۲۸ پاسخ

دقیقا من هر روز میگم آدم سنگ بشه مادر نشه فقط می دونم اگه خدایی نکرده یه خار تو پای بچه ام بره می میرم

بمونه برات چندکیلو هست؟؟

گووودووووو❤️ایشاله سایه ی پدر و مادر بالاسرش عاقبتش بخیر باشه

تامیتونی بوووش کن لذتش رو ببر از هر لحظه اش عکس وفیلم بگیر خیلیزود بزرگ میشن🥰

الهییی عزیزم 😍😍😍خیلی برات خوشحالم انشاالله موفقیت یکی ، یکی ببینی ، خدا همین حس تو رو به همه کسایی که دوست دارن مادر بشن قسمت کنه

خدا نگهدار دوتاتون باشه😍🥰

خدا حفظش کنه برات قشنگم 🥹🩵

خداحفظش کنه عزیزم😍

عزیییزم خدا حففففظش کنه

بوی نی نی اومد🥹🥹

خدا این سختی ها را به همه بده
بی فرزندی خیلی سخت تره

خدا حفظش کنه برات❤

خداحفظش کنه عزیزم
شکمت رو ببند بذار جمع بشه وگرنه میمونه همینجوری

خدا حفظش کنه عزیزم🩷

ای جانم عزیزدلم
دلانای منم دقیقا وقتی تو بغلم همینجوریه
اره عزیزم مادر شدن خیییلی سخته ولی خیلی شیرینه
همه ی این حسایی که گفتی منم دقیقا دارم دلم برای خواب راحت تنگ شده برای تنها بودنم تنگ شده اما دخترم میارزه به همه سختی ها
خدا موقعی دخترمو بهم داد که تو بدترین شرایط روحی بودم شیدا

سلام خدا حفظش کنه برات عزیزم عکسش برام بفرست

دقیقا منم همین حس شما دارم

هم چنین عزیزم 🤲❤️

منم از دوست داشتن زیاد کنارش میخابم اشکم درمیاد برای جای بخیه هات کمربند بخر ببند هم شکمت جمع میشه هم دردت اروم میکنه خیلی تاثیر داره

پسرم که فهمید بچه پسره تعجب کرده بود میگفت فکر میکردم پسرها رو بابا به دنیا میارن دخترها رو مامانا.
چقدر خوب میشد اینجوری🤣🤣🤣

ای جانم
خداحفظش کنه 🌹🤲
بله مادر شدن سخته ولی شیرینه 😊

من یه پسر دارم و دومی رو حامله ام
هنوزم باورم نمیشه این بچه ها تو شکم ما بزرگ میشن.قربون خدا برم چی دیده که این توانایی رو به ما مادرا داده.

انشاالله این سختی شامل حال همه بشه

عزیزم کولر روشنه؟
چون یه بادی تنها تنش هست
من همینجوری لباسی تنش میکنم شوهرم میگه سرما میخوره و فلان...

ای جانم. معلومه که سخته یه وظیفه خیلی بزرگ و جدیده ولی این روزاام میگذره عزیزم
خدا برات حفظش کنه😍

ایییینقدر زود آقا میشه که نگو

🥺🥺عزیزم خداحفظش کنه برات گلم 😍😍😍

انشالاااا خدا حفظش کنه براتون سایتون بالای سرش باشه

سوال های مرتبط

مامان آروشا 🩷🎀 مامان آروشا 🩷🎀 ۵ ماهگی
#زایمان

تجربه زایمان اونم برای اولین بار خیلی حس های ضد و نقیض به مادر میده هیجان خوشحالی استرس ترس دلشوره و کلی حس های دیگه
هزار جور برنامه توی ذهنم ریخته بودم برای اولین باری که دخترمو دیدم برای اولین باری که قراره بعلش کنم هر شب خوابشو میدیدم تصورش میکردم
اما به خاطر شرایط سخت به دنیا اومدنش که وقتی بدنیا اومد با کم خونی شدید بدنیا اومد ندیدمش سریع انتقالش دادن بیمارستان اطفال
حالا براتون مینویسم که چرا این اتفاق ها افتاده
فقط اون حس ترس و نگرانی که برای اولین بار توی وجودم برای موجودی که هنوز حتی ندیده بودمش رو حس کردم فهمیدم مادر شدن یعنی چی….
شاید خیلیا حس منو درک نکنن ولی وقتی دخترمو نکاه میکنم جای سوزن های روی بدنش رو میبینم حس ترس و وحشتی که توی وجودش داره رو حس میکنم بدون اینکه بخوام اشک چشمام جاری میشن حسرت اون شبی که من تنها توی بیمارستان بودم و دخترم یه بیمارستان دیگه هنوز از دلم در نیومده وقتی مادر های دیگه رو میدیدم که شیر میدن به بچه هاشون یا باهاشون حرف میزنن دختر من کنار من نبود حس میکنم عقده شده توی دلم با هر بار کریه و بغض دیدن بچمم شدید تر میشه
خدا هیچ مادری رو با بچش امتحان نکنه🤲🏻
مامان علی🪽👼🏻 مامان علی🪽👼🏻 ۱ ماهگی
راستش من توی اون ۹ ماه بارداری، اون حس عمیقی که خیلی از مامانا تعریف می‌کنن رو نسبت به بچه‌م نداشتم. نه اینکه نخوامش، نه... فقط برای من دوست داشتن همیشه بعد از شناختن اتفاق می‌افتاد. باید یکی رو می‌دیدم، می‌شناختم، با اخلاق و شیرین‌کاری‌هاش آشنا می‌شدم تا دلم براش بره. برای همین دوست داشتنِ کسی که هنوز ندیده بودمش، خیلی توی کتم نمی‌رفت.

ولی الان...
الان توی همین روزهای اول مادر شدن، دارم یه حس عجیب و باورنکردنی رو تجربه می‌کنم.

این بچه یه جوری شده تموم دار و ندارم که خودمم باورم نمیشه.
گاهی فقط به این فکر می‌کنم که یه وقت یه روزی نباشه، دلم می‌ریزه.
گاهی حتی تصور می‌کنم یه خار بره توی پاش، بعد می‌بینم چشمام پر اشک شده.

انگار از وقتی اومده، یه تیکه از قلبم جدا شده و راه افتاده توی این دنیا.
همه‌ی نگرانی‌هام، همه‌ی دعاهام و همه‌ی عشقِ دلم خلاصه شده توی همین موجود کوچولوی دوست‌داشتنی.

تازه الان می‌فهمم بعضی آدما رو لازم نیست بشناسی که عاشقشون بشی؛
بعضی‌ها میان و از همون لحظه اول، همه‌ی قلبت رو مال خودشون می‌کنن.

خلاصه که این روزها دارم شیرین‌ترین و عمیق‌ترین حس دنیا رو زندگی می‌کنم...
الهی دامن همه‌ی آرزومندا سبز بشه. 🤍🌱👶🏻✨
مامان امیرحسن مامان امیرحسن ۱۷ ماهگی