۲ پاسخ

گریه خوشحالیه دوست پسرقبلیتم حتما داره بچه دار میشن کلن خواب رو همیشه مثبت تعبیر کن 😀

بعد اینکه قرص کلردیازپوکساید یه دونه بخوره همه استرس اظطرابتو میشوره میبره من همیشه میخورم عالیه

هیچی عزیزم. برای همون ترس و اظطرابت هست

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی
اولین تجربه من از شیر گرفتن دلسا رو میگم شاید بدردتون خورد
خوب از اونجایی که دلسا هم شیر خشک میخوره هم شیر خودمو ولی عادت بدی که داشت باید حتما موقع خواب سینه تو دهنذمیشد و انقد مک میزد تا خوابش ببره و من تو مهمونی یا ماشین همش تو عذاب بودم کم کم دوساعت من و مک میزد و تا میخواستم در بیارم بیدار میشد حتی شده بود شب تا صبح زیر سینه م بود و من اصلا خواب راحت نداشتم دیگه گفتم کم مونده روانی بشم این که شیر خشک میخوره و شیر من هم کمه اونقدی نیست دیگه بسه و عزمم و جزم کردم و صبح دیگه واقعا رد داده بودم از این اوضاع تا قبل اینکه از خواب بیدار بشه سینه رو رژ لب زدم و این هم طبق عادتش صبح که بیدار میشد دنبال می می میگشت و همش نق میزد و دید قرمزه شوکه شده من هم گفتم زخم شده و هی آخ و اوخ کردم 😅که نخوری مامان دردش میگیره اونم هیچی نگفت و یجورایی تو شوک بود یکم بازی میکرد دوباره میومد نگاه میکرد تا ظهر که باید می‌خوابید و داستان بدخلقی این شروع شد و دلسا که باید ساعت ۳ می‌خوابید با گریه و بهونه های الکی ساعت ۶ عصر خوابید و تایم ظهزش بهم خورد ولی اصلا نذاستم گریه کنه مدام باهاش بازی کردم و خوراکی های که دوست داره رو دادم بهش و کلا آزاد بود هر کاری دوست داشت میکرد و بردمش برف بازی و بالاخره این وسطا هی بهونه می‌گرفت ولی مشغولش میکردم تا موقع خواب هم همش سینه میخواست و با گوشی مشغول کردم و چشماش خسته شد و خوابید ادامه تو کامنت
مامان رادمان مامان رادمان ۱ سالگی
سلام مامانای عزیز خوبین،
بچه ها میشه خواهرانه کمکم کنید؟ درمونده شدم واقعا خسته شدم😔
بچه من یک سال و نه ماهشه، شیر خشکیه، شبا معمولا 11-12 می‌خوابه تا 10 الی 11 اینا، تو این مدت من نتونستم از شیر شب بگیرمش چون از همون اول ولع زیادی برای شیر خوردن داشت‌، تو شیش ماهگی چندباری به جای شیر، شبا که با گریه بیدار میشد و شیر میخواست اب جوشیده سرد شده دادم ولی متوجه میشد و بدتر گریه میکرد بخاطر همونم شوهرم میگفت گناه داره بهش شیر بده نذار گریه کنه گور بابای حرف دکتر، باز مادرشوهرم و مادرم اینا هم همش میگفتن بچه کوچیکه گناه داره خب گشنه میشه، شبا پس چی باید بخوره، خلاصه از اینجور حرفای احساسی، همه دست به دست هم داد وشد تا الان که هنوز همچنان شبا باید با شیر بخوابه حتما و بین خواب هم که تا ساعت 11 ظهر خواب هست چندین بار بیدار میشه شیر میخواد، این وسط خودمم کم آوردم و بدنم دیگه نمی‌کشه از این همه بیدار شدن و ‌شیر آماده کردن... صبحونه اینا هم که تا الان نخورده، چون تا 11 که خواب هست بین خواب گریه میکنه و شیر میخواد پس 11 که بیدار میشه گشنه نیس که بتونه چیزی به عنوان صبحونه بخوره ، کلا تا یکی دو ساعت بعد بیداریش دلش هیچ نوع خوراکی نمیخواد، حالا سوالم از شما دوستان اینه که چطوری ازاین شیر بگیرمش؟ چه راهی به ذهنتون میرسه؟ شبا پیش اومده که قبل خواب بهش غذای پلویی دادم ولی چون اشتها زیاد نداره زیاد نخورده بخاطر همین ساعت 4-5 صبح از گشنگی گریه میکنه و شیر میخواد...