۲۲ پاسخ

من چندبار تشنه میشه باید اب بیارم بعد هی لباس هاش اب میریزه خیس میشه باید عوض کنم کل محل صدای ما رو بشنون تا بخابیم

وااای منم کلافه شدم این شب بیداریاش روانیمون کرده

دست همو میگیرم قصه میگم لالایی میزاذم میخوابه
خیلییی وقته اینطوره

حرص نخور عزیزم بیخیال
سعی کن زود بیدار شه و چرت روزشم کوتاه باشه عصرم ببرش بیرون خسته شه

فکرمیکردم فقط منم که بایدناراحت بشم ودعواش کنم بعدمیخوابه
اول کلی داستان وبازی واینجورچیزابعدبایدنیم ساعت پشتشوماساژبدم بعد هی تاکیدکنم که بخواب دیره وعصبی میشم

دخترمن که میخوابه بعدکه ملت میخوابن بیدارمیشه شروع میکنه به جیق کشیدن روانی شدم ازدستش 😢

رو پا

قصه میگیم در نهایت میاد رو پای من یا بغلم

ما برقو ک خاموش میکنیم میاد سرجاش کمرشو ماساژ میدم میخابه

من یکم کمرشو دست میکشم
ی قصه هم میگم
یکم حرف میزنیم
بعدم میگم شکرگزاری کن و شب بخیر
دیگه وقتی همه جا خاموشه کم کم خابش میبره.
اما زمان خابش خیلی کمه کلا... 😬بعضی وقتا جونم در میاد دیگه.
بخصوص اگه روز بخابه ک شب انرژیش بی نهایته😢🥴

خسته شن میخابن
کنارش دراز بکش تا بخافه

فعلا ک بیداره و صاحب کنترل شده😂قول داده که ساعت رفت بالا بخوابه منظورش ۱۲😂

میریم اتاق چراغو‌خاموش میکنم میگم مامان باید بخوابیم یکم حرف می‌زنیم همدیگرو بوس میکنیم بعدش من خودمو میزنم ب خواب اونم می‌خوابه

شام میخوره، مسواک بهش میدم بزنه، دستشویی میبرمش، لباس عوض میکنیم، آب میخوره، میریم تو رختخواب کتاب میخونیم، چراغ رو خودش خاموش میکنه و بعدش دعواهامون شروع میشه 😅

خودش پیش خوذمون میخابع اونقد وول میخوره تا بخابه امروز ۸خابید تا ۱۰ونیم شب بیدار شد خدا به دادمون برسه

میذارمش رو پام اگ بخوام زود بخوابونمش

قصه و سایه بازی

من تو پام میخوابونمش عادت کرده ولی نمی‌دونم چطوری ترکش بدم ک خودش بخوابه

کمرش باید بخارونم تا بخوابه🤣
یا به عبارتی نواااازش

ما میریم توی تخت بینمون دراز می‌کشه آنقدر فضولی می‌کنه .محل بهش نمیزاریم خودش خوابش می‌بره کنارمون بعد میزارمش توی تخت خودش

منم بخدا انقد بد خوابه

منم ☹️🥲

سوال های مرتبط