۲۱ پاسخ

دوست ندارم بهت حس عذاب وجدان بدم
هممون مادریم و بعضی روزها کم میاریم
سعی کن عزق بیدمشک و بهارنارنج بخوری

به دستای کوچولوش نگاه کن
و به دستای خودتم نگاه کن
اون الان توان دفاع نداره در مقابل تو

ولی یه روزی اون قدر قد میکشه و بزرگ میشه
که باید برای نگاه کردنش سرت رو بالا بگیری

نزار که خدایی نکرده اون موقع توی روت وایسته و صداشو روت بالا ببره

منم مثل توام فقط باید بریم روانشناس
من فردا دارم میرم کاراشو بکنم

یه دکتر اعصاب برو به نظرم تا بتونی خودتو کنترل کنی

عزیزم وقتی اینهمه عصبی ای و نمیتونی دستتو کنترل کنی چرا نمیری پیش روانپزشک یا روانشناس حداقل با قرص و اینا یکم اعصابت آرومتر بشه به بچه آسیب جسمی روحی نزنی

عزیزم ازون کامنتی که سرزنشت کرده بود هم دلگیر نشو اولا اون آدم اصلا تحصیلاتی تو این زمینه نداشت که همه رو نشونده بود داشت موعظه میکرد
ثانیا اگر خیلی دلسوز پسر شما بود راه میزاشت جلوی پات نه اینکه بدتر عذاب وجدان بده بهت عصبی و‌دلگیر ترت کنه
تو همین الان بری پیش روانپزشکی و روانشناسی که اصلا دکتری هم داره هزارتا مقاله و کتاب نوشته اوناهم سرزنشت نمیکنن راه میزارن جلوت این رفتار غیر حرفه ای و غیر تخصصی هست کاملا😘

وای من لعنتی همینم
کاش میشد خودمون و درمان کنیم
اطرافیان و هم همینطور

هرموقع بچه های ۲ساله ی خودتون رومیزنید یادتون باشه اون ذهنش ومغزش اندازه ی یک عروس هلندیه یعنی به اندازه ی عروس هلندی میفهمه ودرک داره

عزیزم منم اینجوریم بخدا در کل خیلی مهربانم ولی گاهی دیگە صبرمو لبریز میکنە میزنم بە باسنش و دستش منم مث تو عذاب وجدان میگیرم نرااحت میشم زودم باهم اشتی میکنیم ولی خودم واقعا ناراحت میشم هرچی مگم نکن دخترم نکن تادعوامون نشە دیگە دیونە میشم میزنمش 😔😔😔

من هیچ وقت دلم نمیاد دخترمو بزنم وقتی داد میزنم سرش خیلی تو چشما نگاه میکنه با ناراحتی منم غشششش میکنم براش میخنده میاد بغلم ببین فردا ک دخترت بزرگ شد هی این کارا میان جلو چشمت من اون دوتا دخترمو تو بچگی خیلی میزدم وقتایی ک تنها میشم خیلی بهش فکر میکنم اذیت میشم الان دختر کوچیکمو انقدر بهش عشق میورزم ک نگو وقتی عصبی شدی یکم جلو خودت بگیر دیگ عصبانیتت رو کنترول میکنی

منم استانه صبر و تحملم اومده بود پایین و خیلی ناراحت بودم رفتم اعصاب و روان نوار مغزی گرفت گفت خیلی استرس داری دوتا قرص داد خیلی بهتر شدم تقریبا ۸۰ درصد صبر و حوصلم برگشته با اینکه دخترم شیطونه ولی باهاش کنار اومدم و کمتر عصبی میشم😍شماهم ناراحت نباش فقط رو خودت کار کن و حتما هروقت تونستی برو پیش دکتر

اگه جایی غیر ایران تو یه کسور اروپایی یا امریکایی بودی بچه رو ازت میگرفتن

من هر شبم همینه بس ک اذیتم میکنه کخ میریزه خیلی شره از دستش گریه میکنم

اخی نگو😞 بچس گناه داره اگه مثه بچه های ما شیطون و جیغ جیغو بودن چیکار میکردی خوب نخابه نخوره اصن مهم نیس من صبر میکنم هروقت خسته شد میگه لالا میریم راحت میخابه شده ساعت دو شب غذاهم میگه نمیخام هیچی نمیگم خودش میگه ممه بده

عزیزم 🥺 خدا بهت توان بده
همین عذاب وجدان بعدش خیلی بد
بنظرم قرص اسنترا بگیر روزی نصفی بخور تا بری دکتر یکم اروم بشی مشکلات زیادی هم داشتی بخاطر همینم بی اعصابی ❤️سخت نگیر به خودت میگذره هروقت خواستی دخترتو بزنی بالشت یا مبل و اینارپ بزن ک حرصت خالی شه حداقل اون بچه هم نزدی اینجوری

سنگ دل نیستی فقط یه مادر خسته هستی
منم خیلی اذیتم و همش کلافه و عصبی پیش اومده بچه هامو زدم و بعدش از عذاب وجدان میمیرم هرکس یه صبر و طاقتی داره عزیزم و خیلی مشکلات دیگه باعث میشه که آدم عصبی و خشمگین بشه

اب زیاد بخور خوابتوتنظیم کن ب خودت زمان بده درطول روز ک اعصابت یکم ارومترشه دمنوش بخور اگ بدنت کم میاره قهوه بخور وقتی داری عصبی میشی ازدستش فاصله بگیرازش برو دوش بگیریاهرچی اینجورک خودتودرگیرکردی هم خودت اذیتی هم بچه

برای همه مون پیش اومده عصبانی میشیم
ولی خودتو کنترل کن عزیزم خییلییی زیاد عصبانی میشی
یکم گل گاو زبون و اینا دم کن تو روز آروم شی
من اینجور مواقع سعی میکنم ب نحوی خودمو خالی کنم اما رو بچه ها نریزم مثلا دستمو گاز بگیرم یا مشتامو گره کنم فشار بدم میدونم خنده داره ولی از آسیب جسمی و روحی ب بچه زدن بهتره

متاسفانه.منم همینم..
واز خودم بدم میاد
با رها گفتم اینکارو نکنم.ولی بشدت اعصابمو‌خراب میکنه‌.همین الان رو دسش چندین بار زدم..میگم دستو نزار توو دهنت باز میزاره..دیکه از بس میزاره توو دهنش دهنش زخم شده...
و بشدت دوسش دارم و تمااااام زندگیمه
شاید کسی الان بخونه بگه اگه دوسش داشتی اینکارو نمیکردی
ک حقم دارن بگن...
ولی ..متاسفانه. متاسفانه..

یه بچه ای داری و اینجوری یی؟؟؟؟ من چی بگم پس🙂
یه بچه ی دوساله لجباز و پرخاشگر با یه بچه ی ۱۰ ماهه نق نقو

کمبود ویتامین و آهن داری حتما

موقع عصبانیت نفس عمیق بکش و با خودت تکرار کن اون فقط یه بچه اس

سوال های مرتبط

مامان نوید👶🏻🐣 مامان نوید👶🏻🐣 ۲ سالگی
مامانا میدونم طولانیه ولی ارزش خوندن داره
تو این شرایطی ک حال روحی خیلی هامون خوب نیست و خشم و ناراحتی داریم و ممکنه سر بچه هامون خالی کنیم گفتم ب شماهم این موضوع رو بگم شاید کمکی کرده باشم..
من ی مادر ب شدت عصبی و پرخاشگری بودم ک مدام سر بچم داد میزدم و وقتی عصبی میشدم تا ی چیزی رو نمیشکوندم راحت نمیشدم
و دلیل این اعصاب خوردیمو هم میدونستم،همیشه میدونستم ک این عصبانیتم به خاطر کارایی ک بچم میکنه نیس بخاطر زخماییه ک تو بچگی داشتم و درمان نشده که بهش میگن تروما
یک هفته پیش تاپیک زدم و گفتم دیگه نمیخوام سر بچم داد بزنم و چیزیو بشکنم با خودم عهد کردم،امروز ۷ روزه ک سرش داد نزدم و باهاش همراه بودم و حس بهتری دارم
من مدام تو ذهنم بچگی خودمو مرور میکنم و حسرت میخورم و مدام عصابم بخاطر گذشته ای ک دست خودم نبوده خورده
هر چی سنم بالاتر میره تاثیر اون گذشته بد رو تو زندگیم بیشتر احساس میکنم و این عصبیم میکنه و من تمام این چیزارو سر کسی خالی میکردم ک هیچ ازاری به من نمیرسونه
من مدام تو ذهنم مرور‌ میکردم ک بابام بهم میگف من دختر نمیخواستم ولی تو دیگه شدی...از درس محرومم کرد از علایقم محرومم کرد،از زندگی محرومم کرد و من همیشه حسرت اینو میخورم ک کاش ادم بی استعدادی بودم...حقم این همه ظلم نبود
ادامه تو کامنتا
فرزندپروری#پوشک#شیرخشک#آنومالی#بارداری#زایمان#
مامان deli مامان deli ۲ سالگی
ماما تورو خدا کمک کنید دخترم خیلی رفتاراش رو مخمه کمکم کنید چیکار کنم مثلا تو گوشی هستم برنامه کودکم میزنه واسه اون هه میاد موهامو میکشه ینی میخاد شونه کنه یاپاشو میکنه تو حلقم مثلا میخاد بازی کنه باهام منم هه داد میزنم دلانا کاری ب من نداشته باش نگاه برنامه کودکت کنم دوباره دودقیقه بعدش دوباره رو مخم میره یا میگه گوشیت باید بهم بدی و.....منم این چن وقته ک خیلییییی رو مخمه میگم الان ممدقلی میگم بیا ببرت هرچند ب اندازه دودقیقه اروم میگیره دوباره شروع میکنه احساس میکنم نمیدونم چطوری باش رفتار کنم میدونم ک کارم خیلی اشتباهه ک میترسونمش ولی احساس میکنم بلدنیستم چطوری کنترلش کنم و اینم بگم ک دختر خیلی اجتماعی مثلا روضه ای مراسمی جایی بریم سریع ٱونس میتونه بگیره با اطرافیان خجالتی نیست مثلا یبار تو مراسمی چندتا بچه از فامیلامون داشتن ی گوشه بازی میکردن گفتم دلی برو پیش بچه ها بازی کن خیلی راحت رفت باهاشون دوست شد یه 8ماهه پیش بود ک زن داداشمم پیشم بود بهم گفت خیلی خوبه دخترت اینطوری دختر من الانکه بزرگ‌شده 4سالشه هم پارکی جایی هم میبرم روش نمیشه بازی کن درست ....بعد امشب تو روضه بودیم یه خانمی بود آب میداد کلمن پیشش بود گفتمم دلی برو پیشش اب بیار بخور فاصله خیلییی کمی بود خاستم خودش بره ولی نرفت انگار خجالت میکشید..پیش خودم میگم انگار من دارم ی اشتباهی میکنم ک داره اعتماد بنفسش از دست میده نمیدونم واقعا کجای کارم اشتباهه