۸ پاسخ

همشون همینن،کم بمن از این حرفا نزدن وااااالا،چیکار کنیم بعضیا دست خودشون نیس ذاتا بیشعورن

بچه منم ی مدت ک نرم خونه کسی حتی خونه مامانم همینجوریه یهو میزنه زیر گریه چندبار شده ک دیگه سریع برگشتم خونه خودم

برا منم یبار اینجوری پیش اومد خونه داداشم بودم بد یهو زیر گریه نفسش میرف من با دمپایی فقط از خونه خارج شدم رفتم تو کوچه شوهرم اومد با ماشین دور زدیم دوباره رفتیم بالا اوکی بود همه جا بچه ات همین عکس‌العمل داره یا بعضی جا ها مثلا طولانی مدت نرو اول کم شروع کن تا عادت کنه اون حرفا خودت بی ربط زدن وقتی بچه گریه کنه آدم نمتونه صبر کنه نگاش کنه که خوب کاری کردی

منم وضعه همین بود
اهورا وقتی از ته دل گریه کنه کبود میشه و بالا میاره
یه روز رفتم خونه خواهرم یهو مهمون اومد شلوغ شد خونش شروع به گریه کرد همه سعی داشتن آرومش کنن ولی وضع رو بدتر میکردن رفتم اتاق که گریه کمتر بشه اوق زد تمام‌هیکلم و فر ش اتاق خواهرم شد استفراغ به وضعی که نگم برات زنگ زدم همسرم خودشو رسوند لباسامو درآوردم‌ خواهرم لباس داد لباسهای اهورا هم که همون اول عوض کردم شیر خورد خوابید بعد خودم
فقط به خواهرم گفتم دیدی وقتی میگم نمیام نمیشه واسه همینه
اونم گفت بزرگ بشه بهتر میشه عیب نداره خودش خیلی ناراحت شد بخاطر وضع بچه دیگه اصرار ندارن

آره بچه منم همینجوری دیر میرم جایی میبرمش میزنه زیر گریه اون دختر اون وریم هم همینجوری بد الان خوب شده یکی ۳سال و نیمشه یکی ۱ سال

بیخیال خودتو بچه مهمی

نه کار خوبی کردی من بچه ام بعضی مواقع اینجوری میکنه

دیگه نرو. اگرم رفتی با شوهرت برو

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۱ سالگی
واااای ک چقدر سختههه😫😫😫
دیشب گفتم بچم بیقرار بوده و تب دندون داشته. از ساعت ۲شب یهو تب شدید آورد هر نیم ساعت بیدار میشد و کلی گریه میکرد. تب پسرم اندازه گرفتم شوهرم خوند گفت ۳۷ونیم گفتم خب خوبه دیگه ولی برا اینکه هول نکنم دروغ گفته بود ۳۹ درجه بوده. دیگه دیدم با دارو و قطره کم نمیشه تبش براش شیاف گذاشتم تا ۶ صبح با من بود بعد دیگه بیهوش شدم از خستگی بچه رو سپردم به شوهرم ولی صداش تو گوشم مونده بود. صبح بردمش بیمارستان گفتن ویروسه
از بیمارستان رفتم خونه پدرشوهرم ک با برادرشوهرم سرگرم بشه کلی بهونه گرفته. بعد اومدیم خونه یه ساعت خوابیده بااااز گریهههه رفتم خونه بابام. اونجا دوباره گریههههه برگشتم خونه گریههههه داروهام هیچ اثری ندارن انگار. باز رفتم خونه پدرشوهرم ک با برادرشوهر ۵ساله ام سرگرم بشه. اومدیم خونه باز گریههههه نیم ساعت خوابید که بدو بدو شام گرم کردم خوردم. باز الان گریهههههه دادمش دست شوهرم داره راهش میبره.
دیگه نمی‌دونم چیکار کنم بچم آب شد😭😭😭