۹ پاسخ

هیچ کاری نکن... ولش کن بابا بچه رو ... بچه‌های من هنوزم دارن میخورن البته بچه‌های من هم فقط موقع خواب میخورن بیدار میشن پرت میکنن اونور... هر وقت بخواد دیگه نمیخوره

نصفشو باقیچی ببُر
بده دستش ولی جایگزین نکن ببینه نمیتونه بخوره میندازه کنار
پسر کن خیلی وابسته بود باهمین روش یه روزه ترک کرد

دختر شما قشنگ حرف میزنه؟ چیا میگه ؟

چیکارش داری بچه رو🥹گناه داره بزار بخوره...دندوناش و لثه هاش بالای ۴ سال اگر پستونک بخورن تغییر شکل میده نه الان

سوراخش کن،دختر من پستونکش سوراخ شد یواش یواش از چشش افتاد نخورد دیگه

من ک تو ۸ ماهگی ازش گرفتم فقط موقع خواب میخورد خداروشکر زود ولش کرد

در همین لحظه

تصویر

الهی قربون شیرین زبونیش برم.....دخترتوهم خیلی وابسته س؟؟؟

آخی خب چرامیخای بگیری ازش

سوال های مرتبط

مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
نمیدونین چه حس بدی دارم 🫠کوه عذاب وجدانم الان ،از دیشب قصد از شیر گرفتن کارنو کرده بودم ولی از بس دیشب نق زد و واقعا نخوابید آخرش دادم شیر تا خوابش برد دیگ امروز از صبح کلا ندادم
ظهرم نخوابید چون گفتم آخ شده ،دیگ الان واقعا هلاک بود فکر کنم یکساعت به کوب گریه کرد تو بغلم مثل همیشه راهش بردم و لالایی همیشگی رو خوندم کلی خوراکی جدید دادم دستش
آخر سرم دیدم گریه هاش داره به هق هق خفه شدن میرسه دیگ قطره خواب آور دادم
بچم تو همون حالت که قطره رو دادم دراز کشید و منم با گوشی لالایی گذاشتم زدم رو سینش مثل آدمای داغ دار هق هق کرد و خوابش برد
میتونم بگم یعنی به عمرم اینقدر سخت نبوده چیزی برام با اینکه همیشه گفته بودم من اصلا برام مهم نیست ولی چون کارن بینهایت وابسته بود برای خوابش به شیر انقد به هلاکت رسیدیم 💔به حق همین شب عزیز کاش فردا شب اینطور گریه نکنه چشماش که بسته شد اشکام ریخت بچم مثل آدم بزرگا هق خالی میزد تو خوابش
من تدریجی وعده های روز رو حذف کردم ولی برای شب واقعا نشد هر کار کردم چون عادت داشت زیر سینه به خواب بره برا همین انقد سخت بود🫠می‌ذارم بمونه به یادگار از این شب سخت ۰۴/۱۱/۱۷ از شیر گرفتن کارنو🩷
مامان نویان مامان نویان ۲ سالگی
سلام به همه مامانای گهواره 🫠🫠خدا قوت به همتون✋️
چقدر پروسه از پستونک سخته...یعنی همه مراحل سختن از پوشک گرفتن از شیر گرفتن و از شیشه و پستونک گرفتن...
پسرم پستونک خراب شده بود براش یکی دیگه گرفتیم اصلا هم نیت گرفتن از پستونک نداشتم ولی تو دلم خیلی حرص میخوردم که دارم تنبلی میکنم که از دیروز عصر پستونک کهنه پسرم جلوی چشماش انداختم سطل آشغال نو رو که دادم نخواست اصلا..تا قبل خواب اوکی بود وای پسرم که تایم خوابش ۹ الی ۱۰ شبه تا ۱۲ تو تاریکی و روشنایی اتاق هی بهانه های عجیب غریب میگرفت و داشت هلاک میشد و خوابش نمیبرد...دیشب خوابش برد تو خواب چندیت بار ناله کرد و من پستونک گذاشتم دهنش خودش پرت میکرد بیرون و خلاصه امروز هم مکافات داشتم...
پسر سر به راه من امروز شر شور شده بود هر روز ۱۲ و نیم یک میخوابید امروز ۵ و نیم خوابش برد به سختی و من خودم رو به فروپاشیم کلیم کارام مونده...
دعا کنید روانی نشم چون دیگه خودش نمیگیره پستونکشو و فقط داره کلافه میشه و من باید صبوری کنم تا عادت کنه..

کسایی که تجربه اشو دارین چقدر طول میکشه عادت کنه؟