۶ پاسخ

من باشم همین پولو به خواهرم مادرم میدم بیاذ دلسوز تر اژ مادر نیست هم همراهته هم میشناسی غریبه تو این شرایط خیلی سخته اعتماد کردن بخصوص الان اوضاع مالی مملکت ما نمیشه اعتماد کرذ بهشون

کسی مهم تر از خودت نیست، وللللی من به هیچکی اعتماد ندارم، مگر کسی رو معرفی کنن که امتحانشو پس داده باشه، بنظرم بگو مادری خواهری بیاد کمکت

من حتما میگرفتم والا کی مهم تر از خود ادم‌.

آره حتما بگو بیاد اگه اون بچتم بیاد باید الان استراحت کنی

بله اگر شخص مطمئن ترجیحا آشنا باشه میگرفتم

هفته ای یکبار بگو یک نفر از شرکت نظافتی بیاد کارای نظافتی حموم دسشویی گردگیری جارو دستمال کشی انجام بده و چند مدل غذا بپذه فریز کن

سوال های مرتبط

مامان رایان کوچولو👼 مامان رایان کوچولو👼 ۲ سالگی
از دست مامانم انقدر عصبی ام که معدم درد گرفته از حرص
من مجبورن خونه مامانم اینا زندگی میکنم بعد من به هرچی که به بچه میگم نه مامانم براش انجام میده با اینکه بهش هم میگم نکن این کارا رو بازم انجام میده و تازه جلوی بچه هی به من میگه ول کن بزار کاری که میخواد و بکنه یا به پسرم میگه بیا مثلا فلان چیزو مامان بهت نمیده من میده انقدر کفری ام میکنه کاری کرده که بچم با من بد شده و به خودش وابسته شده یعنی بیشتر از من بهونه مامانم و میگیره و دنبالشه بهش هم میگم نزار بچه عادت کنه گوش نمیده مثلا یه شب رفت بالا پیش مامانم بخوابه گفتم میبرمش پایین مامانم نزاشت الان چند شبه قبل خواب گیر میده که میرم بالا اونا هم تا دیروقت بیدارن
یا هرچی من از جلوش قند و شکر و دور کردم میره بالا مامانم بهش چای شیرین میده یا قبل غذا به بچه هله هوله میده
انقدر خودخوری میکنم دارم مریضی اعصاب میگیرم هر چی هم به خوبی میگم گوش نمیده میترسم آخر باهاش دعوام شه سر این کاراش یعنی کاری کرده بچه نیم ساعت هم خونه خودمون دووم نمیاره همش میگه میرم پیش مامان جون
مامان صدرا مامان صدرا هفته هفدهم بارداری
سلام عزیزان
من از دو سه روز قبل از ج ن گ یه درد بدی تو کمر و پای چپم گرفت دیگه نتونستم حرکت کنم بعد از کلی دکتر و ام ار ای نظر همشون اینه که باید عمل کنم چون یه دیسک پاره شده و دو تا هم بیرون زده اون یه دونه پارگی باید عمل بشه
زندگیم هم مختل شده از همون موقع تا الان طبق نظر دکتر استراحت مطلق هستم اصلا کنترل همه چی از دستم در رفته همه زندگی و بچه رو همسرم و دو تا خانواده‌ها دارن کمک میکنن که اداره کنم
از طرفی این شرایط واقعا اذیتم کرده حس میکنم دیگه اختیار خونه زندگی دستم نیست از اونور هم همشون دکترا گفتن عمل باید کنی
من واقعا دوست ندارم جراحی کنم ولی خوب اینجوری هم اصلا نمیتونم پنج دقیقه هم سر پا وایسم
حالا الان میخواستم بدونم تو خودتون یا اطرافیان تجربه ای از این جراحی دارید که نظرتون رو بدونم بعد بتونم تصمیم بگیرم
الان واقعا شرایط بدی دارم اما حس میکنم عمل کنم هم میشم یه آدم آسیب پذیر ضعیف با کلی محدودیت که نمیتونم راحت زندگی کنم
فرزند پروری شیر خشک این چه بود دیگه من گرفتارش شدم پوشک زندگی سخت فرزند پروری پوشک شیر خشک بچه داری خونه زندگی
فرزند پروری شیر خشک پوشک