۱۰ پاسخ

چی بگم والا، قبلا هم اینکارو‌کردی؟؟
کاش برای هر چیزی پا نشی بری خونه بابات، چون باز پا میشی میری سر خونه زندگیت دیگه واسش عادی میشه.
هر وقت کارد به استخون رسید و دیگه هیچ راهی نبود اونوقت بذار برو

اگ خانوادتم چیری گفتن خودت بزن ب سردرد بگو امشب مرخصی گرفتم برا خودم باشم
مطمعن باش تا اخر شب سراعت میگیره

اومد سراغت یا نه

تو بچه داری چرا انقدر راحت خونه رو ترک میکنین .قهر کنین تو خونه خودت .حق نداری بری جایی کسی از بحثی که با فردا به اشتی تبدیل میشه خبر دار بشه 😐🤦‍♀️اون وقت میگن امار طلاق بالا میره خو نکن خاهر من قهر کن باهاش حرف نزن ولی نباید خونه رو ترک میکردی

حالا چ اسراری داشتی مادرشوهرتو دعوت کنی حالا ک ناز میکنه دیگه دعوتش نکن اگه شوهرت هم گفت بگو چشم ی غذا درست کن ببر براش بگو پات درد میکنه

کار خوبی کردی بچهارو بنداز بیخ ریشش بفهمه چقد زحمت میکشی
منم گاهی اینکارو میکنم میزارم بچهارو میرم بیرون برا خودم

درخواست دادم گلم
انشاالله که خیره

بمون تا بیاد فعلا نمیاد چون میخواست به این زودی بیاد ک نمیذاشت بری

واه بنظر خودت چی شده؟
اینجوری ک میگی جز احترام چیزی نگفتی

ای وای چ بد عزیزم حالا زنگ میزنه اشکال نداره

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۲ سالگی
خانوم ها کمک واقعا دیگه کم اوردم شما بگین من چیکار کنم امروز پدرشوهرم اومد دخترمو برد خونشون که نزدیک همیم تو ی کوچه بعد نیم ساعت اومد که آره چرا به بچه غذا نمیدی خونه ما اومد گشنه بود ی کیک گرفتم همیچن خورد من گریه ام گرفت چرا به بچه غذا نمیدی گشنه میزاریش چون غذا نمیدی بهش نمیرسی لاغر مونده بده بخوره از این حرفا منم اصلا شوکه شدم یعنی چی این حرفا گفتم من به بچم خوراکی نمیدم چون خیلی بد غذاس اگه خوراکی بخوره غروب دیگه شام نمیخوره گفتم خودم خوراکی نمیدم که شام بدم بخوره من امیشه سر غذا خوردن دخترم انقدر حرص میخورم بعد شوارمو صدا کردم گفتم بیا ببین بابات میگه به نفس غذا نمیدم گشنه نگهش میدارم شوهر اکمد گفت این چه حرفیه میزنی مگه میشه ادم به بچه خودش غذا نده از این حرفا منم گریم گرفت گریه کردم کلی شوهزم گفت ولش کن اهمیت نده من میدونم تو چقدر رو بچه حساسی ولی من دلم بدجوری از دستش شکست واقعا نمیدونم چطور به خودش اجازه میده همچین چیزی بگه مگه میشه ی مادر بچشو گشنه نگه داره اخه شب هم داشتیم از هیت میومدیم مادر شوهرم صدای دخترمو که شنید درو باز کرد ی کلوچه دستش بود به دخترم گفت بیا بهت قاقا بدم گشنه نمونی منم اصلا اهمیت ندادم رفتم تو خونه شما بگید من چی بگم به اینا