۱۱ پاسخ

من اینقدر فکرم درگیر این چنگ لعنتی خبرای جنگ اصلا اعصاب ندارم الان با همسرم باشوهرم باهمه دعوا کردم فقط دلم میحواد فردا که بیدار میشم هیچ اسمی از جنگ هیچ جا نباشه یه عادت بدم دارم اعصابم خورد باشه اصلا دوست ندارم هیچ حرکتی بکنم فقط فکر منفی میکنم

خرید میکنم

چای موزیک موزیک مغزم خاموش می‌کنه

منم دوست دارم ولی اینقدر سگهای ولگرد زیاد شدن جرعت نمیکنم

به نام خدا هیچ غلطی نمیتونم بکنم با سه تا بچه 😂😂😂

میشینم یه گوشه با امام زمان عج صحبت میکنم

عاشق پیاده روی اونم تو شبم
حیف شوهرم پایه نیست خودمم تنها نمیتونم برم😕

به خودم میگم این فکرهای منه و قرار نیست اتفاق بیوفته
دائما به خودت اینو بگو

میشه بگی به چی فکر میکنی که آزارت میده؟

روستام و بشدت محدود

پیاده روی میرم میرم مغازه هارو دور میزنم

من ارزومه یبار دلم گرف بتونم برم پیاده روی
ولی متاسفانه روستام

خوب میکنی عزیزم انشاالله حال دلت خوب بشه

سوال های مرتبط

مامان امیرمهدی‌وسوگند مامان امیرمهدی‌وسوگند ۶ سالگی
حالم از شوهرم بهم میخوره رذل ترین آدمیه که دیدم،دیشب حال مامانم خوب نبود خونه ماس تا ۳ و ۴ بیدار بودم ،آقا از ساعت ۱۱خوابید،الان منو بزور بیدار کرده که بهش چای صبحانه بدم خودشم داره بازی میکنه اینقدر گفت کصافط عوضی که بابام پاشد چایی بزاره بعد به من میگه تو غلط میکنی که من هرچی میگم نمیگی چشم بزار بابات اینا برن من میدونم و تو ،یعنی ازش بیزارم ازش متنفرم الهی داغش رو دل باباش بمونه عوضی همه جوره منو عذاب میده،کاش بچه نداشتم ،هنوز آقا بچه سومم میخواد یکساله دارم یواشکی جلوگیری میکنم حتی یبارم پشیمون نشدم از اینکار ،خدایا خودت منو نجات بده،
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری