سعی کن دوستی آشنایی که باهات خوبی راحتی بگو بیاد باهاش حرف بزن بگو بخند بیرون رفتن فعلان خوب نیست یه کمی بدنت ب حالت قبل برگرده من مامان اولی نیستم ولی سر دوتاشم اصلان استراحت نکردم بخاطر داشتن زردی سر اولی که از کارمادرم راضی نبودم دومی هم نمیتونم یه جا بند بشم دوست داشتم زودی خودم پاشم کارامو بکنم سر دومی هم اولی فقط باید خودم غذا بدم خیلی بد غلق شوده روزای اول بعدی که از بیمارستان آمدم خیلی اذیت میکنه ب هربهونه ای کوچیکه رو میزنه اذیت میکنه
حق داری عزیزم
بچه اول همینطورع چون کل روال زندگیت زیر و رو میشه و تو تصوری از بچه داری نداشتی یهو دنیات عوص شده تا سیستم بدنت و مغزت بهش عادت کنه اینطور میشه
منم سر پسر اولم اینطور بودم
ولی بعد یه مدت عادت میکنی
سعی کن به خودت سخت نگیری
اگ مادرت هست بچه تو بزار پیشش با شوهرت برید بیرون یه دوری بزنید
حتما در روز واسه چنددیقه هم شده برو بیرون خیلی زیاد تاثیر داره واسه جلوگیری از افسردگی
باید فقط صبوری کنی
بعد چهل روزگی بهتر میشن باز ی شبایی اذیته
منم همینم دو تا پشت هم دارم دو ساله شبا پیوسته نخوابیدم
هر سنی بچه بیاری این احساسات رو داری
خودتو سرزنش نکن وگرنه اگه بچه نخوای اونم افسردگی داره🙃
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.