۲۴ پاسخ

خدا باعث و بانی این جنگ لعنت کنه انشالله که ما مردم بیچاره باید زیر بمب و موشک باشیم

توکل کن به خدا بسپارش به خدا

خدا خودش کمک کنه

مامان مهوا من الان اینو دیدم واقعیه؟؟؟؟؟؟؟
شوهر من این چیزارو بهم نمیگه😭😭😭 خیلی این روزا استرس دارم واسش خیلی

بخدا فقط این درسته ..بقیش بازی با کلماته .نشه فلان جا ایران .نشه بهمان چرا پاکستان هند هسته ای دارن با اونا کسی کاری نداره.چون ایران خودشو تو جنگای اطراف درگیر کرده وسایل فرستاده برا همین با ما درگیرن ، نمی‌دونم به چه قیمتی با چه تفکری دارن همه چی رو داغون میکنن

تصویر

خدا پشت پناه همه خصوصا شوهرت باشه انشالله چیزی نمیشه انقد فکر وخیال نکن بچه شیر میدی برات خوب نیست

آره متاسفانه از همه نظامیا گرفتن،نگران نباش رشت فعلا امنه،خداکنه زودتر تموم شه این جنگ لعنتی

زندگیمون شده اضطراب و استرس
برا کدوم غصه گریه کنیم 😭😭

الهی بگردم منم داداشام نظ امین چ کنیم همشم نگرانشونم😭 خ سختههههه

شوهر خاله منم یکی دو روز پیش آزمایش گرفتن،پسرخاله بابام با اینکه بازنشستس الان باید بره سرکار چون امیره خانوادش انقد استرس دارن
خدا خودش رحم کنه

😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 خدایا خودت محافظ همه ی مردممون باش

خدانکنه
کارش چیه

چیزی نمی شه ان شا الله عزیزم توکل بخدا😔😔

وای از دل مادرای اون سربازاا🥺🥺🥺🥺

آزمایش واسه چی

خدا ضامن جونشون باشه

عزیزم تا خدا نخواد برگی از درخت نمی افته نگران نباش بسپار به خودش🙏🏻

نگران نباش عزیزم
هیچ اتفاقی نمیفته

من چندبار پیامو خوندم نفهمید چی به چیه

متوجه نشدم
میشه بگی چرا آزمایش گرفتن؟

یا قران😰😰😰

در پناه خدا باشه عزیزم

خداپشت پناهش باشع خداحفظش کنه🤲🤲🤲

خدایا خودت کمکمون کن،امروز فیلم سربازی که فقط ۴۰روز از خدمتش مونده بود رو نگاه کردم گناهمون چیه خدایاااا😭😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان ماهور مامان ماهور ۱۰ ماهگی
دلم خیلی گرفته امشب مهمونی بودیم پسرم با پدر شوهرم گفت میاد ما زودتر رفتیم وقتی پسرم اومد نگاش کردم فهمیدم بغض کرده یهو ی چیزو بهونه کرد هی اشکشو از گوشه چشمش پاک میکرد هرچی صداش کردم گفتم چی شده هیچی نمی گفت بعد گفتم کسی چیزی گفته مادر شوهرم سریع گفت نه کسی چیزی نگفت ولی من فهمیده بودم کسی چیزی گفته پسرمو بردم داخل اتاق اینقدر التماسش کردم چیشده گفت آقا جون ،پدرشوهرم,چیز بهش گفته بخاطر دختر خواهر شوهرم گفت اومدم از ماشین پیاده شم پام خورد بهش گفت خیلی دعوام کرد مامان دلخواه نزدم منم ریختم بهم اومدیم خونه کلی گریه کردم براش دختر خواهر شوهرم با پسرم ی ماه فرقشونه ۱۰سالشونه مهمونی هم خونه خواهرم بود ولی اونا هرجا میرن اونو میندازن دنبالشون دوسال پیش هم بخاطرش ی پدر شوهرم ی سیلی زده بود به پسرم که پسرم گوش درد گرفته بود ولی اصلا بنا نگفت تا دوسال پسرم من اصلا بچه ای نیست که بخواد بچه ای رو اذیت کنه پدر شوهرم از پسر بدش میاد ازشون متنفرم متنفر