سلام.
مامانایی که بچه هاتون هنوز از پوشک نگرفتید تو رو خدا عجله نکنید، نگران نباشید و صبوری کنید.
من هیچ کارگاهی شرکت کردم،مهیار تقریباً ۲سال ونیمش که شد اومدم از پوشک بگیرمش اما پی پی شو هر کاری میکردم قبول نمی‌کرد،روزها جیش رو می‌گفت اما پی پی رو فقط می‌گفت توی پوشک...هر چی کتاب خوندم براش ، بازی کردم تشویقش کردم فایده نداشت.
تا اینکه الآن ۱ماهه که کلا از پوشک شب و روز گرفتمش،
قبلشم هرچی بقیه میگفتن بزرگ‌شده از پوشک بگیرش من اهمیتی نمی‌دادم، چون من تلاش می‌کردم اما نمی‌خواستم زور کنم بچم و...
آره یه جاهایی غر میزدم بهش، اما کلا گذاشتم تا خودش قبول بکنه.
داستان این بود که من ۱ماه تمام هم قصه گفتم هم توبازی هم از رو کتاب، و تشویقشم میکردم اما در آخر بهش میگفتم مامان پوشکات داره تمام میشه تو داری پوشکای آجی رو استفاده می‌کنی،
اولاش مقاومت و لجبازی میکرد اما من ادامه دادم، تا ۱روزخواست پی پی کنه دید واقعاً توی کشوش پوشک نیست، گفت مامان پوشکام تمام شد؟
گفتم آره
گفت یعنی من داشتم پوشکای آجی و استفاده میکردند؟
گفتم آره مامان.
خلاصه پوشکش نکردم، یکی دوبار همون روز فقط تو شلوارش یه کوچولو کثیف کرد بعد که چندشش میومد می‌گفت بریم دستشویی، بار سوم دیگه دستشویی کارش و کرد و من نه ذوق نشون دادم نه هیچی، فقط گفتم دیدی چقدر راحت بود، گفت آره مامان من زور نزدم خودش اومد، دفعات دیگه بهش میگفتم عههه پی پی ات شبیه مثلا دایناسور‌ه، یه بار گفتم فیله و... همین طور تا الان که خداروشکر تا مام و کابوس پوشک هم بالاخره پایان یافت.
البته اینم بگم من اول ، شب پوشک نکردمش بعد ۱هفته این اتفاقا افتاد و انگار خودش به این باور رسید که بزرگ شده و پوشک کافیه.

۳ پاسخ

خداروشکر خواهر تبریک میگم بهت😍😁منم یه ماه مونده به سه سالگیش گرفتم راحت بود

من از الان استرس شیر گرفتن و پوشک گرفتن رو دارم 😁

قسمت پی پی شبیه دایناسوره رو دوست داشتم 😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان ماهلین و مهوا🩷 مامان ماهلین و مهوا🩷 ۸ ماهگی
دخترا بیایید
یه چی بگید من آروم بشم
چند روزه یه بغض لامصبی تو گلوم گیر کرده
چندبارم گریه کردم اما خوب نمیشه
قضیه اینکه یه عذاب وجدانی تو دلم هست مثل خوره داره جونم رو میخوره
همش فکر میکنم در حق ماهلین ظلم کردم
انقد حالم چند روزه بده ماهلین رو بغل میکنم
دلم میخواد بترکه
دلم براش کبابه
پیشمه اما ازم دوره
مهوا رو بغل میگیرم شیر اینا میدم بهش یه جور نگام می‌کنه معلومه داره حسادت می‌کنه
قلبم شرحه شرحه میشه
هرچقدر هم بهش توجه و محبت میکنیم باز انگار نه انگار
احساس میکنم من فقط یکسال براش مادر خوبی بودم در حقش ظلم کردم
چیکار کنم
مهوا خودش شد اما کاش یکم ماهلین بزرگتر بود بعد میشد
همش احساس میکنم می‌خوام از دستش بدم
امروز صبح من آشپزخونه بودم دیدم نیست
رفتم دنبالش دیدم رفته دستشویی پی پی کرده خودش رو شسته داره دستشویی رو آب میگیره وایستادم نگاه کردم آب رو بست اومد شلوار پوشید
گفتم من باید این کارا رو میکردم این بچه با اینکه هنوز حرف هم نمیزنه اما کارهاشون خودش می‌کنه
خیلی دلم براش میسوزه
خیلی اذیت کن و شلوغکارع اما این کارهاش
این رفتارش
احساس میکنم تنهاس
نمیدونم من حساس شدم یا چی



پوشک شیرخشک کولیک