مامانا میدونم طولانیه ولی ارزش خوندن داره
تو این شرایطی ک حال روحی خیلی هامون خوب نیست و خشم و ناراحتی داریم و ممکنه سر بچه هامون خالی کنیم گفتم ب شماهم این موضوع رو بگم شاید کمکی کرده باشم..
من ی مادر ب شدت عصبی و پرخاشگری بودم ک مدام سر بچم داد میزدم و وقتی عصبی میشدم تا ی چیزی رو نمیشکوندم راحت نمیشدم
و دلیل این اعصاب خوردیمو هم میدونستم،همیشه میدونستم ک این عصبانیتم به خاطر کارایی ک بچم میکنه نیس بخاطر زخماییه ک تو بچگی داشتم و درمان نشده که بهش میگن تروما
یک هفته پیش تاپیک زدم و گفتم دیگه نمیخوام سر بچم داد بزنم و چیزیو بشکنم با خودم عهد کردم،امروز ۷ روزه ک سرش داد نزدم و باهاش همراه بودم و حس بهتری دارم
من مدام تو ذهنم بچگی خودمو مرور میکنم و حسرت میخورم و مدام عصابم بخاطر گذشته ای ک دست خودم نبوده خورده
هر چی سنم بالاتر میره تاثیر اون گذشته بد رو تو زندگیم بیشتر احساس میکنم و این عصبیم میکنه و من تمام این چیزارو سر کسی خالی میکردم ک هیچ ازاری به من نمیرسونه
من مدام تو ذهنم مرور‌ میکردم ک بابام بهم میگف من دختر نمیخواستم ولی تو دیگه شدی...از درس محرومم کرد از علایقم محرومم کرد،از زندگی محرومم کرد و من همیشه حسرت اینو میخورم ک کاش ادم بی استعدادی بودم...حقم این همه ظلم نبود
ادامه تو کامنتا
فرزندپروری#پوشک#شیرخشک#آنومالی#بارداری#زایمان#

تصویر
۱۳ پاسخ

الان روانم اسیب دیده دارم تاوان گذشته ای رو میدم ک دست خودم نبوده از چت جی بی پی کمک گرفتم واسم نوشت تو مسئول اتفاقایی ک واست افتاد نبودی ولی مسئول شفای خودت ک هستی.
خشم من از زخم هایه قدیمی میاد ریشه عمیق در کودکی من داره
من الان برایه بچم زنجیره ی ازار رو قطع میکنم و بجاش بهش ارامش هدیه میدم
جوری باهاش باید رفتار کنم ک دلم میخواست تو بچگیم باهام رفتار کنن.اصلا دلم نمیخواد بچم مثل بشه ک فکر کنه مادرش ب روانش اسیب زده همونطور ک بابام روانمو بهم ریخت
حالا شما هم اگه مثل من مدام سر بچه هاتون داد میزنید اول ب خودتون ۵ روز فرصت بدین ب عنوان تمرین، من از ۵ روز شروع کردم ک داد نزنم و بعدش باز تمدید کنید تا عادت کنید.این بچه ها هیچ گناهی ندارن ک ما بخوایم با رفتارایه غلط به ذهنشون اسیب بزنیم
مراقب سلامت ذهن کوچولوهاتون باشید
موفق باشید❤️

منم دقیقا همین بودم
چندین بار با خودم عهد کردم که خشممو سر پسرم خالی نکنم باز نتونستم حریف خودم بشم
پدر و مادرم خوب بودن خیلی زندگیمون عاشقانه و خوب بود خدایی
ولی تو اوج جوونیم یه سری مشکلات وارد زندگیمون شد باعث شد ریشه عصبانیت تو وجود من ریشه بزنه
متاسفانه من رفتم سراغ دارو
دو روزه مصرف میکنمو خدایی خیلی خیلی خیلی بهترم
همش به خودم میگم چرا مقاوت کردم چرا زودتر نرفتم
خلاصه که اگه مشکل دارید و نمیتونید مثل من خودتونو کنترل کنید حتمااا پیش یه روانپزشک معتبر و خوب برید
از قرص خوردن نترسید ضررش خیلی کمتر از آسیبیه که به خودتونو و بچتون و حتی زندگی مشترکتون وارد میکنید❤️🫰

به نظرم هر روز ی دونه قرص ویتامین d دوز هزار موقع ناهار هم بخور حالت عالی میشه

منم 🫠🫠🫠🫠
من الان یک ماهه مشاوره میرم و دارم کم کم متوجه این میشم که چقدر کودکی سختم نقش داره تو این حالم....
امیدوارم روز به روز بهتر شم و بتونم اون مادری باشم که دوست دارم....🥰

عزیزم چقدر عالی چه مادر اگاهیی چجور جلو خودتو گرفتی میشه بگی

مرسی از آگاهی خوبت

بله که ریشه تو کودکی داره.خونه ما پسر دوست بودن همیشه از طرف سه تا برادرم به ما شیش تا خواهر ظلم شد عذابمون دادن بهمون ستم کردن.هیچوقت مادرم پشتمون در نیومد یا خدا بیامرز پدرم....الان تا زره ای از طرف خانواده م بهم استرس میدن همه بدنم میلرزه هول میکنم .... زورم به طفل معصوم میرسه ...خدایا کمکون کن این بچه ها بی پناهن

کار خوبی میکنی درستش همینه

افرین دقیقا خیلی خوب گفتی ولی من تو بچگی نیست چون زود ازدواج کردم نه که شوهرم بد باشه نه ولی سنم به مشکلاتی که خوردم نبود همسنو سالام درس میخوندن خونه باباشونن از همون استرسیم یه لحظه استرس بگیرم کل وجودم میلرزه واعصابم خراب میشه سرهرچی که باشه ولی اران یه هفته اس دارم خودمو کنترل میکنم 🙂🙂خوب بوده فعلا

عالی بود

درسته عزیزم ✨

عزیزم چ مادر آگاهی آفرین بهت که اون زخم قدیمی اون حس بد و کمبود محبت رو به بچت انتقال نمیدی آفرین بهت ک داری تلاش میکنی بهترین مادر باشی و شک نکن که الآنم هستی ، همه ما مامانا شده گاهی وقتا به هزار دلیل عصبانیت و ناراحتیمونو سر بچه هامون خالی کنیم و بعدشم عذاب وجدان کوفتی ... بچه های ما قطعا پدر و مادرهای نمونه ای خواهند شد از همه لحاظ عالی ، عالی تر از ماها ♥️

عالی بود گلم 👏

سوال های مرتبط

مامان بَشِهههههه👶 مامان بَشِهههههه👶 ۲ سالگی
مامان آنیا مامان آنیا ۲ سالگی
سلام بعد چن روز ،خانومایی ک درجریان زندگیم بودین ک همسر من دست ب زن و فحش میده سرچیزای کوچیک جلو همه کوچیکم میکنه
خیانتم میکنه
چن روز پیش تو راه بحثمون شد این ک چرا از صبح خونه مامانش بودیم من دوبار بهش گفتم بریم ک حموم میرم ،آنیام خونه خودمون راحت تره سر اون کتکتم زد تو راه ک چرا دوبار گفتی بریم ،حرفو ی بار بزن🥲چون قبلا هم دادگاهی شدیم تهد اینا داد کتبی ک دیگ دست روم بلند نکنه و فحش نده ،میگفت تعهدم فلان فلان میکنم
اونشب میخواست منو بیاره آنیارو نده چون میدونه نقطه ضعفم بچمه
منم آشتی کردم باهاش ک با بچم بیام ،الکی گفتم بابام اینا برا عید دعوتمون کردن گوسفند خریدم تو با مامانت اینا برو منم با مامان خودم
هرچی داشتم جمع کردم اومدم ،اولش شک کرد این همه لباس برا ی روز؟؟؟؟؟؟منم زدم اینور اونور ک فلانی خواسته برا عروسی بپوشه لباسمو
حالا دوروزه خونه مامانمم تو این دوروز سه بار اومده اینجا برگشته چون شهرستانیم خونه مامانم اینا ،ک بچمو بده منم ندادم امروز گفتم ببرش دورش بده باز بیار ب خودم اونم همین کارو کرد
میگم دیگ نمیرم ب هیچ عنوان چون درست بشو نیست بچمم مریض شده بین این همه دعواااا
حالا این وسط بابام میگ غلط کردی ،چن روز بمون برگرد 🥲🥲🥲منم گفتم اگ یکم دیگ فشار بیاری بهم میرم بچه شو میدم خودمم میکشم دیگ خانواده ای ندارم اینو بدونین 😔😔
فرزند پروری فرزندپروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند فرزند فرزند فرزند پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک بچه بچه بچه بچه بچه بچه دختر دختر دختر دختر دختر
مامان آنیتا مامان آنیتا ۳ سالگی
هنوز نخابیدم و بیدارم،چقدر خودمو سر زنش کنم از این زندگی خسته کننده چرا واقعا ،دیگه کم آوردم از دست مرد لجن،خدایا نمی‌دونم چه کاری کردم که این مرد رو قسمت با من کردی،از زندگیم خسته شدم واقعا خیلی دردا تو دلم هست خیلی خیلی 🥺🥺شدم از سنگ شدم آهن تو این زندگی چرا همون دو سال نیم پیش طلاق نگرفتم منکه همه کارام کرده بودم چرا برگشتم مجدد که بچه بی گناه طفل معصوم بیاد تو این زندگی به خاطر بچم کوتاه بیام و چیزی نگم بشم دیوونه روانی عقدهای که از طرف شوهرم تو دلم هست بخام سر این طفل خالی کنم،خداااااااااااااااااااایااااااااااااااااا بفهم کم آوردم،عصبی شدم تو این زندگی چند سال همش سر این بچه خالی میکنم درسته کنترل میکنم ولی مجدد نمیتونم.شبی بچم آورد بالا آب پرید گلوش بعد استفراغ کرد من عصبی شدم لحظه که آورد بالا بهش گفتم آنی به خاطر همین کارات هست عصبی میشم جیغ میکشم بعد چند ثانیه تموم شد چهرم خب عصبی بود متوجه شده بود، دراز کشید بعد چند دقیقه صدایی شنیدم از زیر پتو نصف صورتش زیر پتو بود،بعد یه ۲۰دقیقه پتو رو کشیدم کنار از صورتش گفتم خفه نشه دیدم خدایا استفراغ کرده بوده چیزی نگفته بود تو همون استفراغ خوابیده😔😔😔وای که زدم زیر گریه تا همین الان خوابم نمیبره چقدر لعنت کردم خودمو،و به شوهرم گفتم ببین اشغال اینا اثرات تو هست رو مغز من تاثیر گذاشته که من رو بچه خالی کنم و حالا اینجوری بشه باید دندون درد رو بکشی بنداری،پوز خنده زد و خوابید،حالم از خودم بهم میخوره چقدر مادر بدی هستم و احمقی😔😔😔😔،تاریخ۱۴۰۴/۰۴/۰۴تلخ ترین خاطره
مامان علیرضا مامان علیرضا ۳ سالگی
یه نکته ی تکراری اما غیرکلیشه ای راجع به ترک پوشک؛صبر
واقعا باید صبر کنیم و زمان بدیم،اونایی ک‌ ب روش سنتی و قدیمی داد و بیداد و کتک و تهدید دارن بچه شون از پوشک میگیرن هیچ؛با اونا کاری ندارم (چون روش تربیتی شون ن راجع ب پوشک،راجع ب همه چی اینه،اگه بهشون چیزی بگی هم میگن بچه ی ما از نوزادی وحشی بود و ب طایفه پدریش رفته و شما بچه ت آرومه و درک نمیکنی و .....‌(البته ک من برا اینطور افراد کامنت نمیزارم،تو ریپلای بقیه دیدم ک توجیه شون اینه)اونا رو کار ندارم)
اما بقیه تون،ک سلامت روان بچه تون براتون مهمه،و همه ی تلاشتون میکنید علاوه بر اینکه قد و وزن خوبی داشته باشن سلامت روحی خوبی هم داشته باشن،صبر
فقط صبر
همون طور ک میدونید پسرم روزهای اول با پی پی مشکل داشت
گریه ی شدید،ترس شدید
الان خداروشکر ن گریه می‌کنه ن میترسه،فقط مقاومت می‌کنه
تا لحظه ای ک مجبور نباشه پی پی نمیکنه
امروز ۵۵دقیقه تو دستشویی باهاش بودم(با احتساب شستشوی دستشویی و دستهامون و لباس عوض کردن) آب بازی کرد خودش خیس کرد من رو خیس کرد،یه عالمه شعر من خوندم یه عالمه شعر ایشون خوند تا مقاومتش شکست
پریودم،از طرز نوشتم معلومه ک چقدر سگ اخلاق و عصبی م،ولی تو اون پنجاه و پنج دقیقه یه مادر عالی بودم(یکم از خودم تعریف کنم😜🥴)
بدون اینکه یه بار تشر بزنم یا دعواش کنم
تازه دوتاییمون کلی پی پی هاش دعوا کردیم ک چرا آنقدر منتظرمون گذاشتن🥴
خلاصه ک تو دنیای مادری صبر همیییییشه جوابه،متاسفانه یا این رو یادمون میره،یا یه روزهایی میاد که تو موودش نیستیم و از جاهای دیگه ناراحت و دلخور و یا عصبی هستیم و کم تحمل میشیم
به همه تون خداقوت میگم،امیدوارم تو هر مرحله از مادری کردن ک هستید موفق باشید و صبور
همه ش بالکن،یه بارم پنجره ی اتاق پسر😍🥺🏟️
مامان ویانا🧚‍♀️ مامان ویانا🧚‍♀️ ۲ سالگی
من به شدت روی دخترم حساسم اصلا خوشم نمیاد کسی جز من بخاد دعواش کنه یا برچسب بهش بزنه شدیداااا میریزم بهم و بابدترین لحن ممکن برمیگردم ب طرف حالا هرکی میخاد باشه
بچه من خیلی شیطونه خیلی زیاد ولی مواظبم نه کسی را اذیت کنه نه آسیب به کسی یا چیزی بزنه
چند وقت پیش خونه مامانم بودیم چون داشت نق میزد دعواش کرد منم اول هیچی نگفتم بعد گفت ویانا بشین منم خیلی عصبی شدم اول ک یه داد سر دخترم زد و دعواش کردم بعدم به مامانم گفتم تو حق نداری بچه منو دعوا کنی
و اومدیم خونه دیگ هم نرفتیم اونجا حتی جوابشونم نمیدادم چون تقصیر مامانم شد ک سر بچم داد زدم
ممکنه بگید خیلی حساسم ولی کلا مامانم خودمم ک بچه بودم هم خیلی کتکم میزد هم دعوام میکرد واسه همین من حتی جرات نمیکنم بچمو تنهاپیشش بزارم
حالا امروز زنگ زده ک ما دلمون واسه ویانا تنگ شده حوصلمون سر رفته منم عصبی شدم گفتم بچه من اسباب بازی نیس ک بیاد چند دقیقه شیرین زبونی کنه واستون و یکم باهاش بازی کنید بعدم ک حوصلش نداشتید دعواش کنید برید یه تفریح دیگ پیدا کنید و قطع کردم
اصلا هم ناراحت نیستم چون مامان بابام کلا خوب نیستن با من و همیشه هم آزارم دادن
خوشحالم هستم ک بالاخره تونستم راحت حرفمو بزنم و از حق بچم دفاع کنم
اصلا هم موافق نیستم با کسایی ک میگن پدرومادرهمیشه احترام دارن و من میگم کسی احترام داره و احترام بزاره

#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری#فرزندپروری #مادر #کودک #نوزاد #انتی #انومالی #زایمان #سزارین #شیردهی #فرزندپروری #فرزندپروری #فرزندپروری