هم داشتم ولی بیشتر خوشحال و خنده رو بودم
ولی این هفته های اخر خیلی عصبی شدم
این چن روزه اصلا عصاب ندارم
بی حالم حوصله هیچ کاری ندارم
از اوایل بارداریم خونریزی افتادم دیگه دکتر استراحت داد ولی بعدش کم کم خوب شدم مامانم کارامو انجام میداد
هم خواهر شوهرم هم مادرم کارای خونه رو انجام میدادن من زیاد دست به چیزی نمیزدم هر چند سرپا هم بودم کلن عادت ندارم انقد استراحت کنم کارامو هم انجام میدادم ولی با کمک بقیه
تا اینجا به سلامت رسوندمش
الان میگم این دوهفته ام بگذره خیالم راحت شه گاهی اوقات پرخاشگر میشم رو دخترم ولی محبتم بهش بیشتره
بغل که نمیتونم بگیرمش دستشو میگیرم
بیشتر هم به باباش وابسته اس
میدونی چند نفر حسرت زندگیتو دارن🙂بخدا ک نمیدونی اگ میدونستی هیچوقت نا شکری نمیکردی ب این فک کن ک قراره ی نسخه کپی شده از خودت و داشته باشی
عزیزم دوتا خوبه فقط حواست باشه مث من سه تا نشن که دیگه بیچاره ای
منم افسرده شدم 🥲🥲🥲
چرا اینقد منفی بافی میکنی؟
دختر همدم مادره دختر غمخوار مادره بعد دنیا اومدنش میبینی یزره ادم شده کل دنیات دیگ از بیرون و گردش و اینا واست مهم تر میشه و اینکه شیرش بدی یا ن ب خودت بستگی دارع من از خدامه شیر داشته باشم یا دخترم شیر مادر بخوره ولی اگ نشد قسمته
یزرع هم خوف زایمان گرفتت ولی صبر کن درس میشه
منی ک بچه اولم یکسال و نیمشه دومی داره میاد چی بگم🙃😫😫😫😫
عزیزم برا این حرفا دیگه دیره با وجود این مشکلا نباید بچه میوردی الانم ک داری توکل بر خدا کن.. . شایدم سخت نباشه بچت ساکت باشه اونیکی بچتم بزرگ شده میتونه کمکت کنه حداقل میتونه اب بریزه دستت بشوریش ها
مثل منی فقط یچیزی مون باهم فرق میکنه که من حتی یه ذره هم به مخارج بچه فکر نمیکنم
🥲🥲خب ت ک سنت کم یدونه هم داری چرا عجله کردی؟؟
حالا ک داره میاد ب این فک کن زودی بچه هات بزرگ میشن کلی وقت داری و هنوز جوونی برا همه کار شاید مملکتم تا اون وخ ی رنگی گرف خوشی و ارزونی دیدی
امروز ۳۷ هفته ۴ روزم .هی زایمان هم نمیکنم راحت بشم دیگه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.