سوال های مرتبط

مامان حلماومحمد مامان حلماومحمد ۳ سالگی
❌نکته مهم و اساسی درمورد از پوشک گرفتن ❌

روش پوشک گرفتن مثل از شیر گرفتن یک روش تدریجی است. چقدر طول بکشد تا به مرحله موفقیت‌آمیز برسه مشخص نمی‌کند. بستگی به خود بچه و توانمندی جسمی اش و به اضافه برخورد مادر دارد. و برخورد مادر وذهنیت مادر هفتاد، هشتاد درصد قضیه است. شاید توانمندی جسمی همان ۲۰ درصد باشد. مادر نقش بسیار مهمی داره تو این مرحله.

مرحله ی پوشک گرفتن حتی از شیر گرفتن هم مهم‌تر است چون در شیر گرفتن تمام تمرکز مادر روی اینه که اقتدار لازم همراه با لطافت داشته باشه که به بچه بگه نه من شیر نمیدم یعنی دیگه می خوام این پروسه از شیر گرفتن رو تمام کنم .این بستگی به شما دارد تقریباً شما فاعل این مسئله هستید. این رو بگم که در پوشک گرفتن فاعل بچه ی شما است. این بچه باید کنترل ادرارش رو به دست بیاره و مستقیماً با اعتماد به نفس بچه تون در ارتباطه.

در این مرحله برخورد شما می تواند بچه شما را از نظر روانی انقدر تضعیف کنه که بچه شما تا سن چهار ،پنج سالگی یه پوشک گرفتن موفقیت آمیز نداشته باشه یه کنترل ادرار موفقیت آمیز نداشته باشد. نقش شما مادران در پوشک گرفتن بسیار مهمه. فاعل کودک شماست، اون باید که کنترل ادرار به دست بیاره اما شمایید که باید بهش اعتماد به نفس بدید از همین جا اعتماد به نفس شکل میگیره ."من می توانم" "من نمی‌توانم" بچه شما از شما داره شکل می گیرد چقدر باورش داریم چقدر سرزنش نمی کنید چقدر اشتباهاتش رو می‌پذیرید .چقدر آزمون خطا هاش رو می پذیرید چقدر قضاوتش نمی‌کنید همه اینها مهم است به خاطر اینکه بچه شما بتونه کنترل ادرار شو بدست بیاره نکته مهم در روش تدریجی باور مادر برای کودک کودکشه.
مامان قلب من مامان قلب من ۳ سالگی
دخترم هر بار میگه یه جام درد میکنه دیگه موندم رهست میگه یا دروغ تمام رگ و استخونای بدنم از غصه و حرص درد میگیره خیلی جدی میگه هیچ وقت دروغ ازش نشنیدم نمیدونم یه بار میگه سرم درد میکنه یه بار میگه شکمم درد میکنه یه بار میگه چشمام درد میکنه بخدا دیگه موندم به شوهرم میگم میگه الکی میگه اصلا هیچی باور نمیکنه نمیدونم ببرم دکتر چی بگم آخه خداروشکر سرحاله همه چیزش فقط بخاطر حله هوله که میخوره اشتهای غذا نداره انگار افسردگی گرفتم به هیچکدوم از کارام نمیرسم نه به خودم نه به بچم نه به خونه و غذا و ظرف شستن و هیچ چیزی بخدا کم آوردم با اینکه بازی میکنه هر بار میگه یه چیز امشب میگه چشام نمیبینه بعدش خوب شد بازی کرد الانم میگه شکمم درد میکنه دیشب دست میذاشت رو سرش میگفت سرم درد میکنه خدایا حتی بخاطر بچم نمیتونم نفرین خودمم کنم چون اگه من نباشم بچمو کی بزرگ کنه نمیدونم چرا دوست داره منو عذاب بده این بچه الان من چندتا دکتر ببرم دوماه پیش هم چکاپ کامل ازش گرفتم خداروشکر دکتر گفت ازمایشش خوبه توروقرآن راهکاری دارید بگید صواب کردید خدا خیر و برکت به زندگیتون بده