۳ پاسخ

بیمه هم پول رو داد؟یا فاکتور دادن بعد بهتون دادن
شکم اول بودی؟

عزیزم میتونم بپرسم دکترتون کی بود ؟

هزینه سزارین چقدر بود اونجا عزیزم

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی مامان توت فرنگی ۲ ماهگی
سلام تجربه ی زایمان توی بیمارستان سعدی اصفهان و میزارم شاید به کسی کمک کنه.
اول اینکه صبح که برای پذیرش رفتیم بیمارستان بی نهایت شلوغ بود کلی معطل شدیم و زایشگاهم خیلی شلوغ بود تخت نبود به من گفت بشین روی صندلی.
توی گهواره گفته بودن پمپ درد نمیزاره بیمارستان ولی من توی ریکاوری گفتم درد دارم با اینکه نگفتم پمپ درد برام بزارین گفتن همراهم خرید و برام وصل کردن واقعا مثل معجزه بود و دیگه کلا درد نداشتم بعدش.
سوندم برام وصل نکردم کلا هر کس توی زایشگاه بود براش سوند نزاشتن اون روز.
بیهوشی هم انتخابی بود خود دکتر گفت چه روشی میخوای گفتم بیهوشی کامل و کامل بیهوش کردن.
ولی پرسونل خیلی حرفه ای بودن با وجود شلوغی کاملا سریع کارا رو انجام میدادن.پرستار از موقعی که از ریکاوری اومدم تو اتاق تا موقع ترخیص خودش همه کارای من و انجام داد جوری که اصلا نیاز به همراه نبود.
اتاق هم اول میخواستیم خصوصی بگیریم ولی خیلی کوچیک بود برای همین اتاق  خصوصی توی بخش وی ای پی گرفتیم ولی هیچ آبشنی نداشت برای همین قیمتش خیلی با اتاق خصوصی معمولی فرقی نداشت فقط توی بخش وی ای پی بود و کمی بزرگ تر. یه سری اتاق ها بود که بهش میگفتن اتاق وی ای پی اون هزینش خیلی بالاتر بود و آبشن های زیادتری داشت و خیلی هم بزرگ تر بود
مامان آدرین مامان آدرین ۴ ماهگی
تجربه زایمان من- قسمت۶
این تجربه شخصی من از بیمارستان میلاد تهران که باهاتون به اشتراک میذارم،

▪︎ساک بیمارستان: هزینه اش ۱م و ۲۰۰ بود، برای همراه هم هزینه جداگونه میگیرن.

▪︎درمانگاه ها: به شدت شلوغ و اصلا پیشنهاد نمیشه؛ قسمت پذیریش همیشه در حال دعوا با مراجعین بود (چیزی که من حداقل هر بار شاهد بودم). از طریق مطب خود پزشک مراقبت‌های بارداری رو پیش ببرید.

▪︎اورژانس مامایی: بد نبود؛ ولی اول ماما می بینه و بعد خود پزشک؛ البته اگه تو بخش نباشه، آروم تر از جاهای دیگه اس، نظم بیشتری داشت.‌

▪︎اتاق عمل زایمان: اتاقش بد نبود؛ قسمت ماماها خیلی ضعیف؛ پزشک ها با تجربه هستن؛ پرستارها بهتر بودن به خصوص تو قسمت ریکاوری، مراقبت‌ها رو خوب توضیح میدادن، رسیدگی بیشتر بود.

▪︎بخش بستری زایمان: لباس نداشتن به مریض بدن؛ لباسهای خودمون پوشیدیم. رسیدگی ضعیف بود. بعضی شیفت ها پرستارها خوش اخلاق تر و پیگیر بودن (مثل خانوم آزادی که خیلی ماه بودن).  اتاقها ۳ تا ۴ تخت و  سرویس بهداشتی داخل راهرو بود.

▪︎اتاقهای vip : ویژگی خاصی نداشت فقط سرویس داخل اتاق بود؛ بعضی هاشون سینک هم داشت.همسر در ساعات غیر ملاقات اجازه ورود نداشت. شبی حدود ۴۸۰۰ بود و برای بیمه تکمیلی رایگان بود.

▪︎بخش NICU: بزرگه و واقعا تجهیزات به روزی داره و خیلی به کارتون میاد به خصوص اگر نوزاد زردی بگیره یا به مراقبت های ویژه نیاز داشته باشه، پرستارهاش هم بدک نبودن.

▪︎اتاق مادران: فضای مناسب و صمیمانه ای ایجاد کرده که بتونی در دسترس نوزاد باشی. تخت، کمد؛ یخچال، فضای مناسب ناهار خوری داره، آبجوش و چای هم همیشه در دسترس. البته گاز یا ماکروفر برای گرم کردن غذا نداره، اگه بیمه تامین اجتماعی داشته باشین صبح، ناهار و شام هم رایگان
مامان فسقلی مامان فسقلی ۱۱ ماهگی
بیمارستان نجمیه تهران:
اتاق عمل کامل مجهز برای من سزارین اورژانسی شد دو نفر دکتر متخصص زایمان بودن و همزمان متخصص اطفال هم تو اتاق عمل بود و متخصص بیهوشی و حدودا تو اتاق عمل ۱۰ نفر بودن
برخورد پرستار ها و ماما ها (البته نه همشون) در کل خوب بود
دکتر قادری قبلش خوب بود ولی موقع زایمان اخلاق نداشت ولی تخصصش خوب بود
اتاق های بخش کوچک بودن و تو هر اتاق دو نفر بودیم
تفاوت اتاق vip با معمولی این بود که داخل اتاق vip توالت فرنگی داشت و پنجره به سمت خیابان بود و همراه آقا میتونست بیاد و تک نفره بود
سزارین با اتاق معمولی و پمپ درد و شکم بند و جوراب واریس و دارو ها حدود ۷ تومن شد
بخش دائم نظافت میشد و تمیز بود
و پرستار های بخش مدام سر میزدن و پیگیر بودن
ولی قبل زایمان شب بلوک زایمان بیمارستان سوت و کور یه اتاق ۵ تخته بودیم با ۳ نفر بیمار ماما هم خواب
اتاق سزارین و طبیعی هم جدا بود و نمیذاشتن همراهم بیاد داخل
اتاق زایمان یه تخته و دو تخته هم بود ولی خوب خیلی خلوت بود اون روز فقط من طبیعی بودم
ساعت ۷ صبح تا ۲ دکتر متخصص تو بلوک زایمان بود
مامان فاطمه مامان فاطمه ۸ ماهگی
تجربه زایمان توی کلینیک اصفهان یا بیمارستان اصفهان( پارت دوم)
چیزهایی که راضی نبودم : اتاق های عمومی بیمارستان به شدت کوچیک بودن و فضای خیلی کمی داشتن تو هر اتاق ۲ نفر بود ما با اینکه از اول اتاق خصوصی میخواستیم و از روز قبل هم این موضوع رو گفته بودیم اما چون خیلی کم اتاق خصوصی داشتن اولش بهمون ندادن کلا ۲ تا اتاق خصوصی داشتن و یدونه اتاق خصوصی تزئین شده و به ما هرچی گفتیم بدین اتاق رو اون روز ندادن تا بلاخره انقدر پیگیری کردیم که دادن به زور بهمون ، من پمپ درد چندین بار گفتم از قبل که می‌خوام و بهم گفتن تو اتاق عمل بگو اونجا هم ازم پرسیدن و گفتم بهشون که میخوام اما در آخر هم بهم ندادن و من سر همین خیلی خیلی ناراضی بودم چون بعد عمل به شدت درد داشتم و پمپ درد واسم نیاوردن هیچی هم واسم جواب گو نبود تا در آخر یدونه آمپول عضلانی زدن تا آروم شدم، باید چندین بار به پرسنل می‌گفتیم یه کاری رو انجام بدن تا بلاخره بیان و انجام بدن، برای تمیز کاری اتاق ها فقط مرد بود و هربار مجبور میشدیم حجاب بگیریم، تخت داخل اتاق ها کاملا قدیمی بود و داخل دستشویی پدال گذاشته بودن برای باز کردن شیر و این فوق العاده اذیت کننده بود چون برای ماهایی که سزارین هستیم این خیلی اذیتم کننده هست که بخوایم پامون رو تا این حد باز کنیم تا برسه به پدال، اینکه همسرم بخواد بیاد پیشم رو خیلی سختگیری میکردن و قبلش گفته بودن مشکلی نداره تا قبل از رسیدن به بخش همسرم پیشم باشه اما همون پایین بهش اجازه ندادن بیاد بالا و دیگه به زور و با مخفی کاری پرسنل همسرم تونست بیاد بالا بچه رو ببینه وگرنه اصلا بهش اجازه نمیدادن تا زمان ملاقات و کلا همه آقایون هم سر همین از پله ها میومدن که جلوشون گرفته نشه
مامان شاهکار مامان شاهکار ۸ ماهگی
مامان آرام مامان آرام ۲ ماهگی
زایمان سزارین تو بیمارستان نیکان حکیمیه (پارت ۳)
دیگه اومدم تو بخش و تو یه اتاق دوتخته و بعد چند ساعت منو بردن تو اتاق یه تخته خصوصی و این بین تخت منو کوبیدن تو دیوار که واقعا درد وحشتناکی توی شکمم داشتم اون لحظه که باعث شد کلی گریه کنم ،البته اون خانمه کلی معذرت خواهی کرد اما خوب کاری بود که شده بود !
بعد که دخترم اومد گفتن شب باید بره و یه نفر همراه داشته باشید
درصورتی که قبلاً موقع درخواست اتاق خصوصی من بهشون گفته بودم که شرایطم اینطوریه و برای همین اتاق خصوصی میخوام ! همه ام گفته بودن اوکی !
حالا اومده بودن میگفتن باید اتاق وی آی پی بگیرید که بتونی دخترت رو همراهت داشته باشی و خوب چون دیگه شب شده بود و فردا ظهر هم ترخیص می‌شدیم اصلا به صرفه نبود اون همه هزینه
منم دخترمو نگه داشتم اما پرستار شب کلی باهامون لج کرد و همش میومد اذیت میکرد که واقعا این رفتار آزاردهنده بود واسم اون موقع
کاش یکم درک بیشتری داشتن برای مادری که تازه زایمان کرده و خودش کلی درد داره و کلی هورمون و تغییر و از اینطرف هم بچه ای که به شدت اضطراب جدایی داره!
خلاصه که گفتن هزینه ی دوتا همراه رو حساب میکنیم و اینطوری رفع شد
من چون چسبندگی داشتم بخاطر همین دردم هم بیشتر بود ،اما هر وقت میخواستم میومدن مسکن میزدن و شیاف هم میزاشتن
خیلی زیاد درد نداشتم و قابل تحمل بود. اون موقع بود که گفتم همون بهتر که پمپ درد نگرفتم

#زایمان #سزارین #بارداری #نوزاد
مامان ویهان✨(نورک) مامان ویهان✨(نورک) ۱ ماهگی
تجربه سزارین من با دکتر شراره آذری آزاد در بیمارستان عرفان نیایش؛
در مورد دکترم که یکی از شانس های بزرگ زندگیم واقعا آشنایی با ایشون هست🥹
پر از ارامش و عمیقا دلسوز که روز زایمان و مثل یه تراپی کرده بودن برای من🥰
و تا اخر عمر تجربه قشنگی همراهم دارم (قابل ذکره که ایشون دستمزد جداگانه ندارن)
در مورد بیمارستان خیلی همچیز عالی بود واقعا پرسنل خیلی مهربون خیلی خوش رو رسیدگی بی نظیر با اینکه به من گفته بودن به خاطر تاریخ رند ممکنه شلوغ باشه و رسیدگی شاید خوب نباشه اما اصلا کم کاری ندیدم برعکس خیلی زیاد پیگیری نسبت به خودم و ویهان بود من اتاق خصوصی داشتم و یه مهماندار که نمیدونم رو اتاق بود یا برای همه هست؛ تمام کارهای من و انجام میدادن یه پرستارم از بخش اطفال تمام مدت به ما سرمیزد و به ویهان رسیدگی میکرد کلی راجب پرسه شیردگی و حتی پوشک عوض کردن کمک میکنن که از نظر من که مامان اولیم عالی بود
تو ریکاوری ماما اومد شاید یک ساعت با صبر ویهان و رو سینم شیر داد و این باعث‌شد روند شیردهی من بهتر پیش بره…
ادامه تاپیک بعد🙏🏼
مامان 🍒آراد🍒 مامان 🍒آراد🍒 ۴ ماهگی
تجربه ی زایمان سزارین پارت دو 🩵🎊
روز شنبه ۰۵/۰۲/۰۵

فرستادنم لباس هام رو عوض کردم و رو تخت دراز کشیدم اول ازمایش خون گرفتن بعد ان اس تی دادم و اومدن سوند رو وصل کردن با اینکه سزارین دومم بود ولی بازم به حرف مامان های گهواره کمی از وصل کردن سوند میترسیدم که خب خدایی اصلا درد نداشت که هیچ حتی سوزش هم نداشت و کمتر از چند ثانیه هم طول نکشید وصل کردنش فقط کمی حس بد داشت همین 😬🤌

یک ساعتی بلوک زایمان بودم تا کار هام انجام شد و دکترم از کلینیک به اتاق عمل اومد و شوهرم و صدا زدن و منو انتقال دادن اتاق عمل بین راه یکم ترسیده بودم و استرس داشتم چون دکتر با خودم نیاورده بودم و همون دکتر شیفت که بهم نامه داده بود قرار بود عملم کنه و راستش شناخت زیادی هم ازش نداشتم در واقع فقط همون یکبار دیده بودمش😅✋

رسیدم به اتاق عمل برخلاف دفعه ی قبلی که دکتر خصوصی داشتم و اتاق عمل خلوت بود فقط ( خودم بودم دکترم و یه اقای دکتر که دستیارش بود و یه دکتر هوشبری ) کسه دیگه ای نبود …

ایندفعه خیلی شلوغ بود 😫 کلی هم داشنجو بودن داخل اتاق عمل ‌که استرسم و بیشتر میکرد هر چند همه کار ها رو پزشک ها انجام دادن ولی وجود اون‌ همه داشنجو و شلوغی محیط استرس زیادی بهم میداد
و خب این از معایب بیمارستان دولتی هستش و باید در نظر داشته باشید 👍

ادامه رو پارت بعدی میزارم 😅😌