۶ پاسخ

هی خواهر مث منی فقط من سومی ناخواسته هم بوده موندم چ جوری میخوام باهاش کنار بیام و دیوونه نشم

منم حس و شرایط تو رو دارم عزیزم
دخترام با فاصله ۱۷ ماه خیلی استرس دارم

همین کلمه ک میگی ناخواسته رو دیگ واسه خودت تکرار. نکن
ب این فکر کن بچه هات باهم همبازی میشن باهم بزرگ میشن رفیق میشن. وقتی پسرت کمی بزرگ تر بشه دیگ با حسرت بچه های دیگه رو ک داداش دارن نگاه نمیکنه ک من چرا تنهام
این بیخوابی ها هم میگذره درسته سخته ولی شیرینم هست
وقتی میبینی بچه هات همه کسشون فقط تویی و بهت وابسته ان.
سعی کن با پسرتمدمهربون باشی باهاش بازی کن خوشحالش کن
واسه اومدن داداشش آمادش کن باهاش حرف بزن راجبش انشالا ک حساس و حسود نمیشه

چقدر حرفات حرفای من بود احساس کردم خودم اینا رو نوشتم😭

حق داری واقعا اما من چیزی که فهمیدم نباید به استراحت خاصی یا وقت گذاشتن خاص و... فکرکنیم و... باید با زندگی و اتفاقاش پیش بریم تا مادر شدن برامون عادی بشه و... مادر شدن ی چالش بزرگه و... سخت بگیریم سخت میگذره و... داغون میشیم فقط سعی کن زیاد فکرنکنی و...

منمم دخترم دو لشه و هفته اینده زایمانمه

سوال های مرتبط