۱۱ پاسخ

خیلی ناراحت شدم عزیزم .
خدا پسر گلت و برات حفظ کنه

عزیززززم....قطعا خاطرش هیچوقت از یادت نمیره خدا ب دلت ارامش بده💖🙏

عزیزدلم قلبم درد گرفت این متن رو خوندم💔

عزیزم ناراحت شدم
رادینت سلامت 💝

عزیزم ، چه حس بدی 😔
خداروشکر که دوباره مادر شدی و رادین جون قشنگت سالم و سلامته

ایوای 😔
متاسفم برات عزیزم 💔
خدا رادین جون رو نگه داره برات 🧿

خیلی ناراحت شدم خدابهت صبربده گلم منم چهارم بهمن ازدست دادم پسرمو. برای منم دوروز پیشم بود😔

اخی عزیزم

چقد سریع زایمان کردی؟؟کی کمکت کرد ؟
مادرت؟

دقیقا میفهممت منم تا فروردین میشه حالم بد میشه ۹ فروردین مثل تو شدم و هنوز یه غم بزرگ تو دلم سنگینی میکنه😔

عزیز دلم

متاسفم ،قطعا این خاطره ی تلخ هرگز از قلب و ذهنت پاک نمیشه
انشالله گل پسرت عاقبت بخیر بشه❤️❤️‍🩹

عزیزم. دقیقا منم بچه ی اولم رو تو 19 هفته از دست دادم.. هیچ وقت از یادم نمیره

سوال های مرتبط

مامان نوید👶🏻🐣 مامان نوید👶🏻🐣 ۲ سالگی
مامانا میدونم طولانیه ولی ارزش خوندن داره
تو این شرایطی ک حال روحی خیلی هامون خوب نیست و خشم و ناراحتی داریم و ممکنه سر بچه هامون خالی کنیم گفتم ب شماهم این موضوع رو بگم شاید کمکی کرده باشم..
من ی مادر ب شدت عصبی و پرخاشگری بودم ک مدام سر بچم داد میزدم و وقتی عصبی میشدم تا ی چیزی رو نمیشکوندم راحت نمیشدم
و دلیل این اعصاب خوردیمو هم میدونستم،همیشه میدونستم ک این عصبانیتم به خاطر کارایی ک بچم میکنه نیس بخاطر زخماییه ک تو بچگی داشتم و درمان نشده که بهش میگن تروما
یک هفته پیش تاپیک زدم و گفتم دیگه نمیخوام سر بچم داد بزنم و چیزیو بشکنم با خودم عهد کردم،امروز ۷ روزه ک سرش داد نزدم و باهاش همراه بودم و حس بهتری دارم
من مدام تو ذهنم بچگی خودمو مرور میکنم و حسرت میخورم و مدام عصابم بخاطر گذشته ای ک دست خودم نبوده خورده
هر چی سنم بالاتر میره تاثیر اون گذشته بد رو تو زندگیم بیشتر احساس میکنم و این عصبیم میکنه و من تمام این چیزارو سر کسی خالی میکردم ک هیچ ازاری به من نمیرسونه
من مدام تو ذهنم مرور‌ میکردم ک بابام بهم میگف من دختر نمیخواستم ولی تو دیگه شدی...از درس محرومم کرد از علایقم محرومم کرد،از زندگی محرومم کرد و من همیشه حسرت اینو میخورم ک کاش ادم بی استعدادی بودم...حقم این همه ظلم نبود
ادامه تو کامنتا
فرزندپروری#پوشک#شیرخشک#آنومالی#بارداری#زایمان#
مامان پسر کوچولو✨😻 مامان پسر کوچولو✨😻 ۲ سالگی
همه کارامو کردم ک‌ با خیال راحتتت بشینم سر سفره هفتسین همین ک‌ نشستیم پسرم بهونه میگرفت و گریههه و لجبازی نمیذاشت بشینیم یهونه های عجیب غریب میگرفت دیگه ب زور یکم ارومش کردم سال ک‌ تحویل شد دوباره شروع کرد اصا یکسره گریه و بهونه شوهرم رفت سرکار اینم گریهههه هرکاری کردم اروم نشد با خوراکی و تی وی و ایناهم فایده نداشت اوردم گذاستمش تو اتاقم ی اسباب بازیم دادم دستش دیدم اروم شد رفتم اب بخورم برگردم یکم کار داشتم در حد چند دیقه برگشتم تو اتاق دیدم ی لاک پرررر ریخته بود رو روتختیم ک چند روز پیشم خریده بودمش تمام دستاش و لباسشو رو تختیمو لاااکی کرد هیچی بش نگفتم نه داد زدم نه عصبانی شدم فقط یهو اشکم دراومد گفتم امروز دهنمو سرویس کرد انقد حرصم داد ک سرگیجه گرفتم هفتسینمو ک انقدم ذوقشو داشتم داغون کرد هی هیچی نگفتم گفتم حالمونو بد نکنم ولی اون صحنه رو ک دیدم روتختی ک دوسش داشتم داغون شده بود خیلی ناراحت شدم اشکم بی اختیار اومد درحد چند دیقه بعدم سریع اشکمو پاک‌ کردم گفتم اشکال نداره
ولی ناراحت شدم ک شب عید اشکم دراومد گفتم شب عیده دوس نداشتم گریه کنم ولی یهو دست خودم نبود الان ناراحتم ک گریه کردم سریع هم حالمو عوض کردم اهنگ گذاشتم ولی خب..🥲
مامان شکلات🍫 و 🫒 مامان شکلات🍫 و 🫒 هفته سی‌وسوم بارداری
چند روز پیش رفته بودم بیرون، تازه تازه ماشینو برمیدارم و هنوز دستم راه نیوفتاده، شانسم اون روز مسیر خیلیییی شلوغ شد🥲🚘
تا میخواستم از پارک بیام بیرون ماشینو گازو میگرفتن، حتی یک آدم بی فرهنگ و🐄 اومد جلو وایساد😐😒
اعصابم به هم ریخته بود و پاهام شروع کرده بود لرزیدن، احساس ضعف میکردم و خیلی حالم بد بود، حس میکردم از پسش برنیومدم😔💔

خیلی ناامیدانه دنده عقب گرفتم ک شاید بتونم بیام بیرون از پشت ماشینش ک یهو یه آقای میانسال ک سوار موتور بود شروع کرد بهم فرمون دادن، جلوی ماشینا هم وایساد تا بتونم راحت از پارک بیام بیرون و حرکت کنم🥲😍❤️
انقدر هول کردم ک یادم رفت ازش تشکر کنم، ولی از صمیم قلبم قدردان محبتشم. امیدوارم هرجا ک هست حال خوبی داشته باشه و تو لحظه‌ای ک فکر میکنه دیگه راهی نیست، خدا یه راه جلوی پاش بذاره🥹

اینکه بهم امید داد و وایساد تا نتیجه رو ببینه واسم خیییلی ارزشمند بود🙂
این شکلی باشیم چقدر خوبه، چقدر خوبه حتی واسه یه غریبه نقش حامی رو باری کنیم وقتی پناهی نداره😇😇😇😇

انگار که اون لحظه، اون آقا دست خدا بود روی زمین برای کمک به من🥹خداحفظش کنه

خواستم این حال خوبو با شما هم به اشتراک بذارم ❤️🌱
مامان پارسا مامان پارسا ۲ سالگی
❌❌❌❌❌❌مامانهای بار دار و کسایی که ناراحتی دارن نخون
.
‌ اینجا دیروز پریروز ی اتفاقی افتاده یعنی از وقتی شنیدم ب معنی واقعا قلب و جیگرم باهم سوختههههههه بدترین چیزی بود ک تمام عمرم شنیدم انگاری که ی یارویی طلاق گرفته بعد خیلیم از ازدواجشون نگذشته بوده و اولین بچشون دو سالش بوده
بچه پیش مرده میمونده فک کنم مادر نگه نداشته بوده
مرده ی روز از سر کار میاد خونه ی قرصی چیزی میندازه خوابش میگیره بچم طفلی انگار گشنش بوده هی میومده از سر و کله این مرده می‌زده ک بیدارش کنه مثلا بهش غذا بده ،مرده ام عصبی میشه پامیشه بچه رو میندازه تو کمد درشو قفل می‌کنه تا سه روز می‌خوابه بچه هرچقدر جیغ میزنه گریه می‌کنه نگاه نمیکنه بعده س روز که به خودش میاد میبینه خونه بوی متعفن گرفته کمد و باز می‌کنه میبینه بچه مرده 😖😖😖😖 بخدا از وقتی شنیدم انگار من مردم .تو گهواره گاها میبینم که بعضی مامانا دل خوشی از شوهراشون ندارن و به فکر جدایین یا میگن بچه رو میندازیم رو خودشون ،توروخدا همچین کاری نکنید شاید اگه مادر بچه نمی‌رفت و ولش نمی‌کرد یا به هر نحوی بخاطر بچشم که شده تحمل می‌کرد تا بزرگتر شه یکم ، این اتفاق نمی‌افتاد
بخدا بچه ها گناه دارن اونا ب خواست خودشون نیومدن که به خواست خودشونم برن
بچه موجود خیلی حساسیه هر لحظه باید مراقب جسم و ذهن و عاطفه و هزار تا چیزش باهم باشی چه برسه به اینا
سنگ بود تاالان آب میشد از غصه ی این اتفاق ... 💔
هرچقدرم اختلاف و عذاب تو زندگیتون دارید بچه هاتونو اونم تو این سن و سال ول نکنید به قرآن ک گناهه یا بچه نیارید با اووردید و خدای نکرده اتفاقاتی تو زندگیتون افتاد بازم ولش نکنید قاطعانه میگم هیچی تو دنیا محبت و مراقبت مادر نمیشه
از هزار تا پدر یه مادرم در نمیاد 😔😔😔
مامان 🍒گیلاس🍒 مامان 🍒گیلاس🍒 ۲ سالگی
خانوما ازتون کمک می‌خوام
شوهرم خسیسه یعنی برای خونه همه چی میخره ولی واسه من زورش میاد
حتی کارتم دست من نمیده ک جایی رفتم پول چیزی همراهم باشه
از کمینه یه کارت داریم هرماه یه مبلغ کمی مریزن دست من بود ازم گرفت نمیده
امروز بهش میگم بده داد و بی داد فوش شیشه های خونه رو ریخت پایین رف
بابام اومد بچم ببره بیرون دور بده کف چی شده چرا شیشه شکسته گفت بلند شو بریم خونه ما
خیلی هم بد دهن همیشه قوش مادر خواهر پدر میده خیلی افتضاح
بد اخلاق
دیگ کم آوردم دیگ میلم به غذا نمیره. هر وقت میبینمش اشتهام کور میشه
اسید معدم همیشه بالاس از استرس زیاد
هر ماه دو تا آمپول باید بزنم وقرص معده بخورم
ولی خونه بابام تنها ک میرم اشتهام زیاد میشه
۳ماه رو جا افتاده بود پا به پاش رفتم دستشویی میبردمش حموم میبردمش
یعنی جواب همه خوبیام یادش رف؟
الآنم با دل خون می‌نویسم
راهنماییم کنید چیکار کنم

#فرزندپروری #فرزندپروری#فرزندپروری#فرزندپروری#فرزندپروری#بارداری#بارداری