۹ پاسخ

نه خیلی عالیه ادامه بده ثنا که خیلی وابسته است

نه اصلا
بالاخره بچه ها باید یه روزی از وابستگی شون دل بکنن
خدا رو شکر که اینطوری درک کرده همین روش رو ادامه بدی موفق میشی و راحت

عزیز شخصی پیام دادم

مامان گیسو جان میشه درخواست دوستی بدی

چه رمانتیک😂😂 من ۱۸ ماهگی گرفتم هر وقت گفت پستونک یا خودمو زدم به نشنیدن یا گفتم نیست بیا بگردیم همیشه روی یه سینی که شیر خشک و شیشه اش رو هم توش میزارم رو کابینت بود میرفتیم نگاه میکردیم می‌گفتیم نیست دیگه بچه ام نا امید شد

دختر منم ب پتو و گوشهای پتو و پستونک وابسته اس خدا میدونع چجوری رها میشم نمیدونم ولی همینکه پتو رو داره روش درستیع باید با یه چی خوابش ببره

نه دیگه همین روش برو جلو

چطوری بچت کامل حرف میزنه

بنظرم از پستونک گرفتم راحت ترین بود…چند روز که نبینتش یادش میره نگران نباش بهترین روش رو انتخاب کردی

سوال های مرتبط

مامان دخملی ها🩷🩷 مامان دخملی ها🩷🩷 ۱ سالگی
پارت چهل و یکم

گیسو یکی دو هفته یه بار میدیدم و همه چی اوکی بود، رابطه گیسو و امید عالی شده بود و گیسو با همه چی کنار اومده بود، با باباش هم زندگی خوبی داشت و همه چی براش فراهم بود خداروشکر حال روحیشم خوب بود و براش خوشحال بودم.
۱۴ فروودین ۴۰۳ وقتی بیدار شدم بی بی چک زدم و دیدم مثبته، راستش هم خیلی خوشحال شدم، هم یه حس ترس، استرس، میترسیدم با اومدن نی نی امید ازم دور شه، از یه طرف استرس گفتنش به گیسو رو داشتم
عصر شد و امید اومد خونه و طبق معمول همیشه بغلش کردم و بهش خسته نباشید گفتم، یه بسته آوردم و گفتم برات هدیه خریدم، گفت واااای امروز چندمه؟ چه مناسبتی رو یادم رفته؟ امروز چه روزیه؟
گفتم حالا بازش کن متوجه میشی
بازش کرد و با دیدن بی بی چک مثبت شوک‌ شده بود، خیلی خوشحال شده بود و ذوق کرده بود هی بغلم میکرد و بوسم میکرد
بارداری خیلی بدی داشتم، حال روحی وحشناک که فقط گریه میکردم و امید کل اون روزا کنارم بود و باهام حرف میزد و بهم آرامش میداد و با وجودش تونستم اون روزای سخت رو بگذرونم
به گیسو گفتم تو دلم یه نی نی دارم، جیغ زد و گریه کرد و گفت من نمیخوااااااام تو بچه بیاری
واااای چه روزای سختی بود ولی گذشت
مامان 🧚الارا مامان 🧚الارا ۱ سالگی
دخترم اخیرا خییلی زیاد به پستونک وابسته شده بود،یعنی تو خونه مدتم دهنش بود وقتی هم قایم میکردم کلافه میشد دنبالش میگشت و هی درخواست پستونک داشت(به پستونک میگه پیس😩🥺) هی میومد پیشم و میگفت پیس و تا پستونکشو نمیگرفت بیخیال نمیشد تا اینکه هفته ی پیش پستونکش پاره شد رفتیم براش پستونک جدید کپی مدل قبلی خریدیم فقط طرحش فرق داشت که خانوم خانوما قبولش نکرد میذاشت دهنش اوق میزد،نمیدونم چرا آخه مارک و سایزش دقیقا مثل پستونک همیشگیش بود و ترجیح میداد همون پستونک پاره خودشو بخوره تا اینکه پستونکش پارگیش انقدر زیاد شد که به مو بند بود ولی باز ولش نمیکرد و پستونک جدیدو نگاهشم نمیکرد😂دوباره رفتیم یه پستونک مثل همین طرح خودش گرفتیم یعنی با پستونک خودش مو نمیزد که خانوم اینم قبول نکرد و همونو که به مو بند بود میخورد😂دیروز صبح بالاخره پاره شد و آورد داد که درستش کنم بهش توضیح دادم که نمیشه یا باید پستونک جدیدتو بگیری یا دیگه پستونک نداری حالا پستونک جدیدتو میخوای؟خواستم بذارم دهنش که گفت نه!و در کمال ناباوری بدون پستونک خوابید و از دیروز تا الان دیگه بدون پستونک میخوابه اصلا فکر نمیکردم انقدر راحت ترک کنه چون شدیدا وابسته بود! خداروشکر این مرحله رو پشت سر گذاشتم! میمونه از شیر گرفتن و ترک پوشک که به امیدخدا تو زمان مناسبش🌼شما چجوری از پستونک گرفتین یا میخواین بگیرین؟