هیچی رابطمو حفظ ولی کم میکنم و زیاد صمیمی نمیشم باهاشون
ومتعقدم روزای سخت اونام میاد
و منم مثل خودشون رفتار میکنم
هیچی عزیزم رویه خوشمو نشون میدم
همیشه تو زندگیم سعی میکنم هیچ انتظاری از بقیه نداشته باشم
دکمه سی......
بی تغاوت اصلا انگاری که وجود نداره.
به خودم میگم بیخیال...تونیکی میکن و در دجله انداز...توی بارداری خواهرشوهرم هرروز واسش غذا پختم،هرچی هوس میکرد میپختم،واسه زایمان توی بیمارستان دوشبانه روز همراهش بودم،موهاشم شونه کردم بافتم میکاپش کردم...بچه اشو نگهداری کردم،اومدن خونه بچه اش زردی گرفت چندشب تاصبح کنارش بودم،کلا بچه اشو بزرگ کردم،واسه بارداری من هیچ کاری که نکرد تازه زنگ زد دوتا متلک هم انداخت که کمتر بخور حالا مگه چی میخوای بزایی...بعد زایمان خانوادم کرونا گرفتن تنها موندم،نه خودش نه مادرش کمکم نکردن،با کمرخم وشکم پاره آشپزی کردم،بچه رو حمام کردم،تاصبح شیردهی😒کلا تنهابودم.بعدش کلی پشت سرم حرف زدن😑بیخیال
من همیشه تو روزای سخت هیشکی کنارم نبود هیچوقت دیگه از کسی توقع ای ندارم الان زیاد با کسی رفت وامد نمیکنم
ومنی که مث تو
میگذرم ودل میسوزونم براشوون شده حتی روزای سختشونم بودم💔
هیچی ،سعی میکنم ارتباط نداشته باشم باهاشون
من که میگذرم اما تو دلم همیشه میمونه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.