۱۹ پاسخ

نمیتونی؟
باید بتونی
یه بار جواب بده ببین چطور راحت میشی
قرار نیست بی احترامی کنی بگو بچه ی خودمه اختیارش رو دارم خوذم بهتر از همه میدونم کی چیکار کنم

کسی بیخود میکنه بچتو ببره حموم والا من اجازه نمیدم حتما جوابم میدم

دفه دیگه خیلی جدی بگو فلانی یدونه برای خودت بزا که به بچه ی مردم انقد نچسبی کاراشو بکنی بهش بر مبخوره احتمالا

چندسالته

این خواهرشوهرت فاز مادری برداشته، سر همون افتادن تاس حموم سر بچت باید قشرق به پا میکردی تا حساب کار دستش بیاد

خوب اعصابی داری چیزی نمیگی من بودم جرش داده بودم

پاره پورش کن شوهرتم ک اجازه داده

تاس استیل حموم و انداخته رو سربچت تو لال بودی چیزی نگفتی؟؟؟

من یه چن شب پیش دخترم صداش گرفته بود اونجا بودیم به من نمبگفتاااا به خواهر شوهرم میگفت برو تو یخچال دوتا دارو هس بیار بده بخوره حالا نمبگفتاااا تو میدی بهش اصن دارو یا ن منم گفتم نمیخاد صب میبرمش دکتر چقد پررو آن مردم

کامنتارو که خوندم فهمیدم مشکل از اونا نیست، مشکل خود تویی

وا ب اون چه ک میبره حموم صد سال دیگ نمیذارم خاهر شوهرام اجازه میگیرن از بهش دس بزنن🤨

خدای من چرا اجازه میدی دخترتو ببره حموم!؟؟
خیلی اشتباه میکنی عزیزم
من حتی اجازه نمیدم کس دیگه لباس دخترمو عوض کنه

موقعی که داشت میبردش حموم کجا بودی که بعدش پشت در موندی مجبور شدی در بزنی؟ تو هم مثل مامان من بی زبونی. عیب نداره دخترت مثل من پاچه گیر میشه و نمیذاره کسی حقشو بخوره 😂

من بجز مامان خودم با هیچ احدی دخترمو حموم نمیفرستم مادر شوهرم ک چشاش نمی‌بینه قند فشار داره نمیتونه بجز اونم با هیچ احدی هروقت خواهرشوهرام میگن میگم ن خودم میبرم یا میگم ن بچم بد عادت می‌کنه

بگو ببخشید ولی بچه من دختره حریم خصوصی داره حق نداری دخالت کنی توی حموم کردن و جیش کردن زبون نفهم😒

من مادر شوهرم هزاران بار به دخترم گوشی داد میگفتم نده میداد اخرین بار گوشیو گرفتم از دست دخترم جلو مهمونا گفتم بسه مادر شوهرم جلو جمع گف برو گمشو منم از اون موقع پامو نذاشتم خونش پایین خونمه پلم تو حیاطشه

خب چطور بچرو دادی ببره حموم نمیزاشتی ببره خواهرشوهرت مجرده؟؟

بگو اینجوری میاد حموم و گریه می‌کنه اونوقت از حموم بدش میاد ، لطفا اجازه بدید فقط با من یا باباش بره حموم، یا مثلاً جولوشون نشون بدی که بهت برخورده و ناراحت باشی هم باز تکرار میکنن؟

عه خب وقتی شوهرت پایه هست میگه جوابشون بده توهم جواب بده دیگه چه پرو هست خواهر شوهرت با سیاست و کنایه جواب بده

سوال های مرتبط

مامان آروین مامان آروین ۲ سالگی
سر شب آروین و مادر شوهرم داشتن رو تخت باهم بازی میکردن منم پذیرایی بودم یهو به صدای وحشتناکی اومد ،آروین از رو تخت افتاده بود زمین پشت سرش خوردخ بود به پارکت ،داشت گریه میکرد هون لحظه که گرفتمش بغلم استفراغ کرد
زنگ زدم اورژانس گفتن هوشیارع گفتم بله گفت بباشه بازم ببرش بیمارستان
تو راه اقا خوابش مبومد هی چشاش رو میبست منم داشتم رانندگی میکرد از ترس داشتم سکته میکردم
رسیدیم بیمارستان تا پرستار رو دید شدیدا گریه کرد انفدر گریه کرد که اکسیژنش رو ۷۹ نشون میداد
گفتن ببر عکس بگیرن از سرش رفتم پیش دکتر ،گفت نه لازم میست عکس یک ساعت بیرپن منتظر باش اگه دوباره استفراغ کرد عکس مینویم ،ولی خداروشکر حالش خوب بود و چیزی نشد اینطپر شد که برگشتیم خونه
ولی خیلی خیلی ترسیدم دستام میلرزید داشتم سکته میکردم،این اقا هم با اداهاش ترسمو بیشتر میکرد ولی خداروشکر اخرش خوب تموم شد 🤦🏻‍♀️❤️🥲😩
بعدشم تو خیاط بیمارستان دست میزد و نانای میکرد🤣